eitaa logo
پویش دلتکانی
2.2هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
849 ویدیو
59 فایل
📚خانه تکانی دل با کتاب 🌺بیش از ۶٠٠ عنوان کتاب ارسال کادو شده به سرتاسر کشور ☘️کانال مستقیما زیر نظر نویسنده کتاب های یادت باشد، کاش برگردی و هواتو دارم مدیریت می شود آی دی سفارش کتاب @aghigh1369
مشاهده در ایتا
دانلود
نظر خواننده کتاب یادت باشد در پیج اینستاگرام ما را دنبال کنید👇 https://www.instagram.com/p/BhJjWbHAHRI/
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد من که فکر می کنم دروغ می‌گوید هر کسی که مدعیست با اشتیاق کتاب را خوانده و نمی‌توانسته کتاب را زمین بگذارد... کتاب را قبل از تعطیلات گرفتم و بردم مشهد، توی مسیر، اوقات بیکاری، در روزهای تعطیلات نوروزی... اما نمی‌توانستم لای کتاب را باز کنم، نه! نمی‌شد! دلم نمی‌خواست کتاب را بخوانم و این فرزانه بی حمید شود، این عاشق و معشوق از هم جدا شوند... چطور ممکن است دلشان آمده باشد که سریع‌تر برسند به انتهای داستان و ببینند که پیشِ چشم‌های فرزانه، جانش رفته است... (من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود) خدا می‌داند چقدر با صفحه صفحه کتاب مثل ابرهای بهاری اشک ریخته‌ام، هر بار که چند فصل کتاب را خواندم، هر چقدر عاشقانه‌هایشان بیشتر شد، بیشتر گریستم از درد این جدائی! می‌دانم، می‌دانم که حمید برای خودش شیر زنی را انتخاب کرده، می‌دانم که خدا می‌دانسته فرزانه این‌قدر قدرت دارد که اقتدا به بانویش زینب (س) کند و عاشقانه صبور باشد و جز زیبایی هیچ نبیند... اما دل است دیگر... می‌دانم «واستعینوا باصبر و الصلوه» می‌دانم «وبشر الصابرین» می‌دانم «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا» اما بمیرم برای دل پاره پاره‌ات، برای دنیایِ بی حمید، برای تنهایی‌هایت، بمیرم برایت... می‌دانم خیلی اجر داری نزد خدا، می‌دانم روح‌ات خیلی بزرگ است و می‌دانم سرافراز از این آزمون پیروز آمده‌ای،اما خدا شاهد است با خواندن این کتاب چقدرگریستم، چقدر غبطه خوردم و چقدر برای حال این روزهایت از خدا «شرح صدر» خواستم... بهترین‌های الهی در دنیا و عقبی روزی‌ات باد. سفارش ما را هم به آقا حمید بکن که دستمان را بگیرد تا پیش سید الشهدا و شهدا روسفید باشیم... گویند که سنگ، لعل شود در مقام صبر آری شود، ولیک به خون جگر شود... @yadat_bashad
با سلام خدمت همه همراهان عزیز ممنون می شویم اگر در اولین نظرسنجی کتاب یادت باشد شرکت فعال داشته باشید پیشنهاد می کنیم قبل از پاسخ به نظرسنجی مطلبی که با موضوع داستان جلد کتاب نوشته شده رو مطالعه کنید در پناه حق روز خوبی داشته باشید
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد با عرض تبریک سال نو وتشکر بابت قلم زیبا ودلنشین شما امروز کتاب یادت باشد رو به اتمام رسوندم. راستش هر از گاهی در اواسط کتاب با بعضی از جملات حس عجیبی داشتم وسعی میکردم بغضم راپنهان کنم امادر قسمتهای پایانی دیگر نتوانستم جلوی اشگهایم را بگیرم باران اشگ فضای خانه ام را عطر آگین کرد دیگر بی توجه به ناراحتی دختر کوچکم که هر بار چشمهایم را که بارانی میدید اظهار ناراحتی میکرد.اشگ ریختم.احساس میکنم که چقدر حال دلم خوب شده.حالا هربار که برسر مزار این شهید بروم.قطعا میتوانم بهتر ارتباط برقرار کنم.وباز هم سپاس وهزاران سپاس بابت این کتاب زیبا راستش اولین کتابی که از نمایشگاه خریداری کردم همین کتاب بود احساس میکنم خود شهید این کتاب را به من هدیه کرد امیدوارم خدا جایزه ی عظیم ونورانی به شما عنایت کند @yadat_bashad
