یکی متولی بشه، بیاد از خانواده دست نوشته های مارو جویا بشه و داستانو کامل کنه..
همه ی این شهدایی که هِی ترغیب شدم ازشون بیشتر بخونم و بفهمم..
اتفاقا اونام، حضرت مادرو خیلی دوست داشتن..
عجیب بود این سیگنال...
مثلا هرشهیدی که خوندم
وگفتم
عه چه باحال عه چه جالب عه فلان عه آخِییی...
دیدم بَه چه باحال...
حضرت زهرایی بوده...
چرا اکثر آدما وصیت نامشون،
و غالب روند وصیت نامه ها شون
فقط راجع به توضیح و تقسیم ِ ارث و میراثِ مالی و مادی هست؟
یا خواسته های بازم درجهت منافعِ شخصِ از دنیا رفته؟
تهش یه بند با این مفهوم بنویسن
که دعوا معوا نکنید، یابرای فلان حرکت ورسم خانوادگی و خاندانی حلالتون نمیکنم و..:///
یعنی آدما هیچ دغدغه ی غیرمادی و یا هیچ توصیه معرفتی، اخلاقی، اخرتی، انسان سازی، و ارزش متعالی ای ندارن برای ارائه، به عنوان وصیت؟
مگه حتما باید یک انسان عادی نباشن؟ چی باعث تقلیل این نگاه توحیدی به نگاه مادی شد ؟
اینهمه وقت دنیا رو میگیریم که فقط راجع به تقسیم ارث و میراث مادی برای بازماندگان وصیت کنیم؟
چرا هیچ کس صداش در نمیاد که؛
عرف فرهنگی نظام سرمایه، برای وصیت نامه، یعنی مصادره ی مادی مفهوم "ارث " و تحریف معنای "میراث"