شدیدا نیاز دارم که به سلولای مغزم بابت فکرکردن به مسائل اجتماعی تنفس بدم..
شدیدا هوا میخوام...
شدیدا نیاز دارم چشمامو ببندم و رایحه ی لالیک ملایم روی بافت روسری حریری که گم کردمو، نفس بکشم..
فرزندان عزیز من؛
عزیزخواهرهایم:
به گمانم بلوغ
یعنی،
دلت، هم دل با تکلیفت باشد.
دلتان را با تکلیفتان تنظیم کنید...
من امروز پس از کلی فکر کردن و
بررسی زخم ها،افتادن هاو گریه کردن ها،
اینهارا عمیقا دریافتم...
همین..
خواستم نگفته، نمرده باشم.
آدمیست دیگر! :)
" دل ــنامه "
بچه ها خالم یک ویدیو فرستاد از جشن عروسی یکی از هم ولایتی ها در دهه ی 70 که در قسمتی از اون فیلم
بچه هاایشون بابابزرگ مادری من هستند❤
که عمرشون رو دادن به شما...
نمی خوام اغراق کنم، ولی جذاب ترین پیرمردی که توعمرم دیدم همین "حِسنَلی پْی یِر "خودمون بود حقیقتا
حسنلی پی یر: به فارسی بابا حسین علی