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد عاشقانه ترین اثر شهدای مدافع حرم رفیق شهید داری؟ سوالی بود که چند وقت پیش کسی ازم پرسید...منم بعد چند وقت خرسند سرمو بالا گرفتمو گفتم منم رفیق شهیدم رو پیدا کردم.به حدی خوشحال بودم که انگار به بزرگترین افتخار زندگیم دست پیدا کردم..مستند ملازمان حرم رو که دیدم با جمله جمله همسر شهید سیاهکالی اشک ریختم و سوختم.....میگفتم خدای من اخه چجوری میشه یه ادم زمینی در این ابعاد روح اسمانی داشته باشه....باز مستند رو دیدم برای دهمین بار و باز اشک جانسوز همسر شهید عمق وجودم رو لرزوند... فقط یک کلام...شرمنده روی شما و خانواده تان نشویم..خدایاااااا امروز کتاب ب دستم رسید فارق از تماااام اتفاقهای اطرافم صفحه به صفحه خواندم و با عاشقانه هایشان زندگی کردم و با جگر سوخته همسر شهید زار زدم....لمس زندگی شهدا و قبور شهدا پیشتر برام به ظاهر ممکن بود ولی حالا میفهمم .... هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم😔😔😔 @yadat_bashad
مطلب پیج رسمی دکتر فضه سادات حسینی گوینده خبر شبکه یک سیما در رابطه با معرفی کتاب یادت باشد یادت باشد ... فصل اول ملازمان حرم ک پخش شد، این جمله خیلی سریع و همه جا پیچید جمله عاشقانه ای از شهید سیاهکالی ب همسرش ... یک عبارت رمزی ... اشکهای خواهر عزیزم موقعی ک این خاطرات رو میگفت، از یادم نمیره ... با اشکهای فرزانه جان و شهره جانم، همه ما اشک ریختیم و تحسین کردیم این همه فداکاری را ... خیلی خیلی سخته ک زندگی ای ک عاشقانه دوستش دادی، خودت تقدیم کنی بره ... این یعنی نهایت ایثار و فداکاری ... حالا “یادت باشد” عنوان کتابی ست ک خاطرات شهید رو ب نقل از همسرش منتشر کرده ... خاطرات خواهر عزیزم فرزانه سیاهکالی مرادی بعضی کتاب ها هم یک جور دیگری دل آدم را هوایی می کنند مثل همین کتاب یادت باشد ... اگر دنبال یک عاشقانه بی نظیر هستید اگر میخواید کمی زندگی هامون بوی و محبت و صمیمیت بگیره اگر می خواید این شب ها و روزها با یه کتاب خوب خلوت کنید یا اینکه می خواید یه کتاب خوب رو به بهترین عزیزتون هدیه بدین این کتاب رو از دست ندید «یادت باشد» عاشقانه ترین اثر شهدای مدافع حرم🌱 🍃کتاب تحسین شده سبک زندگی🍃 یک رمان خواندنی ناب ب قلم محمدرسول ملاحسنی همراه با مسابقه کتابخوانی و جوایزی مثل سفر کربلا و ربع سکه روش های تهیه کتاب مراجعه به سایت رسمی yadat-bashad.ir یا ارسال عدد یک به سامانه 6600028682 پیج رسمی کتاب: @yadat_bashad @yadat_bashad
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد عاشقانه ترین کتاب شهدای مدافع حرم حواسمون نبود کنارش نفس می‌کشیم. حمید رو می‌گم. خیلی‌ها خرده گرفتند که چرا می‌گی حمید؟ بگو شهید مرادی ولی من همین‌طوری راحت‌ترم باهاش. البته‌ بی‌ادبیم هم بی‌تٲثیر نیست ولی حقیقت اینه که حمید خیلی باادب بود، خیلی. یعنی من شیفته‌ی ادبش بودم. بچه محل بودیم. اونا بهار ٨ ما بهار‌ ۷. نمی‌گفتیم بهار ٨ ، معروف بود به کوچه‌ی مسجد(حضرت فاطمه‌الزهرا(س)). من با جوادشون هم‌کلاسی و رفیق بودم. همیشه تو سلام کردن پیش‌دستی می‌کرد. می‌گفت سلام آقای ... . گفتم که خیلی باادب بود. تو محل زیاد نمی‌دیدمش اما تو دوره‌ی تکمیلی بسیج دو هفته باهم تو پادگان بودیم. شهید شیری هم بهمون آموزش می‌داد. با همه مهربون بود. تو یکی از همین شبها باهم نگهبان بودیم. میومد سر می‌زد. روز آخر از بچه‌ها عکس می‌گرفت. مطمئنم الان بچه‌ها میرن سر مزارش عکس می‌گیرند. برای سالگرد مادربزرگم دو روز مرخصی گرفتم تا بیام قزوین و برگردم. وقتی برگشتم پادگان زنگ زدم خبر بدم. دیدم مادرم ناراحته. گفتم چی شده؟ گفت از مراسم میایم. گفتم کدوم مراسم؟ گفت حمید مرادی شهید شده. آتیش گرفتم. باورم نمیشد. تا اینکه مرخصی بعدی اولین جایی که رفتم گلزار شهدا بود. همه‌ی حرفام رو بهش زدم. اون اوایل که هیچ شهیدی رو نمی‌شناختم، پاتوقم سر مزار شهید حسین‌پور بود. اونجا رو خیلی دوست داشتم. احساس می‌کردم این شهید به زمان ما نزدیک تره یعنی تو این دوره زمونه هم میشه شهید شد. بعد خوندن کتاب فهمیدم رفیق حمید هم بوده. هنوز داغ حمید تازه بود که کلیپ ملازمان حرم، مصاحبه با خانمش رو دیدم. فقط بگم سوختم، همین. خدا می‌دونه خانم پیرانی چی کشیده تو این مصاحبه. حال خود خانمش رو که اصلا نمی‌تونم درک کنم، به هیچ وجه. فقط براشون آرزوی صبر و اجر می‌کنم. عید ۹۴ رفتیم خونشون. مادرش حرف می‌زد ما فقط گریه می‌کردیم. امان از دل خانم زینب (س) وقتی شنیدم کتاب خاطراتش چاپ شده، بی معطلی از نمایشگاه خریدم. معمولا کتاب زیاد می‌خرم. اون روز هم همین‌طور بود ولی برای اولین بار دیدم تو خونه نشستند دور هم یکی داره این کتاب رو می‌خونه، بقیه هم گوش می‌دن. بعد دیدم خواهرزادم کتاب رو برده خونشون. خلاصه تا دو سه هفته قسمت نشد خودم بخونم. اما وقتی شروع کردم به خوندن عین باستان‌شناسی که آروم آروم تفحص می‌کنه، داشتم با لایه‌های زندگی حمید آشنا می‌شدم. دوست داشتم بیشتر راجع بهش بدونم. راجع به کسی که حواسمون نبود کنارش نفس می‌کشیم. آخرش می‌خوام بگم حمیدجان! ما یه سلام و علیک ساده باهم داشتیم ولی من پز رفاقتمون رو خیلی جاها دادم. حلال کن داداش. به حرمت همون سلام و علیک، به یاد نگهبانی اون شب سلام منو به خانم فاطمه‌ی زهرا (س) برسون. بگو ما آلوده‌ایم ولی خیلی دوستشون داریم. بگو ما رو قربانی راه پاک سیدالشهدا(ع) قرار بدن. حمیدجان ❤️ @yadat_bashad
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد سلامی به رنگ عشق.. کتاب را گشودم و شروع کردم... از همان ابتدا با خط خطش زندگی کردم. خندیدم،اشک ریختم،دلتنگ شدم،نگران شدم و قلبم به درد آمد. اما بیش از همه، عاشقی را با بند بند وجودم لمس کردم... بعد از این کتاب، برگی جدید از زندگی ام ورق خورد. اسم کتاب را رمزی کردم برای لحظه لحظه ی زندگی ام. هنوز دلم نیامده از روی میز برش دارم. هر لحظه که میبینمش دستی روی جلدش میکشم و آرام میگویم؛ "یادم هست" با خود قرار گذاشتم که بعد از این یادم باشد که عاشق که شدم باید پای عشقم بمانم. با هر تصمیمش تصمیمی بگیرم و با هر قدمش قدمی بردارم. قرار گذاشتم که یادم باشد قدر لحظات باهم بودن را بدانم و عاشقانه به زندگی نگاه کنم. مدام با خود میگویم؛❤️یادت باشد❤️، باید همسرت را برای حمید شدن و پس از آن خودت را برای فرزانه شدن اماده کنی. اولین و آخرین درسی هم که آموختم این بود که باید عشق زمینی را آسمان گونه تجربه کنی و شیدا و شیفته ی خانواده باشی، تا رسم عشق بازی با معشوق حقیقی را بیاموزی. خانم مرادی، عشق شهید به شما آسمانی بود نه زمینی، همین بود که توانستند از عزیزی چون شما بگذرند و بروند. چون عشق به شما و عشق به خدا در دیدشان از یک جنس بود.... بانوی عاشق؛ بانوی دلتنگ؛ بانوی صبور؛ دعا کنید برایمان.