eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
384 عکس
142 ویدیو
15 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌دردشت‌جنون اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ ادمین: @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
میگن فصل تابستان تمام شده و خزان راهی میدان من که می‌گویم دروغ محض است قریب به صد روز است خزان شروع شده اصلا مگر امسال تابستان داشت؟ چرا من نفهمیدم!
کابوس وحشتناک به گمانت اگر به ساحت قدسش بیفتم و زاری کنم، سی‌ویکم خرداد را از صفحه‌ی روزگار محو میکند؟ یا جهان مرا به سحرگاه سی‌ام خرداد بازگرداند و آن روز را چنان در حلقه‌ی تکرار گرفتار کند که زنجیرِ لحظه‌ها، تا دمِ مرگ، همان نقطه را بر من بگرداند؟ یا امشب که به خواب می‌روم، با آوای تو بیدار شوم و با املت‌های تو، صبح آدینه‌ای را آغاز کنیم که در آن، از جنگ هیچ خبری نباشد و من در آن، حتی نامی از این کابوس وحشتناک نیاورم؟ مگر چه می‌شود؟ یک بار، به خاطر دلِ بی‌تابی که دیگر نمی‌خواهد تپیدن را ادامه دهد، نظم جهان دگرگون شود؟ اگر هیچ‌کدام ممکن نیست، مرگ چه؟ می‌شود که مرگم فرا برسد؟ روی زمین هیچ خبری نیست که دلیلی برای ادامه دادن باشد… https://eitaa.com/deltir
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
عین کمیل و میثم و عمار و..... واضح تر این نمیشه عاقبت بخیر یا شر شدن رو توضیح داد رفقا دعا کنید به
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَـٰٓئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ ٱللَّهِ وَٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ( بقره١٦١)
ای سر نیزه نشین کاش نسیمی بودم تا که گیسوی پریشان تو را شانه کنم
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
سلام تنها ساکن قلبِ تنهای من، امروز پسرمان ده ماهه شد. ثمرهٔ عشقِ ما، ده ماه است که به این دنیا پ
سلام بر تو، ای عزیزِ دلِ دردمندم، پسرکمان چند ساعتی دیگر دفترچهٔ پرحادثهٔ یازده‌ماهگی را می‌بندد و گام به واپسین ماه از نخستین سال زندگی‌اش می‌گذارد. و چه جان‌سوز بود این دفترچه برایش، یا راستش برای ما. همان دفترچه‌ای که در آن، پدرش قهرمان شد. تلخ‌ترین روزهای زندگی‌مان در آن رقم خورد؛ روزهایی از جنس نبودِ تو. فکر کن، همیشه عکست را به او نشان می‌دادم و از او می‌خواستم تصویرت را ببوسد، تا وقتی که سلامتی ات را بازیافتی و آمدی، با تو بیگانه نباشد؛ مبادا دلت بشکند. اما تقدیر، دل‌هایمان را شکست و حتی اجازه نداد نام تو را از زبان دلبندمان بشنویم. چقدر مشتاق بودی روزی بشنوی که می‌گوید: «بابا». و چه تلخ خواهد بود زمانی که مصمم و روشن، آوای محبوبت را بر زبان بیاورد و کسی در کنارش نباشد که از شنیدنش شادمان شود. چقدر دردناک است وقتی که بوسه‌ات بر گونه‌اش نمی‌نشیند، و چه اندوهگین است وقتی که در آغوش گرم تو آرام نمی‌گیرد. آن‌قدر دوستش داشتی که گاهی با شوخی می‌گفتم: «محمد، نکند علیرضا را بیشتر از من دوست بداری؟» و خودم پاسخ را می‌دانستم؛ پاسخِ تو همیشه لبخندی بود آکنده از مهر و عشق. حالا که جسمِ تو در کنارمان نیست تا پسرمان در آغوشت آرام شود و بوسه‌هایت لبخند بر لبانش بنشاند، حالا که پسرکمان دلتنگ تو شده، تو بگو: در فردایی نه‌چندان دور، چه پاسخی به پرسش‌هایش دربارهٔ نبودنت بدهم؟ اگر عمری باقی باشد و آن روز سخت را ببینم، پاسخم به دلبندت چه خواهد بود؟ مسلماً تا آن روز، بذرِ افتخار را در دلش کاشته‌ام و به او خواهم گفت: «پدرت لاله شد تا ایران، غزّه نشود. پدرت جاودانه ماند تا مبادا ناموس این سرزمین، چون زنان سوری، بی‌حرمت گردد. پدرت فدای ایران و ایرانی شد تا رسم عاشقی را به نمایش بگذارد؛ تا اقتدار باقی بماند، تا این سرزمین برای موعودش حفظ شود.» و اکنون، پسرم، اگر روزی این نامه را ــ که با بغض و اشک برای پدرت نوشتم ــ خواندی، بدان که گاهی باید چیزهای گران‌بهایی را فدا کرد تا ارزش‌مندترها را نگه داشت. از خدا برایت آرزو می‌کنم که خودش را به تو بنمایاند، و از صمیم دل می‌خواهم که روزی هم من و هم تو، از آن شهدِ شیرینی که پدرت چشید، بهره‌مند شویم. https://eitaa.com/deltir
تو چشام حسرت و ماتم، تو نگام یه عالمه غم همه غصه هارو باهم، تو دلم هوار کردی🥲
هُنَّ لِبَاسࣱ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسࣱ لَّهُنَّۗ
ما کشته نفسیم و بس آوخ که برآید از ما بقیامت که چرا نفس نکشتیم
بسیجی با حذف من شروع میشود