eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
384 عکس
141 ویدیو
15 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌دردشت‌جنون اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ ادمین: @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
تو عمرم فقط یکبار دوست دارم سوار شاسی بلند بشم تویوتای حمل تابوت شهدا.... ❤️
عمه‌جان، سرور ایستادگی و الگوی مقاومت، میلادتان بر ما مبارک باد. حرف بسیار است و گفتنش در این مجال اندک، اما امروز غمِ درهای بستهٔ مرقدتان را داریم. با خود اندیشیدم که بی‌گمان، ارواح پاک شهدا امروز میهمانِ دمشق و ضریح مطهرتان بوده‌اند؛ و دل‌های ما نیز با آنان است. ای زینتِ پدر! می‌خواستم میلاد پربرکتتان را خدمتِ مولا، سیدالاوصیا حضرت علی (ع) و سرور زنان جهانیان، مادرِ پرمهرتان حضرت زهرا (س) تبریک بگویم و از این دو قطبِ عالم‌آفرینش، طلبِ عیدی کنم. و خدا را به حقِّ وجود پربرکتتان قسم می‌دهم که ظهور ولی‌امر مسلمین جهان را هرچه زودتر رقم زند. اللّهم عجّل لولیّک الفرج، بحقِّ زینبِ کبری (س) https://eitaa.com/deltir
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز بیست و هشتم چله ظهور به نیت شهید محمد براتی✅ التماس دعا
دیروز مهمان داشتی… داشتم با سنگِ مزارت حرف میزدم و قصد نداشتم در آن لحظه به زیارت بروم. اما نیرویی ناگهان مرا از زمین بلند کرد و تا کنار ضریحِ امامزاده برد. خانمی را دیدم که داشت از کادر تصویرِ شهیدی در کنار ضریح عکس می‌گرفت. کنجکاو شدم بدانم کدام شهید است. پرسیدم: «ببخشید، کدام شهید هستند؟» و همین‌طور که سرم را کمی کج کردم، نام را دیدم: «شهید طریق‌القدس، محمد براتی.» نامش هم محمد بود. زن به من نگاه کرد و اشک در چشمانش حلقه زد. گفت: «پسرمه.» بهت‌زده نگاهش کردم، اما برای اینکه حس نکند تنهاست، گفتم: «من هم همسرم شهید شده.» این‌بار نوبت مادرِ شهید بود که با حیرت به من نگاه کند. انگار با وجودی که او را نمی‌شناختم، دوست نداشتم او همدردِ من باشد. از غمش، غمگین شدم. کمی درددل کردیم و فهمیدیم نحوهٔ شهادتتان بسیار به هم شبیه بوده: «مورد حملهٔ پهباد قرار گرفتن.» این شباهت، بر تلخی و عمقِ ماجرا افزوده بود. عکس‌های پسر شهیدش را به من نشان داد و تا پای مزارت آمد تا با عکس پسرش، از مزارت عکسی بگیرد. به یقین، شما دو نفر در عرشِ اعلی همدیگر را دیده‌اید و مهمانِ ارباب بوده‌اید. اما ما دو نفر ، در روز میلاد حضرت زینب(س)، با هم آشنا شدیم. و من در ذهن، حکمتِ آن نیرویی را مرور می‌کردم که مرا به مرقد امامزاده رساند؛ ما هر دو دل‌شکسته بودیم و باید می‌فهمیدیم کسانی هستند بسیار شبیه به ما… https://eitaa.com/deltir
عاشق به فنا سیر ز معشوق نگردد ماهی طلب آب کند گرچه غذا شد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و صل علی ولیک وابن اولیائک و بلغه منا تحیة و سلاما
همسر 🔻 دیروز مهمان داشتی… داشتم با سنگ مزارت حرف میزدم و قصد نداشتم در آن لحظه به زیارت بروم. اما نیرویی ناگهان مرا از زمین بلند کرد و تا کنار ضریحِ امامزاده برد. خانمی را دیدم که داشت از کادر تصویرِ شهیدی در کنار ضریح عکس می‌گرفت. کنجکاو شدم بدانم کدام شهید است. پرسیدم:«ببخشید،کدام شهید هستند؟» و همین‌طور که سرم را کمی کج کردم، نام را دیدم: «شهید طریق‌القدس، محمد براتی» نامش هم بود. زن به من نگاه کرد و اشک در چشمانش حلقه زد. گفت:«پسرمه» بهت‌زده نگاهش کردم، اما برای اینکه حس نکند تنهاست، گفتم: «من هم همسرم شهید شده» این‌بار نوبت مادر شهید بود که با حیرت به من نگاه کند. انگار با وجودی که او را نمی‌شناختم، دوست نداشتم او همدردِ من باشد. از غمش، غمگین شدم. کمی درددل کردیم و فهمیدیم نحوهٔ شهادتتان بسیار به هم شبیه بوده: «مورد حملهٔ پهباد قرار گرفتن» این شباهت،بر تلخی و عمقِ ماجرا افزوده بود. عکس‌های پسر شهیدش را به من نشان داد وتا پای مزارت آمد تا با عکس پسرش، از مزارت عکسی بگیرد. 💞به یقین،شما دو نفر در عرش اعلی همدیگر را دیده‌اید ومهمان ارباب بوده‌اید. اما ما دو نفر،در روز میلاد حضرت زینب(س)،با هم آشنا شدیم. و من در ذهن،حکمت آن نیرویی را مرور می‌کردم که مرا به مرقد امامزاده رساند؛ ما هر دو دل‌شکسته بودیم و باید می‌فهمیدیم کسانی هستند بسیار شبیه به ما… https://eitaa.com/deltir •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• کانال رسمی ‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍‌‍┄• @shahid_mohammad_barati
واگر زندگی تنها، «بودنِ» ظاهری بود، وجود بی‌معنا می‌شد؛ هویتی ساده که با نیستی و فنا روبرو است. اما زندگی و زیستن، فراتر از خوردن و خوابیدن بلکه گذر از ژرفای غفلت است. پدیده‌ای است درآمیخته با اسرار الهی. و در این زمینه، همین بس که خالقی هست که همه‌ی هستی و نیستی از اوست، اما در جهان ماده، جسمی قابل رویت و لمس ندارد. اگر وجود خالق را انکار کنیم، پس مخلوق از کجاست؟ و اگر به آفریدگار و ضرورت وجودش ایمان بیاوریم، مسئله برایمان کاملاً بدیهی و روشن خواهد بود. و چه چیزی از این ساده‌تر که درک کنیم دنیا بر پایه‌ای فراتر از بودن‌هایی است که تنها ماده‌ی آنها را درمی‌یابیم، و حقیقتی در آن نهفته است فراتر از اجسام. حال پرسش اینجاست: آیا می‌توان این حقیقت را درک کرد؟ راه ادراک کدام است؟ همه‌چیز به خود انسان بستگی دارد. کافی است بخواهد و برای درک حقیقتی والا تلاش کند. https://eitaa.com/deltir
نهایت خواسته یک طلبه بسیجی از دنیا... ما ایستاده ایم تا پای جان بخاطر افتخار دهه هشتادی ها بخاطر آرمان عزیز🥲 سالگردشهادت شهید آرمان علی وردی برای این شهید بزرگوار فاتحه ای قرائت بفرمایید https://eitaa.com/deltir