🗣 خب.. حس فرسودگی داری، نه؟ تو گذشته گیر کردی
🦕 توی گذشته گیر کردم چون ترجیح میدم هرجا و زمانی باشم جز اینجا و این زمان. ولی حتی توی بخش خاصی از گذشته هم گیر نکردم صرفا هرجایی جز اینجا
و آره فرسودگی، تنهایی، غم و دلی که بدجوری گرفته
🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/108
تو زمان دیگه ای گیر نکن همین لحظه هارو زندگی کن نذار رو هم تلنبار شن بالاخره اینم میگذره
میدونم خسته ای.. دوست داری بیشتر راجبش حرف بزنیم؟
🦕 میدونی چیه. من خوبم خوبم خوبم بعد یهو دیگه خوب نیستم، و چون شدت احساساتم کلا بالاتر از نرماله وقتی خوب نیستم خیلی خوب نیستم و کاری جز اینکه بذارم بگذره و کم کم حسم کمرنگ شه نمیشه کرد. واسه همین تو این مواقع حتی اینکه پا شم ناهار بخورم هم یه جور موفقیته. امروز بیرون هم رفته بودم تازه و جدی به عنوان موفقیت ثبتش کردم.
🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/107
اینکه با این حال خلاقیتت رو حفظ میکنی تحسین برانگیزه
🦕 :(((( 💘✨
🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/111
بنویس حتما بنویس چی بهتر از این
🦕 شایدم نوشتم
احساس میکنم انسان در نهایت همیشه تنهاست و اینکه به خودش بقبولونه نه آدمهایی هستن که همیشه پیششن واقعیت نداره، چون اینطوری نیست. و این یکه و تنها بودنه منو داره میترسونه. اینکه دوست داشتن ها تاریخ انقضا داشته باشن و همه کم کم از هم عبور کنن ولی من همونجا بمونم چون من از هیچی عبور نمیکنم انگار. و بدتر از اون، اگه من اول عبور کنم چی؟
به نظرت آخرین دایناسور روی زمین چه احساسی داشت وقتی دید تمام گونهش منقرض شدن؟ اونی که برخورد شهاب سنگ رو دید و مرگ همنوعانش و دوستانش و خانوادهش رو.
حس میکرد تک افتاده؟ یا احساس میکرد چقدر خوششانسه که زنده مونده؟ یا میدونست به زودی اونم از بین میره پس ترسیده بود؟ یا از آخرین لحظات عمرش سعی داشت بهترین استفاده رو کنه؟