260.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با تفنگ اسباب بازی در دستت که نه با لبخند دلفریبت تیر عشق را دقیقا در وسط قلبم کاشتی
https://eitaa.com/deltir
اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیه والنصر
وجعلنا من خیر اعوانه و انصاره
والمستشهدین بین یده
چه عاشقانه است میان دستان معشوق جان فدا کردن
https://eitaa.com/deltir
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ
اگر عقابی را در قفس اسیر کنند، هرچند که با بهترین خوراک از او پذیرایی کنند و آسودگیاش را فراهم آورند، باز در اندوهی ژرف خواهد مُرد.
که او پرندهای است بلندپرواز، نه قفسنشینی شکمباره.
جهان نیز قفسی است بزرگ و آدمیان به پرندگانش میمانند.
برخی چون مرغان خانگی، به قفس و کنج امن عادت کردهاند و زندانی بودن را با جان و دل پذیرفتهاند.
اما برخی دیگر، جنسشان از تبار عقاب است...
و برای آنان، عمری درگذر بدون اوج گرفتن، تنها محرومیتی جانکاه است.
https://eitaa.com/deltir
روزی ما فقرا شربت وصل تو نبود
زهر هجری که چشیدیم و ندیدیم تورا
گاهی اندازه یک پرده فقط فاصله بود
پرده را نیز کشیدیم و ندیدیم تورا
وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا
طوفان، این روزها بیامان میوزد.
امروز، وقتی قدمهایم را به سوی مزارت میافکندم، چنان باد مخالفی میوزید که کافی بود لحظهای خود را رها کنم تا بیامان به پس براند و چند متر آنسوتر پرتابم کند؛ فرجامی که به یقین، پارگی لباس و زخمی بر تن بود.
اما نه… راهم روشن بود. میبایست به کنار تو میآمدم. پس قدمها را استوارتر برداشتم و باد و آسیبهای ممکنِ آن را پشت سر نهادم.
کار دشواری نبود؛ تنها همین که میدانستم به کجا خواهم رسید، کفایت میکرد.
اما اینک، اندیشه ام به این مشغول است که اگر روزی قدمم بلغزد و طوفان بر من چیره شود، سرنوشتم به کجا خواهد انجامید؟
https://eitaa.com/deltir
رَبَّنَا وَٱجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَآ أُمَّةࣰ مُّسْلِمَةࣰ لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ(سوره بقره آیه١٢٨)
پروردگارا! ما را [با همۀ وجود] تسليم خود قرار ده، و نيز از دودمان ما امتى كه تسليم تو باشند پديد آر، و راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده، و توبۀ ما را بپذير، كه تو بسيار توبه پذير و مهربانى،
"به مرگم راضیم اما فقط یک آرزو دارم
سرم را لحظهی آخر به زانوی تو بگذارم"