🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/92
خب نمیشه توضیحش داد. شاید فقط خاطرات و اتفاقایی که میفتن اونقدری که باید برام قابل لمس نیستن؟ انگار از پشت یه شیشه ی کدر به همه چی نگاه میکنی. یه همچین چیزی.
🦕 انگار جدا از جهان اطرافت هستی و صرفا تماشاگری نه تجربه کننده
🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/94
آره میشه گفت
🦕 شاید دنیای اطرافت توی مدرسه چیزی نداره که موردعلاقت باشه واسه همین صرفا تماشا میکنی و میگذری
🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/95
خب.. منظورم صرفا مدرسه نیست
ولی شاید
🦕 اوهوم جز مدرسه هم میشه. من خودم الان خارج مدرسه هستم و همچین حسی دارم. عملا حس میکنم بهر تماشای جهان اومدم، و چیز دیدنیای هم نیست تازه
هدایت شده از F.M
🗣 بیدارم چون مشق دارم
🦕 آیا تو از ممبرهای این چنلی؟ قاطی کردم با چنل خودم😂😭
چه مشقی داری حالا، من خودم صبح کلاس دارم و بازم دارم نمیخوابم
🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/96
آره میفهمم چی میگی
ولی زندگی کن فقط تماشاگر نباش
🦕 دارم تلاشم رو میکنم ولی در حال حاضر واقعا دلم میخواد بمیرم، شاید بخوابم بهتر شه
🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/99
چرا؟ چه حسی داری؟
🦕 ببخشید رفتم. نمیدونم واقعا. احساس انزجار از خود شدیدی بهم چیره شده.
🗣 https://eitaa.com/delphiunknown/100
خب.. بذار اینجوری بپرسم
حست چه رنگیه؟
🦕اوه بذار فکر کنم
دلگیرترین خاکی ممکن، و یه غروب نارنجی غمانگیز، رنگ اتاقهای بدون پنجره با دیوارهایی به رنگهای مرده.. رنگ غم از جنس دلمردگی.
🗣 خب حالا اینو بگو
اگه یه مکان یا شی بود چطور توصیفش میکردی؟
🦕 اوممم، یه خرابه که یه جغد بالاش داره هوهو میکنه و بقایای یه جشن تولد از مدتها قبل اونجا موندن و فرسوده شدن.