eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
386 عکس
142 ویدیو
15 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌دردشت‌جنون اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ ادمین: @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
از نیل تا نبوت داستان مادر موسی را همگان شنیده‌اند. وقتی فرمان کشتن همه پسران داده شد، به قلبش الهام شد: فرزندت را در تابوت بگذار و به رودخانه بسپار. اگر سخن خدا را نمی‌شنید و آن فرمان الهی را نادیده می‌گرفت، بی‌تردید کودکش را از او می‌گرفتند و از بین می‌بردند. اما او تسلیم شد؛ گوش داد و اطاعت کرد. و پس از آن چه شد؟ به جایی رسید که خداوند شیر هر دایه‌ای را به آن کودک حرام کرد، تا تنها در آغوش مادرش آرام گیرد. مادر موسی در آن لحظه سرنوشت‌ساز، آزاد و مختار بود. می‌توانست با تمام وجود مادری فریاد برآورد: «نه! هرگز فرزندم را به رود نیل، آن رود خروشان و پهناور، نمی‌سپارم!» کدام خرد متعارف می‌پذیرد کودکی را به آبی چنان بزرگی و ناآشنا بسپارد؟ اما او به خدا گفت: «شنیدم و اطاعت کردم.» و خدا نیز تنها یک کودک را که از آن کشتار نجات داد که موسی بود؛ هم نجات یافت، هم به آغوش مادر بازگشت، هم از نعمت‌های کاخ فرعون بهره برد، و هم شد یکی از بزرگترین پیامبران الهی. این همه رحمت و برکت از کجا آغاز شد؟ از همان چشم‌ گفتن مادر، از همان سمعا و طاعتا ای که در دل تاریکی و اضطراب، نور امید را روشن کرد. اگر در آن لحظه، احساسات و هراس بر مادر موسی چیره می‌شد، یکی از بزرگ‌ترین پیامبران خداوند هرگز پا به جهان نمی‌گذاشت. حتی اگر مسئله پیامبری را کنار بگذاریم، تنها یک فرزند بود که می‌توانست در آغوشی امن ببالد — و بی‌آن تسلیم محض ، این امر ممکن نمی‌شد. پس گاه بزرگ‌ترین عقلانیت، در همان تسلیم بودن رخ می‌نماید که فراسوی درک ماست، و بزرگ‌ترین محافظت، در همان رهاسازی است که به دست قدرت بی‌کران سپرده می‌شود. سوره قصص، آیه ۷: وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي ۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ و به مادر موسی وحی کردیم که: «او را شیر ده و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را به دریا (نیل) بیفکن و مترس و غمگین مباش، ما او را به تو بازمی‌گردانیم و او را از پیامبران قرار می‌دهیم.» https://eitaa.com/deltir
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز پانزدهم چله دعای توسل به نیت شهید مجتبی امین زاهد✅
🇮🇷بسم رب الشهدا و الصدیقین🇮🇷 ✍ معرفی مختصری از شهید بزرگوار سرهنگ دوم پاسدار؛ شهید مجتبی امین زاهد معروف به حسین 🔹 در تاریخ ۱۳ دی ماه ۱۳۶۶ دفتر زندگی خود را در این دنیا آغاز نمود. همواره سعی و کوشش او این بود که در مسیری که پروردگارش دستور داده بود حرکت کند، و در نهایت در صبحگاه ۳۱ خرداد ماه ۱۴۰۴ مشتاقانه به دیدار معبود خویش شتافت. 🔸 تحصیلات وی در مقطع کارشناسی ارشد الکترونیک (گرایش سیستم های الکترونیک دیجیتال) بود و قرار بود از پایان نامه و مقاله‌ی خود در حوالی همان روزهای شهادتش دفاع کند. 🔹 عشق به خدا و اهل بیت علیهم السلام در جای جای زندگی اش بروز و ظهور داشت و خالصانه در این مسیر قدم برمی‌داشت، تا جایی که مفتخر به دریافت عنوان خادمیاری حضرت ثامن الحجج علیه السلام گردید. 🔸ولایتمدار و پیرو سخنان مقام معظم رهبری بود. 🔹بسیار خوشرو و خوش خنده بود، حسن خلق او زبان زد همه کسانی است که او را می‌شناختند. کانال رسمی @shahid_mojtaba_aminzahed -------------------------------------------- https://eitaa.com/deltir
