eitaa logo
دِلــــریش.
124 دنبال‌کننده
181 عکس
47 ویدیو
2 فایل
‌دِلریش ؛ دلخسته و رنجور . نوکر علی ‌‌..
مشاهده در ایتا
دانلود
لذت میبرم ذکر اهل بیت توی خونمون پخش میشه . .
اتفاقا تهران اصلا رنگی نیست ی مکان خاکستریه با ادم های خاکستری ..
دِلــــریش.
_
اللهم الرزقنا از این مدل خوابا :)
14050426_متن_کامل_پیام_رهبر_معظم_انقلاب_درباره‌ی_حماسه_عظیم_بدرقه.pdf
حجم: 148.1K
📖 متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب درباره‌ی حماسه عظیم بدرقه آقای شهید ایران و تبیین مسائل مهم کشور 🔗 rahbar.ir/s/1590 💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
دارم دلشوره اربعینو . . .
ولی هیچکس ؛ به اندازه کسی که میدونه چقدر پتانسیل داره، ولی نمیدونه داره با زندگیش چیکار میکنه، معنی کلمه اضطراب رو نمیفهمه ...
دِلــــریش.
احتمالا قشنگ ترین عکسی هست که توی عمرم گرفتم :)
اصلا خبر داری که از دوری دارم دق میکنم ؟ . . ‌
مرحوم آیه الله سیدمحمدکاظم‌قزوینی در باب ظلم‌ها و ستم‌هایی که امام‌حسن‌مجتبی علیه‌السلام ، در دوران عمر شریفش گذراند می‌فرمود « ایشان نهایتاً یک سال از امام‌حسین‌علیه‌السلام بزرگتر بودند ، اما بیست‌سالي مسن‌تر به نظر می‌رسیدند! »
هدایت شده از • سی‌و‌دو | فیاض •
مغازه دار خانوم بود شال سبز کمرنگش دور گردنش افتاده بود و موهای کوتاه مش کرده و آرایش نسبتا تند.. وارد مغازه اش شدم نگاه سردی کرد و مشغول شد سوال اول رو که پرسیدم با سوال جواب داد مشتری دیگری وارد شد که اوهم حجاب نداشت باهاش دست داد و خوش و بش کرد مجددا ازش درخواست راهنمایی کردم برگشت و باتندی گفت خانوم صبر کن چه خبره! صبر کردم اینقد که شاید یک ربع و حدود ۵ تا ۶ نفر از همین مشتریان همرنگ رو راه انداخت و من توی حاشیه ی مغازه براش انگار وجود نداشتم، همینقد بی اعتنا! مغازه که خالی شد انگار دوباره متوجه من شده باشه نگام کرد و گفت شما انتخاب کردین؟ لبخند زدم و گفتم خداقوت خیلی سخته از اول صبح اینقد مشتری با سوالات زیاد داشته باشی و همه هم دوست داشته باشن راهنمایی بشن نگا میکردم و تحسینتون میکردم از صبری که دارین و مهربانانه پاسخگو هستین آرزو میکنم تا آخر روز همینقدر پرانرژی و مهربان و باحوصله بمونین... مشخص بود یکه خورده انتظار تحسین شدن از کسی که تا الان حتی نمیخواست مشتری اش باشد رو نداشت. لحنش ملایم شد، سوال اولی که پرسیده بودم رو حالا جواب داد نظرش رو میپرسیدم و انگار باز هم ذوق میکرد و حتی از تجربیات خودش هم برام میگفت تا مطمئن تر انتخاب کنم. خلاصه اینکه این مکالمه به اینجا رسید که از معطلی اول دیدار عذرخواهی کرد و براش بهانه ی دست تنها بودن و نبودن همکارانش رو آورد و ابراز محبتش به دادن کارت ویزیت و اینکه مادرش مثل من محجبه هست و در خانواده مقید بزرگ شده و .... کشیده شد. ___________________ میخواهم بگویم یک خرید که با برنامه ریزی قبلی من ده دقیقه ای تمام میشد نیم ساعت حدودا طول کشید اما ارزشش را داشت! به اندازه ی تغییر احساس یک شیعه ی مولا به آدمهای شبیه من! @m_fayaz96