دعا کنید که فرزندایی از جنس آقا حمید های شما تربیت کنیم. دعا کنید که بتوانیم صبوری کنیم بر سختی های زندگی تا بچشیم طعم فرزانگی در راه عشق را. دعا کنید که به رسم آقا حمید شما، عاشقی کنیم تا به وصال برسیم.... خانم مرادی، خیالتان راحت، تا عمر دارم، "یادم هست" که آنچه اکنون دارم و داریم را مدیون شماهاییم...تا همیشه... خیالتان راحت، در آینده با دل و جانم به فرزندم خواهم گفت که؛❤️یادت باشد❤️، آرامش و امنیتت را مدیون چه کسانی هستی.... @yadat_bashad
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد بسم رب الشهدا و الصدیقین بسم رب العشق با عرض سلام و خداقوت خدمت این بانوی صبور و عزیز و بعد هم خدمت نویسنده ی محترم. علاقم به این شهید و همسر محترمشون از طریق همسرم شروع شد که ایشون از اخلاقیات این شهید بزرگوار برام میگفتن و من روز به روز علاقم بیشتر میشد نسبت بهشون‌.جوری که هر هفته با همسرم میرفتیم مزار شهدا... روزی که دیدم کتابی از زندگی این شهید و همسرشون چاپ شده حس و حالم غیر قابل وصف بود ولی بخاطر یه سری مشکلات هی خرید کتاب رو پشت گوش مینداختم.تا این که تو عید به بیماری سختی دچار شدم با توسل به این شهید بزرگوار بهبودی کامل پیدا کردم و عند ربهم یرزقون بودن شهدا همه جوره بهم ثابت شد... سریع و بدون معطلی کتاب رو سفارش دادم و برام‌آوردن.زمانی که کتاب رو میخوندم با تک‌تک صفحاتش اشک ریختم. زمانی که همسرشون کتاب دختر شینا رو میخوندن و با خودشون میگفتن که زندگی ما چقدر شبیه به زندگی این شهداست خدا کنه اخرش مثل این ها ختم به جدایی نشه اوج اشک ریختن هام بود.چون من نسبت به این کتاب این حرف رو زدم.زندگی ماهم عجیب شبهات به زندگی این شهید داره.داستان رو که میخوندم انگار زندگی خودم بود... اوایل من هم میترسیدم از رفتن همسرم به سوریه همه ی‌کاراش جور بود ولی من مخالف بودم حالا با خوندن این کتاب دیگه مخالفتی ندارم،اوایل کتاب من هم میگفتم نکنه آخر زندگی ما هم ختم به جدایی بشه ولی حالا نه سوریه بلکه هر کجای دنیا که نیاز باشه خودم پیش قدم میشم‌برا رفتن همسرم.چه جدایی قشنگ تر از شهادت... نمیدونم چطور باید حلالیت بطلبم از همسر شهید،حتی روم نمیشع دیگه تو چشمای ایشون نگاه کنم.چون شهدای مدافع حرم برا امنیت من و امثال من هم رفتن... امروز هم به همراه همسرم اومدیم سر مزارشون وقسمت آخر کتاب رو کنارشون خوندیم. آقای ملاحسنی اجرتون با حضرت زینب(س) و خوده شهید @yadat_bashad
ویژه قابل توجه اعضای محترم بسمه تعالی سخنی با خوانندگان لطفا این متن را بعد از مطالعه کتاب مرور کنید با سلام ضمن تشکر از شما بابت انتخاب این کتاب و با امید به اینکه این صفحات توانسته باشد ساعت ها، لحظات و روزهایی پر از معنویت برای شما رقم بزند.به عنوان نویسنده این کتاب و کسی که بیش از دوسال با این خاطرات و نگارش این سطرها روزها و شب هایم را سپری کرده ام لازم دانستم چند سطری با خوانندگان عزیز مکالمه ای مکتوب از سر دغدغه ای که ما را برای شروع این راه یاری کرد داشته باشم.