در این روزها، بارها و بارها آخر هفته‌ای را مرور میکنم که... :پارسال، حوالی روز زن، از در خانه که داخل آمدی، گلی در دست داشتی به زیبایی تمام. اما چیزی زیباتر از آن گل بود: لبخندت. خنده ای که از عمق جان میآمد و با عشق ساخته شده بود. سرت را، طبق معمول، اندکی کج کردی و آن خنده‌ی زیبا را با گلی که تقدیمم شد، آمیختی. تو، من و علیرضای تازه متولد شده؛ مایی بودیم به وسعت تمام خنده‌ها. سال گذشته اولین سالی بود که هم زن بودم و هم مادر... و چه چیز از این نکوتر: همسری چون تو داشتن. امسال نیز به همان گلفروشی رفتم، دسته‌گلی خریدم. اما اینبار، خنده ای درکار نبود گویی لبخند جایش را به اشک و بغض سپرده بود. و آنگاه گریستم، در فراق تویی که همسرت را بی انتها دوست میداشتی. اما تو در آسمان شاد باش، همچنان لبخند بزن، و در اعلی‌علیین، به یاد من باش، و به آن روزها بیندیش، روزهایی که دستان یخزده از دنیا را به هم میسپردیم و غم را در محبس فرو میگذاشتیم. نه که بین ما اندوه نبود، بلکه همیشه یادمان بود که زندانی هست که جایگاه همیشگی غم میشود. در میان تمام روزها و خنده‌ها و گریه‌ها ، لحظه‌هایی بود که میتوانستیم هزار سال در آنها بمانیم و خوشبختی را لمس کنیم. ولی افسوس... افسوس برای عمر کوتاه خوشبختی مان ... افسوس برای فاصله ها... https://eitaa.com/deltir
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آفرینش با واژه‌ای آغاز شد که از هر سخنی ژرف‌تر بود: «مادر». واژه‌ای که خود، حماسه‌زا و آفریننده است. بودن و ادامه یافتنِ هستیِ انسان، در گروِ آوای این کلمه است. و بر قله‌ی این جهان، «مادرِ هستی» ایستاده است: فاطمه. قطب نمایِ عالمِ امکان و راه‌گشایِ درمانِ جهان. اگر مادر نبود… اگر بانویِ زنانِ دو جهان نبود… هیچ نبود. همه چیز، وابسته به کفِ دستانِ مادری است که خدا، دوستی‌اش را ویژه خویش برگزید. از پسِ این وجود است که جهان، زیبا می‌شود. میلادِ نور است. زادروزِ نخستین و واپسین، ام‌ابیها؛ همسرِ علی مرتضی، مادرِ حسن و حسین. اگر هفت‌آسمان را به نور بیارایند، برای این مژده ناچیز است. مادرترینِ مادرانِ جهان، همسری که همتایِ راستینِ علی است، پا به گیتی می‌نهد. این مژده مبارک باد! قدمِ این نور، فرخنده باد! https://eitaa.com/deltir
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما در حال شنیدن صدای یک مرد واقعی هستید... برای من همین بس که تو اینگونه آرزو کردی و حالا زمان عمل کردن به حرفت فرا رسیده. https://eitaa.com/deltir
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ در حالی که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند، و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته اند [و سرانجام به شرف شهادت نایل می شوند] شادی می کنند، که نه بیمی بر آنان است ونه اندوهگین می شوند https://eitaa.com/deltir
ذوالفقار علی تولدت بر جزء به جزء عالم مبارک بادا.... https://eitaa.com/deltir