eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
386 عکس
142 ویدیو
15 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌دردشت‌جنون اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ ادمین: @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام خانوم.... ایتها الصدیقة الشهیده....
عزیزدلم سلام.... احساس میکنم دارم خفه میشم چون حوصله نفس کشیدن ندارم شاید دل منم میخواد با یه خداحافظی صحنه رو ترک کنم.... گاهی آدم از تو قفس بودن، از خواب بودن، از غیر واقعی بودن، از خیلی چیزای دیگه گاهی از یه کلمه یا یه حرکت یا یه نگاه خسته میشه گاهی آدم میاد که بشینه کنار محبوبش سرش رو بذاره رو شونش بزنه زیر گریه بعد یهو میبینه ای وای شونه کجا بود..... گاهی هم همینه که هست اصلا اگه این دنیا قرار بود خوب باشه که با عزیزترین بنده خدا بدترین رفتار رو نمی‌کرد گاهی کاش تمام می‌شد...... رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، هرگاه بنده ای را دوست بدارد، او را از دنیا پرهیز می دهد، چنان که هر یک از شما همواره بیمارش را از آب، پرهیز می دهد. سنن الترمذی/ج4/ص381/ح2036 https://eitaa.com/deltir
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ هَا أَنَا ذَا فَاطِمَةُ، وَقَدْ رَحَلَ مُحَمَّدِي. أُحِبُّ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُ بِكَ، كَمَا الْتَحَقَتْ فَاطِمَةُ بِنتُ النَّبِيِّ ﷺ بِأَبِيهَا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ بَعْدَ وَفَاتِهِ. لَيْتَنِي أَلْحَقُ بِكَ قَرِيبًا جِدًّا. دلتیر
هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ.....
در نهایت تفسیر از خودم باید برایت بگویم من از غم به غم رسیده ام.... به قول خودت:"اگر بهار مهاجر است از پرستو مخواه که بماند"
پسرک لجبازِ کوچکمان، روبرویم نشسته و بر سرم جیغ میکشد. علّتش؟ اشتیاقِ او به خوردنِ دستمال کاغذی! یا همین دو شب پیش، از من خشمگین بود، چرا که او را از جویدنِ مدادشمعی‌ها بازداشتم... این روزها، گهگاه چرخِ گردونِ روزگار را در سر می‌گردانم. پسرکی ده‌ماهه، برآمده از خونِ تو که عطرِ وجودت را با خود دارد، با زبانِ ناگشوده‌اش، استادِ من شده است و الفبای زندگی را به من می‌آموزد؛ یا شاید هجای بندگی را... آیا نه این است که خداوند، از مادر به بنده‌اش مهربان‌تر است؟ پس من، که در جایگاهِ مادری ایستاده‌ام، نیک می‌دانم که ستم در قاموسِ این مقام جایگاهی ندارد؛ چه رسد به مقامِ بلندپایه‌ی ربوبیّت. این کودک که هنوز نیک و بد را به تمیز نمی‌نشیند، چگونه به حال خود رها شود، هرچند بیمِ ناخوشنودیِ او در کار باشد؟ چه بسا دلش از من، مادرِ سنگدل، بِگیرد که رهایش نمی‌سازم تا مدادشمعی‌ها را به دندان گیرد، ولی مرا چه چاره؟ وجودش عزیز است و رنجِ اندک‌اش را حتی به بهای لذّتی زودگذر نمی‌پذیرم. من نیز، در محضرِ ربّ العالمین، دخترکی ناتوانم که در فهمِ رازِ هستی درمانده‌ام. برگی بر رودِ خروشانِ زندگی، که هرچند به اکراه رانده می‌شود، ولی حتّی در وهمِ خویش نیز آن لحظه را نمی‌تواند پذیرا شود که رها شده باشد... این دخترک، آرزویی در سر دارد و برایش پیکار می‌کند: کاش آن که از مادر دلسوزتر است، بر سرنوشتم قلم فرمان راند و «شدن» را بخواهد... «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» https://eitaa.com/deltir
قسم به چشم به راهی یعقوب قسم به پیرهن تکه تکه یوسف قسم به چاه و قسم بر زندان ها قسم به شاهی و گاهی عزیزبودن ها قسم به الفت و عشق در زلیخا ها قسم به نعمت و بعدش فراوانی ها قسم به سیلو، قحطی و خشکسالی قسم به شمس، قمر، نجوم یازده تایی قسم به تو قسم بر خودت آری ز انتظار باز نخواهد ماند چشم دلداری.... ف. ح
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
قسم به چشم به راهی یعقوب قسم به پیرهن تکه تکه یوسف قسم به چاه و قسم بر زندان ها قسم به شاهی و گاهی ع
به تو سپرده بودم زود نشانه ای برایم بفرستی به چند ساعت نکشید که رسید 🥲 به سببش چند کلمه ای در ذهنم نشست و اینجا شد جایگاه تراوشات مغزی من....
تمثال دیوانگی را در من ببین.... به رسم عادت حتی حالا که زیر خربار ها خاک خوابیده ای بر سر مزارت می آیم و می‌گویم: "مواظب خودت باش" 🥲
90 روز پیش بود که رفتی و صدات برای همیشه خاموش شد....
عزیزدلم، سلام. من به مردم حق میدهم که گهگاه نسبتها و داوریهای ناروایی درباره من داشته باشند. حق دارند، واقعاً. گاهی از سر نگرانی است و گاه از روی این تصور که انسانی بسیار خودخواهم. اما آنان که با تو زندگی نکردهاند، چگونه میتوانند دریابند که من هم اکنون در چه برزخی زیست میکنم؟ آنان که سادات خانمِ تو نبوده اند، آنان که در چشمانت خیره نشده اند تا حالِ کسی را بفهمند که زندگیش به رنگ چشمانت درآمده، چه میدانند؟ آنان که دستشان میان انگشتان تو نرفته، چگونه درک کنند که مشتی خاک را در مشتِ عاشقی گرفتن چه حسی دارد؟ آنان که گرمای حضورت، دلشان را به زندگی گرم نکرده، چه میفهمند که وقتی کسی تمام امیدش را از دست میدهد، زمین و زمان بر او چگونه سرد میشود؟ باز هم باید بگویم: مرا چه به زینب؟! مرا چه به طاقت آوردن های او؟ من فاطمه ام؛ فاطمه ای از جنس مادرش. اکنون مصیبتی هم قد و قوارهٔ خودم بر من نازل شده و تنها چیزی که آرامم میکند، تویی و وعدهٔ الحاق… منم و اولین نفر ملحق شده… دیدار را حواله به بعد از وفات داد..... و من عمیقا سرنوشتی چون تورا خواهانم... https://eitaa.com/deltir