امیدوارم این خط ها را به عنوان تذکره ای از برادر کوچکتان پذیرا باشید. بسیاری از خوانندگان کتاب در پیام هایی سرشار از محبت ما را شرمنده لطف بی دریغ خود کرده اند و ضمن تشکر از تدوین این کتاب بارها از ما پرسیده اند چطور می توانند اولا این حال خوب معنوی را بعد از مطالعه کتاب حفظ کنند ثانیا چطور می توانند دیگران را هم در این حس خوب سهیم کنند؛ به زعم حقیر مهمترین و اساسی ترین مسئله در سیره زندگی شهید سیاهکالی مرادی اصل مراقبه بوده است، چه مراقبه در ارتباط با خداوند، چه در ارتباط با نزدیکان، آشنایان، اقوام، همسایگان و دوستان؛ بهترین راه برای این که کمی همرنگ شهدا بشویم این است که بعد از مطالعه کامل کتاب یک بار دیگر کتاب را با این نگاه مرور کنیم که شهید در طول ایام مختلف چه مسائلی را به عنوان نکته اخلاقی رعایت می کرده است، البته قرار هم نیست ما در گام اول همه این رفتارها را رعایت کنیم، خوب است این نکات اخلاقی را یادداشت کنیم و خودمان را مقید کنیم که مثلا در یک چله دو یا سه درس اخلاقی شهید را در زندگی خودمان پیاده کنیم، مطمئنا بعد از چند روز عنایت خود شهید هم شامل حال ما خواهد شد و کم کم سیره عملی ما رنگ و بوی صفا و صمیمیت همین زندگی عاشقانه را خواهد گرفت ان شاالله. در خصوص سوال دوم هم این نکته را عرض کنم که به اعتقاد بنده شهید سیاهکالی سفره ای از رحمت و برکت را پهن کرده است و یقین دارم هر کسی به اندازه کوچکترین قدمی در این راه بردارد شک نداشته باشد خیلی زود این شهید جواب این خدمت را به بهترین نحو خواهد داد، بدون شک اگر خودمان را از این سفره محروم کنیم به خودمان ظلم کرده ایم. در این مدت از اقصا نقاط کشور بارها افراد مختلف پیام داده اند و گفته اند که برای شهید نذری داشته اند و خیلی زود به جواب رسیده اند، شما هم می توانید از سفره برکت این شهید عزیز مدافع حرم نهایت بهره را ببرید.در ادامه چند نمونه کاری که مخاطبین کتاب در راستای معرفی این اثر به دیگران انجام داده اند را مرور می کنیم. 1- اولین و مهمترین کار تبلیغ چهره به چهره کتاب است، به اقوام دوستان آشنایان یا جمع هایی که در آنها حضور دارید کتاب را معرفی کنید، مخصوصا به افرادی که می دانید در گروه های مختلف مرجعیت دارند. 2- اگر کانال یا گروهی در فضای مجازی می شناسید که می توانید با مدیر آن ارتباط بگیرید حتما این کار را بکنید تا کتاب را معرفی کند، بنرها و متن های اطلاع رسانی در کانال تلگرامی کتاب موجود است. 3- به سراغ افرادی بروید که مسئولیت گروه یا جمعی را برعهده دارند، مثلا امام جماعت محل، مسئول پایگاه یا انجمن، مسئول هیئت، مدیر مدرسه یا هر کسی که می تواند این مسابقه را اطلاع رسانی و کتاب را برای زیر مجموعه خود تهیه نماید. 4- این کتاب را تهیه و به افرادی که در نزدیکی شما هستند و فکر می کنید با خواندن این کتاب می توانند راهشان را بهتر پیدا کنند هدیه بدهید، حتی یک جلد حتی یک نفر! در همین مدت کوتاه بسیاری از افراد پیام داده اند و گفتند که این کتاب را از یک دوست هدیه گرفته اند و زندگیشان تغییر کرده است. 5- نذر فرهنگی داشته باشید، شده به اندازه خرید یک جلد کتاب، یا به سراغ افرادی بروید که می دانید در این گونه امور مشارکت خوبی می توانند داشته باشند، ما می توانیم به جای شما این کتاب را به دست علاقمندان برسانیم، لینک هدیه به عنوان نذر فرهنگی در وب سایت فعال است و شما می توانید هر رقم دلخواهی را واریز کنید. 6- در شبکه های اجتماعی مثل اینستا و تلگرام با هشتک مطالب خود را به اشتراک بگذارید، نظر خود را بنویسید، ضمنا می توانید نظرات خود را به سامانه 6600028682 یا شماره همراه 09109599740 از طریق پیام رسان تلگرام ارسال کنید. امیدوارم با کمک شبکه مخاطبین این اثر بتوانیم این کتاب را به دست تمام کسانی برسانیم که دنبال راهی مطمئن برای سعادت و آرامش هستند، شک ندارم راه ما تازه آغاز شده است، امیدوارم عنایت شهید در زندگی ما جاری باشد و بتوانیم قدم کوچکی در این راه برداریم و شهید ما را لایق حضور در این سنگر بداند شده به اندازه یک تبلیغ چهره به چهره، می دانیم این کتاب می تواند چراغ راه خیلی از افراد باشد. یا زینب(س) ملاحسنی – نویسنده کتاب یادت باشد @yadat_bashad
