eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
383 عکس
141 ویدیو
15 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌دردشت‌جنون اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ ادمین: @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
از صبح حالم بد بود بغض داشت خفم میکرد يه ندایی در گوشم حرف های خوبی نمیزنه و پس من این حالم رو میذارم پای دلتنگی وسط این کشمکش صدای تو گوشم و بغض گلو و درد قبلم یهو گفتن فردا 6 بيمارستان باش برا عمل حالا چه عملی خدا داند چرا یهویی خدا داند بدجور دلم شور میزنه و نمیتونم کنترلش کنم
از حال و احوال اگر بپرسی می‌گویم قرن هاست نمی‌دانم نفس کشیدن چطور است همه می‌گویند ١ ماه از آن روز نحس میگذرد ٣١ خرداد نه، روزی که وارد برزخ شدیم برزخ اینکه آیا بازهم میتوانی باشی یا نه امروز نمی‌دانم چندمین بار بود که عملت می‌کردند نمی‌دانم این عفونت ها چرا دل از مغزت نمی‌کنند و تو که جان منی را رها نمیکنند این روز ها قرص صبر میخورم و اما نمی‌دانم چرا می‌رود و روی بغضم می‌نشیند و سینه ام را سنگین میکند این روز ها عجب سخت می‌گذرد بدون یار عزیزم بدون دستانش بدون نجوا های عاشقانه اش خلاصه که سخت می‌گذرد اما خداروشکر که میگذرد راستی داشتم میگفتم امروز باز هم عمل داشتی کاش این عفونت رهایت کند بلکه باز هم بتوانم صدایت، نگاهت، آرامش را داشته باشم امروز عمل تعویض لوله تو مغز رو داشت که بلکه این عفونت ها تموم بشه دکترا میگن عفونت اگه خوب بشه میشه امید وار بود دعا کنید برای عزیزقلبم❤️🥲
من از شرح دلتنگی هایم فقط می‌توانم یک جمله بگویم « گویا قلبم شرحه شرحه شده»
اندیشه‌های فرهاد سال‌های پیش، در خیالِ فرهاد می‌رفتم، آن عاشقِ سرگشته‌ای که پنداشت اگر کوه را بکَند، لیلیِ از دست‌رفته باز خواهد گشت. آن روزها با خود می‌گفتم: چه تلاشِ بیهوده‌ای! مگر نمی‌دانست که ناشدنی است؟ با خود زمزمه می‌کردم: فرهاد چه در سر داشت؟ چه جنونی او را به جانِ کوه انداخت؟ آیا خردش را باد برده بود؟ اما اکنون... اکنون که گاه در تنهایی نجوا می‌کنم: کاش کاری به من می‌سپردند، حتی یک شرطِ محال، که اگر انجامش دهم، نَفَس‌هایم دگرگون شود، و محبوبِ گمشده بار دیگر در کنارم بنشیند. چه اهمیتی دارد که چه باشد؟ فقط کاری باشد شدنی، هرچند سخت‌تر از جابه‌جاییِ کوه‌ها، هرچند دشوارتر از کندنِ صخره‌ای سترگ. این روزها، حالِ فرهاد را درک می‌کنم. می‌فهمم چرا چنین جنگید، چرا چنین بی‌قرار بود. آه از این زمین و زمانِ بی‌مهر! آه از ناله‌های عاشقِ خسته‌دل! آه از این تنهاییِ بی‌پایان...
از تمام داشته هایم یک نفس مانده که ای کاش آن هم میرفت🥲💔 ای داشته دوست نداشتنی ام
نمیتوانم نفس بکشم گویا منی در من مرده است 😭
امشب هم بیا به خوابم
بگذار در آغوش رویای تو به خواب بروم🥲
امروز طفلکمان ٩ ماهه شد و تو نبودی تا ببینی و لمس کنی رشد کردنش را تو ندیدی چهار دست و پا رفتن قند کوچکمان را تو اولین ندا هایش را نشنیدی تو دندان های جدیدش را ندیدی پاهایت هم قدم پاهای کوچکش نشد تا اولین تاتی هایش را بکند تو لحظات شیرین بچه داری را نچشیدی و آه از تویی که قلب مرا هم باخود برده ای این روز ها من هم عین تو از همه چیز هیچ نفهمیدم که نفهمیدم و حالا زبانم قاصر است از بیان درد هایم و حالا من دیگر نمیتوانم🥲💔
کاش سال دیگه بگم آخيش چقدر پارسال حالم بد بود خداروشکر که بخیر گذشت🥲