eitaa logo
" دل ــنامه "
49 دنبال‌کننده
263 عکس
70 ویدیو
11 فایل
سلام🌱 دل ـنامه رو ساختم، تا مهمون اکتشافات روحمون بشیم که به این منِ مبتلا به جبر یاداوری کنم که یه روز قراره اسم کتابت بشه، که تو مقدمش بخونید: "خدا رفیقِ دلایِ هِلهِل شده هم هست..."
مشاهده در ایتا
دانلود
میانِ استخوان های خُرد شده ایم؛ اما "امید" تقلا میکند برای روییدن🌱
" دل ــنامه "
این روضه ی آسمانی💔 هنزفری دستمال یه لیوان آب نوشته یا پروژه ای هم که روبروی چشمتون یه مشکلی دار
_ما در هور و کمیل و علقمه و اروند به اشک مادران شهدا قسم خورده بودیم... _در طلائیه با خود واقعی این من، تنها شدیم و به آفتاب هر روزه ای که روی آن گنبد طلایی می نشست غبطه می خوردیم، ان افتاب می گفت، با نسیم های مسافری که از فکه ی آوینی و باقری می وزند، رفیق صمیمی است. _گاهی پیشانی ام، برای سجده ی آن نماز دو رکعتی روی خاک های نزدیک مقتل شهدا در طلائیه، تنگ می شود. گاهی آن قدر دلتنگ، که حسرت و شورش، بافت های سلولی روی پوست پیشانی ام،قابل کنترل نیست،چراکه سراسیمه به طبقه ی پایین رفته و به در مخزن اشک متصل به چشم هایم می تازند ومخزن بیچاره ی اشک، سرریز متلاطم پشت سد چشم هارا، به بیرون می فرستد. _ٱه.. چرا انقدر فلسفه و ادبیات فیزیکی بهم می بافم، یک کلام، در طلائیه آدم دیگری شده بودم، انگار روح تازه پالایش شده و تازه تسفیه شده ای از این من، به نبض سر پنجه های انگشتانم برگشته بود.آن روز به دست هایم نگاه کردم و گفتم، مگر تو بیست سال پیش بدنیا نیامده بودی؟ _ ان روز در غروب طلائیه یا شایدکانال کلنگ زده ی رهاشده ای در دوردست شلمچه، به ماجرای هر خطی از چین وچروک صورت مادران و پدران شهدا، فکر می کردم. به این که آیا کسی می اندیشد که، پشت هر چین و چروک چه بغضی راه گلویشان را سد کرده است؟ _نوای زخمی آهنگران،پخش شده بود. ما هرکداممان غرق در اندیشه ای، به رفت و امد زائران در آن دور دست ها چشم دوخته بودیم.
ولی حرف ارزو شد😎 بیاد اوردم یکی از ارزوهام اینه اولین محیط خدمت به جامعه برام مدرسه باشه. 🌱 نمیدونم کدوم بخش میشه ولی یه مدرسه ی شر و شوربا کلی بچه ی پیش فعال و شیطونو بدن به من❤ میخوام داوطلبانه پیر بشم 😊 خدایا من جدیدا در ارزوی دیدن این بچه ها دارم دق می کنم⚽ ترجیحا سیصد چارصد نفر. نهایتا چهارصدو پنجاه نفر بچه میسپری به من؟ 🥰 خیلی سرم درد می کنه برای چنگول فرهنگی✌ و هیئت دانش اموزی زدن و ایده های دیگه و شیطنت کردن ها و باند ساختن های علمی😎🏹🤺🌱 ولی میدونید میگن تو عروس علوم پایه ی گریگوری هستی 🥲 هیس، فیزیک خوانده ها رو چه به این کارا،زشته جایی نگو،سنگین باش،ابرومون میره😒ـ.! اتفاقا من میخوام برم که شوق علمی روهم با اتیش زدن ازمایشگاه کم امکانات اون مدرسه در بچه هام احیا کنم 🥲🔎😅 من می خوام با بچه هام جشنواره علمی داخلی بزنیم و از معدل یازده ای ها ، بفرستیم جشنواره خوارزمیمون♥ میگن بیا پایین بچه. بیا برو ارشد یه کوفتی بخون ،اصن باس بری تو پستوی ازمایشگاه های هسته ای و لیزر و مدرن و بیسار که رنکینگ علمی نوسان پیدا کنه 😅 وای چقد ارمانی و سنگین، چه توقعات بالایی.. 🪚 منم نمی پذیرم عمرا وطبیعتا.
" دل ــنامه "
ولی حرف ارزو شد😎 بیاد اوردم یکی از ارزوهام اینه اولین محیط خدمت به جامعه برام مدرسه باشه. 🌱 ن
واقعا مشخصه تو متن که از دنیای ادم بزرگها خسته شدم و نمیکشم باگ های خودخواهانه و تنبلانه و غیر تحولیشون رو؟
" دل ــنامه "
پویش نه به ناخونکاری اجباری رو میبریم بالا تو هیئتمون🥰
هِه. بروبچه های روح الله از سرشاخ شدن و ضربه فنی کردن چنگولای استعمار هویتی نمی ترسن.
" دل ــنامه "
ولی حرف ارزو شد😎 بیاد اوردم یکی از ارزوهام اینه اولین محیط خدمت به جامعه برام مدرسه باشه. 🌱 ن
ارزوی بعدیم دانشگاهه🥰 نمره های یه کلاس داغون دستم باشه💔 چه رویای محالی😁
" دل ــنامه "
ارزوی بعدیم دانشگاهه🥰 نمره های یه کلاس داغون دستم باشه💔 چه رویای محالی😁
پوستشون رو بککنم برای روش تحقیق و کلمه به کلمه اش که خدا نکنه کپی باشه. خدایا چه حال قشنگیه😭
" دل ــنامه "
ازمونای نهادو جلو چشمم انجام بدن😌🙃😐⚡️
برای ارائه با اونایی که نمی سازن همگروهیشون کنم.
" دل ــنامه "
برای ارائه با اونایی که نمی سازن همگروهیشون کنم.
لیگ کتاب نویسی صد برگه ای با جایزه های میلیاردی بذاریم برای مقاطع🍁