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد عاشقانه ترین اثر شهدای مدافع حرم کتاب یادت باشد را امروز فروردین تمام کردم. احساس سبکی شدید در چشم هایم میکنم انگار اشک هایم باری سنگین بود که باید میریخت و پرده برمیداشت تا بهتر ببینم، بهتر حس کنم، که ایثار همراه باعشق ، زیبا تر از آن است که من میدیدم من با خواندن این کتاب به برادر عزیزشهیدم حمید آقا وابسته شده ام ، عاشق مرام و اخلاقش شده ام چه برسد به خانواده، مادر و همسر شهید به همین خاطر عزیزم دلم فرزانه خانم را هم خود شهید میبینم شهیدی که از جان عزیز ترش را می بخشید و راضیست به رضای خدا ، عشق را ابدی میکند و به خدا میرسد ،...........و برایش آرزوی صبر میکنم ................. ای کاش سبک زندگی خود را شبیه این عزیزان کنیم قدر دان این شهدا و خانواده هاشان باشیم ، کاش یادمان بماند که گاهی ساده بودن زیباست ............. کاش یادمان بماند محکم بودن در عقیده ی درست زیباست ................ کاش یادمان بماند ساده دل بستن و سخت عاشق ماندن و ساده بخشیدن زیباست............ کاش یادمان بماند از جان گذشتن افرادی برای آسایش دیگران بسیار زیباست ............. کاش یادمان بماند از بهتر از جان گذشتن برای اهل بیت و امنیت دیگران زیباست............. کاش یادمان بماند ولایت مداری و مطیع امر ولی بودن تا سر حد شهادت درس بزرگ و چه زیباست............... کاش یادمان بماند داشتن امنیت در کشورمان بسیار ارزشمند و نعمتی بزرگ است و ماباید شکرگذار خدا ، مدیون و قدردان همه شهدای عزیز باشیم .................. 👌ای کاش همه،،( ازمسئولین ،تا مردم )یادمان بماند؛ اهداف،ارزش ها و خواسته های شهدا را !!! ای کاش یادمان نرود !!! .........ای کاش!!!😔😔😔 .................................................. @YADAT_BASHAD
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد عاشقانه ترین اثر شهدای مدافع حرم سلام من کتاب رو چند روز پیش رفتم اصفهان و گرفتم دوتا بچه کوچیک دارم از روزی که به دنیا اومده بودن تا الان که 5 ساله ان فقط تونسته بودم دوتا کتاب رو کامل بخونم و تموم کنم یا وقت نمیکردم یا به هر لحاظی جور نمیشد ولی الان این کتابو تموم کردم هنوز صورتم خیسه از اشک دلم پره از درد گلوم پره از فریاد چه جوان هایی چقدر پاک چقدر آسمونی از چهره هاشون نورانیت میباره اینها گلچین شده خدا هستن میدونم من اصلا و ابدا تو اون درجه ها نیستم که خودمو بزارم جای همسر شهید ولی واقعا سخته کسی که این همه عاشقشی این همه عاشقته رو دیگه جسما کنارت نداشته باشی خدا بهشون صبر بده به حق خانم زینب خیلی جاهای کتاب واقعا از حیرت دهنم باز میموند از این همه ساده و پاک زیستن واقعا غبطه میخورم به حالشون خوش به حالشون که اینقدر ایمانشون قویه ازشهیدمیخوام ما رو دعا کنن اونا زنده ان و ما مرده های واقعی هستیم از هر کسی که این کتابو میخونه التماس دعا دارم @yadat_bashad