۴ آذر ۱۴۰۲
چاییوقتیسردمیشهروشابجوشمیریزی
ولیگرممیشهاماکمرنگترمیشه
این حرف فقط دربارهی.چایی نبود:)
۴ آذر ۱۴۰۲
۵ آذر ۱۴۰۲
۵ آذر ۱۴۰۲
۵ آذر ۱۴۰۲
دقیقا همونجایی که میگی نه بابا فلانی اینجوری آدمی نیست بهت ثابت میکنه که دقیقا اینجور آدمی هست.
۵ آذر ۱۴۰۲
۵ آذر ۱۴۰۲
۵ آذر ۱۴۰۲
۵ آذر ۱۴۰۲
'𝟕𝟔𝟎𝟎'
ببین خیلیا چیزا رو تو هیچ وقت نمیفهمی مثلا چقدر نگات کردم و تو روت اونور بود.
تو وقتی نگام میکردی منم نگات میکردم و بعد غرق در نگاه یکدیگر....
۵ آذر ۱۴۰۲
حقیقتش اینه که دلم خیلی برات تنگ شده، بیشتر از چیزی که فکرشو بکنی، ولی این دلیل نمیشه بخوام باشی، دلیل نمیشه بخوام اون حاله بد و اون حسه پوچی و دوباره داشته باشم، دلیل نمیشه که دوباره برگردم به رابطه تاکسیک! میدونی من دلم برات تنگ شده و این طبیعیه، اما دلیل کافی برای برگشت بهت نیست!
میخوام بهت بگم، حق داری دلتنگ ادمی بشی که دوسش داشتی، یا حتی دوسش داری، این حقه طبیعیته! که حتی واسه رفع دلتنگی بری ویساشو گوش کنی یا عکساشو ببینی، ولی دلیلی نیست که بخوای برگردی به رابطه تاکسیک!
-delva-
۶ آذر ۱۴۰۲
تصورِ من از عشق خیلی قشنگه ، اینطوره ك ، بابام عاشق رنگ یشمیِ ، ولیفقط یهدونهپیرهن یشمی داره ، ولی تا دلت بخواد پیرهنقرمز داره ، چون مامانم عاشقرنگ قرمزهِ =)!❤️🩹🥺'
۶ آذر ۱۴۰۲