eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
390 عکس
144 ویدیو
16 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌دردشت‌جنون اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ ادمین: @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
ای وجود پاک، ای آسمانِ دلِ من، دلم چنان پاک بود که گویی زلالیِ بارانِ بهاری را در خود شستشو داده است. قلبی که جایگاه تو شد، برای تو باغی شد شکوفا، زمینی که به استقبالِ قدمهایت خیز برداشت و در انتظارت بالید. تو در آن خانه ساختی، و هر خشتش را با نوای عشقت معنا بخشیدی. ای جانِ جان، تو که تنها ساکنِ قلمروِ قلبِ من بودی، با رفتنت، چنان داغی بر جگرم نشست که دلم را به خون نشاند. و حالا… دریافتم که چرا ماه، امشب، سرخ و خونین شد. گویا از دلِ خونینِ من درسِ رنج آموخته است. دلتیر
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنامه امروز پاورقی به یاد سرباز تازه شهید دفاع مقدس دوازده روزه شهید محمد ثقفی تو دنبال مشهور شدن نبودی که‌اینجوری خدا خریدت که همه دارن از تو حرف میزنن😭 https://eitaa.com/deltir
هر دم بر چشمانت بوسه میزدم؛ از بس که رنگش مستی داشت و حالش وقار، و عشقی که در اعماق آن موج میزد. در آیینهٔ نگاهت، تصویر محبت به خویش را میدیدم. اما امروز، زخم حسرت چشمان زیبایت بر جانم مانده. پرسشی دارم از خاک: شب گذشته، چشمانش را به جای این محروم بوسیدی؟ https://eitaa.com/deltir ممنونم از عکس قشنگتون @amm_zm
20.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همان‌گاه که در خلوت دل با تو نجوا می‌کردم و می‌گفتم: «تو عاشق امام حسن بودی… کاش می‌توانستم به مداح بگویم روضه‌ی کریم اهل‌بیت را بخواند…» تابوتت از حرکت بازایستاد و فاصله‌ی میان من تا ماشین مداح، یک‌باره خالی از جمعیت شد. دویدم و به او گفتم: «شهید، امام‌حسنی بود… از امام حسن بخوانید!» پرسید: «همسر شهید؟» تایید کردم. شروع کرد: «همسر شهید می‌گه از امام حسن بخونیم… دلش حسنی بوده…» و آن‌گاه روضه‌ی اصلی امام، روضه‌ی مادرش را آغاز کرد: «کوچه‌ای تنگ و دلی سنگ و صدای سیلی…» خودت شاهد بودی… با روضه‌ی مادر و شرح آن کوچه، چطور از خود بیخود شدم. آن لحظه نیز چنین شد. نمی‌دانی چطور… تنها زمانی به خود آمدم که دیدم نام مادر را با فریاد و بر سینه‌ی زنان تکرار می‌کنم. آن لحظه را همه دیدند. دوربین‌ها ثبت کردند. سوختنم برای حضرت مادر، لحظه‌ای ماندگار شد. ولی من هنوز با خود زمزمه می‌کنم: «کوچه‌ای تنگ و دلی سنگ و صدای سیلی…» وای بر ما! سخن از مادر ما می‌گویی؟! 😭😭 https://eitaa.com/deltir
🏴 پیام تسلیت حجت الاسلام والمسلمین عبداللهی نژاد مدیر حوزه علمیه خواهران استان اصفهان در پی شهادت همسر، سرکار خانم فاطمه سادات حسینی نژاد، طلبه مدرسه علمیه معصومیه شهرضا در حملات رژیم منحوس صهیونیستی؛ پاسدار والامقام شهید محمد ثقفی(رضوان الله تعالی علیه) بسم الله الرحمن الرحیم «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» سرکار خانم حسینی نژاد طلبه محترم مدرسه علمیه معصومیه شهرضا ▪️شهادت، اوج افتخار و مقام والایی است که نصیب بندگان خاص خدا می‌شود، اینجانب شهادت همسر گرامیتان«شهید پاسدار محمد ثقفی»، را به سرکارعالی و خانواده محترمتان تبریک و تسلیت عرض می‌نمایم. ▪️از خداوند متعال برای شما صبر و برای آن شهید سعید، رحمت و مغفرت واسعه خواهانم. با احترام احمد عبداللهی نژاد مدیر حوزه‌های علمیه خواهران استان اصفهان ┄┅═══••✾••═══┅┄ 🖊 بعون الله و توفیقه 🌐 حوزه علمیه خواهران استان اصفهان 📲 @kowsarnews_Esfahan
🥲❤️‍🩹 از اون سری عکس های حال خوب کن برای من که دوست ندارم دلیلشو بگم🥲
یادتون باشه اول رسالت بعد شهادت..
