هدایت شده از pedarefetneh | پدر فتنه
⭕️ شهادت یکی از مجروحان جنگ ۱۲ روزه
ستوان دوم پاسدار محمد ثقفی از نیروهای ناحیه سپاه شهرضای اصفهان که در جریان حمله رژیم صهیونیستی مجروح شده و در حالت کما به سر میبرد، شامگاه گذشته به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
🆔 @pedarefetneh 🔜 #پدرفتنه
خداوکیلی چه کار بدیه نذارن آدم کنار عشقش باشه
بعضی وقتا بعضی کارا نه تنها دلداری نیست که فقط عذاب دادن طرفه🥲💔
اگر ممکنه لطف کنید و برای عزیزقلبم امشب این نماز رو بخونید🥲❤️🩹
اصلا آدم مدیون شدن نبود حتما چند برابر جبران میکنه 😭
https://eitaa.com/deltir
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یار رو سفیدم هوای منم داشته باشیا جان دل...
دلتیر
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
یار رو سفیدم هوای منم داشته باشیا جان دل... دلتیر
ای نگار من، سلام.
امروز، روزی نبود که در خاطر باغچۀ دل نقش ببندد.
راستی را چه پنهان؟ ورایِ هر ظرفیتِ بشری بود.
اما من به تو و عشقِ تو ایمان دارم، همان که جانمایهٔ هستی ام شده.
همه چیز، آنسان که میخواستم، به انجام رسید.
همچون همیشه که، ندایِ دلِ من را میشنیدی؛ این بار نیز شنیدی و پاسخ دادی.
خواستم پس از غسلت دیدارت کنم—گفتند نه؛ ولی شد.
خواستم تا مأمن نمازهایمان همراهت بروم—گفتند نه؛ ولی شد.
خواستند تو را با خودرویی دیگر و مرا جداگانه ببرند، اما تو خواستی که بر صندلیِ تنهایِ کنارت بنشینم و همه جا با تو باشم.
خواستم تا خانۀ خودمان مهمانت کنم—گفتند نه؛ ولی شد.
خواستم امروز بر کنارِ پیکرِ تابوتت بنشینم—مرا از خودرو فرود آوردند، اما راه گشوده شد و من مسیر را با دستی بر تابوتت، گام به گام، پیمودم.
دلم میخواست روضۀ امام حسن(ع) بر پیکرت خوانده شود—که شد.
خواستم پیش از آنکه به خاکت بسپارند، یک بار دیگر دیدارت کنم—گفتند نه؛ اما دیدمت.
اما میخواهم از بخشی ویژه برایت بگویم:
دایی…
آری، همان دایی عزیز که سالهاست چون پدربزرگِ فوت شده زندگی ام، پناهم بوده.
با خود اندیشیدم: کاش دایی بر پیکرت نماز گذارد.
همان که خطبۀ عقدِ ما را جاری کرد.
همان که اذان در گوشِ پسرمان زمزمه کرد.
به خاطر داری؟ مینشستی در کنارش و میگفتی: «حاج آقا، میشود استخارهای برایم بگیری؟»
امروز، همان مرد، بر تو نماز خواند.
کسی که هرگز اشکش را ندیده بودم،
اندوهش را به چشم نخوانده بودم،
اما این روزها، او را میبینم که عیان میگرید.
چه دنیایِ تلخ و ناگواری…
امروز، با همۀ برنامه هایی که به نیکی پیش رفت، باز هم روزِ خوبی نبود.
آیا هنگامی که کسی، همراهش را به خاک میسپارد،
چشمانِ زیبایش بسته باشد،
دیگر آوایش را نشنود،
دستانِ امانتدارش را در کنار خود نداشته باشد،
میتواند حالش خوب باشد؟
اکنون، هرچند که جای تو آرام و سبکبار باشد، من که بیتو، نفسهایم گرفته است.
کاش دیداری دوباره داشته باشیم؛ نه در فرسنگهای دور، که در همین نزدیکی،
در همین روزهایِ نزدیک…
دلتیر
ای وجود پاک، ای آسمانِ دلِ من،
دلم چنان پاک بود که گویی زلالیِ بارانِ بهاری را در خود شستشو داده است.
قلبی که جایگاه تو شد، برای تو باغی شد شکوفا، زمینی که به استقبالِ قدمهایت خیز برداشت و در انتظارت بالید.
تو در آن خانه ساختی، و هر خشتش را با نوای عشقت معنا بخشیدی.
ای جانِ جان، تو که تنها ساکنِ قلمروِ قلبِ من بودی،
با رفتنت، چنان داغی بر جگرم نشست که دلم را به خون نشاند.
و حالا…
دریافتم که چرا ماه، امشب، سرخ و خونین شد.
گویا از دلِ خونینِ من درسِ رنج آموخته است.
دلتیر
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنامه امروز پاورقی به یاد سرباز تازه شهید دفاع مقدس دوازده روزه شهید محمد ثقفی
تو دنبال مشهور شدن نبودی کهاینجوری خدا خریدت که همه دارن از تو حرف میزنن😭
https://eitaa.com/deltir
هر دم بر چشمانت بوسه میزدم؛
از بس که رنگش مستی داشت و حالش وقار،
و عشقی که در اعماق آن موج میزد.
در آیینهٔ نگاهت، تصویر محبت به خویش را میدیدم.
اما امروز، زخم حسرت چشمان زیبایت بر جانم مانده.
پرسشی دارم از خاک:
شب گذشته، چشمانش را به جای این محروم بوسیدی؟
https://eitaa.com/deltir
ممنونم از عکس قشنگتون
@amm_zm