در زبان جان‌های عاشق، گاه «ماتَ» را به جای «شَهَدَ» می‌نشانند و این حیرت هر شنونده‌ای است. یکی پایانِ دیدار دنیاست و دیگری آغاز دیداری دیگر. یکی خاموشی ظاهر است و دیگری روشنایی باطن. اما در حکمت الهی، برای تو «شهید» را برگزیدند؛ واژه‌ای که هم‌ریشهٔ «شهود» است و هم‌آواز «مشاهده». تو را به «شهید» —که نامی از نام‌های پروردگار است— مانند کردند و تبریک بادت بر این وصال، بر این سفر به ملکوتِ مشاهره‌ ای که برایش رزمیدی و جان بر کف نهادی. تنِ خاکی‌ات را به خاک سپردند، اما چه نیاز به قفسی شکسته بود؟ روحِ سبزپوشت، اینک بر مزار تن، نه به سوگ، که به پرواز است و به آنان که در محبس «نیستی» تو را می‌پندارند، می‌نگرد و بر جهلشان می‌گرید. همه این روزها، زبان‌ها از گفتن «مرده‌ای» عاجز، اما دل‌ها از پذیرش زندگی‌ات ناتوان. من برایشان از «بل احیاء عند ربهم یرزقون» می‌خوانم و آنها در پاسخ، «تسلیت» می‌گویند. من از «شهید» سخن می‌گویم و آنها زمزمه می‌کنند: «دیگر نیست.» ای وجودِ حاضرِ ناظر، مگر می‌توان بیش از این بود؟! پس ای بر جان‌ها نشسته، ببخشای که دل‌هایمان چندان در غفلت مهر خورده که حضورت را در کنار خویش درنمی‌یابیم. ای عزیزِ درگاهِ حق، اینک که به سرِ وعده‌گاه همیشگی می‌آیم، زنده‌ات می‌بینم. اگر در کام «موت» بودی، آیا این انبوه مشتاقان بر آستان‌ات گرد می‌آمدند؟ اگر مرده بودی، آیا ندای دل‌ها را می‌شنیدی و اجابت می‌کردی؟ اگر مرده بودی، آیا این‌سان بر دلها حکومت می‌کردی؟... تو زنده‌ای؛ گوش‌هایت از همیشه شنواتر و چشمانت از همیشه بیناتر. حضورت مونس دلم شده، وگرنه من که از فراق چندساعته‌ات زار می‌زدم، چگونه پس از این رحیل، آرام گرفته‌ام؟ چرا که روحت را پَرزن کرد و به حریم حضور درآورد. پس آمدی و دلِ بی قرارم را در دستان پر مهرت گرفتی و آرامش بخشیدی. گاه از فراق قامتت و نگاه چشم‌هایت و گرمای دست‌هایت می‌گریم، اما در ژرفای جان، شوق زندگی‌ات شعله می‌کشد. اینک از زنده‌بودنت می‌نویسم تا بدانی هرگز به فکرِ رفتنت نبوده‌ام و تو نیز این حضور همیشه‌گی را از من دریغ مکن... وَلَا تَقُولُواْ لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتُۢۚ بَلْ أَحْيَآءࣱ وَلَٰكِن لَّا تَشْعُرُونَ (بقره١٥٤) و به آنان كه در راه خدا كشته مى شوند مرده نگوييد، بلكه [در عالم برزخ] داراى حيات اند، ولى شما [كيفيت آن حيات را] درك نمى كنيد https://eitaa.com/deltir