⚫️ تشکیل شورای موقت رهبری
طبق اصل ۱۱۱ قانون اساسی، شورای موقت رهبری تشکیل شد.
اعضای این شورا عبارتاند از : رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه و یکی از فقهای شورای نگهبان با انتخاب مجمع تشخیص مصلحت که آیتالله اعرافی انتخاب شد.
بنابراین تا برقراری شرایط پایدار امنیتی و برگزاری مجلس خبرگان، شورای موقت رهبری عملا عهدهدار همه وظایف رهبری خواهد بود. این اقدام بسیار مهمی است تا خلاء وجود رهبری را تا انتخاب رهبر جدید نظام، پُر کند.
◾️https://eitaa.com/derangha
✳️ تحلیل برخی ابعاد پیام رهبر انقلاب
رهبر انقلاب در چهلمین روز عروج امام شهید پیامی صادر کردند. در بخشی از این پیام آمده:
▪️بنابراین نباید با اعلام بناء بر #مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل بهنظر میرسد. مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه #مذاکرات مؤثر است.
▪️اینک با تمام وجود به دعای خاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشمن چه در صحنه #مذاکرات و چه در میدان نبرد دل بستهایم و امید داریم هر چه زودتر، هم ما و هم دشمنانمان اثر معجزهآسای آن را مشاهده کنیم، انشاءالله.
▪️توجه به برخی ابعاد این موضوع مهم است:
🔺۱. جلوگیری از «تخلیه بسیجگری»
از منظر امنیتی، بزرگترین خطر برای یک نظام انقلابی پویا در زمان مذاکره، این است که بدنه اجتماعی وفادار دچار «سستی» یا «ابهام» «تردید» شود. یعنی وقتی سیگنال مذاکره صادر میشود، دشمن ممکن است تصور کند اراده داخلی سست شده است. فراخوان برای حضور در «خیابانها، مساجد و محلات» توسط رهبری در واقع یک مانور قدرت نرم برای پر کردن خلأ احتمالی و جلوگیری از طمع امنیتی دشمن است.
🔺۲. امنیت محلهمحور:
تاکید بر «محلات و مساجد» نشاندهنده لزوم هوشیاری در سطوح مویرگی جامعه است تا فرآیند سیاسی (مذاکره) به نفوذ یا ناامنی اجتماعی منجر نشود.
🔺۳. تولید «اهرم فشار» برای مذاکرهکنندگان
در ادبیات روابط بینالملل، مذاکرهکنندهای موفق است که نشان دهد در پشت سرش، تودههای خشمگین، محکم و مطالبهگری دارد که اجازه عقبنشینی را به او نمیدهند. این حضور تاثیر مستقیم بر مذاکرات دارد.
🔺۴. پرهیز از دیپلماسی در خلأ:
پیام رهبری تصریح میکند که «فریادهای شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است». این یعنی حضور مردم، ضریب نفوذ و قدرت چانهزنی تیم دیپلماتیک را در برابر حریف بالا میبرد.
🔺۵. پیام به طرف مقابل:
این حضور به دشمن میفهماند که طرف حساب آنها فقط چند مسئول یا دیپلمات در اتاقهای بسته نیستند، بلکه یک توده اجتماعی قوی، معتقد و پایکاری نظام است که بر روند توافق نظارت دارد.
🔺۶. لایه ارتباطات راهبردی
این پیام رهبری حاوی سیگنالهای متفاوتی برای سه گروه مخاطب است:
▪️الف. پیام به دشمن: «ما از سر ضعف مذاکره نمیکنیم.»
حضور در میدان نبرد نظامی و میدان اجتماعی همزمان ادامه دارد. مذاکره تنها یک «تاکتیک» برای مدیریت نبرد است، نه پایان نبرد.
▪️ب. پیام به بدنه مردمی: جلوگیری از سرخوردگی.
بسیاری از نیروهای انقلابی ممکن است مذاکره را به معنای پایان آرمانها یا نوعی شکست ببینند. رهبری عزیز با این پیام، مذاکره را همتراز با «میدان نبرد» تعریف کرده و به آن هویت «جهادی» دادند.
▪️ج. پیام به ساختار حاکمیتی: هماهنگی میان «میدان» و «دیپلماسی».
این پیام بر این اصل تاکید دارد که هیچکدام نباید فدای دیگری شود.
🔺۷. جنگ روایتها و خنثیسازی تصویر «فرسودگی»:
رسانههای خارجی معمولاً تلاش میکنند نشان دهند که مردم از مقاومت خسته شدهاند و به همین دلیل حکومت پای میز مذاکره آمده است. فراخوان برای حضور در میادین، این روایت را به چالش میکشد و تصویر «ملت مقاوم» را جایگزین «ملت خسته» میکند.
🔺۸. مفهوم «دوره سکوت صحنه نبرد نظامی»
اشاره رهبری به «دوره سکوت صحنه نبرد نظامی» یک گزاره بسیار مهم است. این به معنای تغییر موقت فاز دفاع از کشور و نظام است و نه توقف آن. در واقع، وقتی موشکها ساکت میشوند فریادهای کف خیابان باید بلندتر شود و حضور در تجمعات بیشتر تا موازنه قدرت بههم نخورد. این یک نگاه کاملاً «واقعی» به میدان است نه فانتزی.
🔺 #جمعبندی:
این بخش از پیام، در پی ساختن یک «سپر اجتماعی» برای فرآیند سیاسی است. هدف این است که مذاکره نه به عنوان یک بنبست یا عقبنشینی، بلکه به عنوان یک جبهه جدید دیده شود که پیروزی در آن مستلزم همان انرژی و حضوری است که در خط مقدم جبهه نیاز بود.
🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🔴 راهبرد «حضور میدانی»؛ دستاورد بزرگ جنگ رمضان
✍ یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ تحمیلی رمضان، خروج جریان انقلابی از انحصار فضای مجازی و حضور مستقیم در میان مردم بود؛ حضوری که امکان گفتوگوی رو در رو و بیواسطه با بدنه اجتماعی را فراهم کرد.
در سالهای گذشته، تمرکز بیش از حد بر تبیینگری در فضای مجازی، به فاصلهگرفتن تدریجی بدنه انقلابی از جامعه واقعی انجامیده بود. تحولات و تجمعات خیابانی اخیر نشان داد که تبیین مؤثر، بدون حضور در میدان و گفتوگوی مستقیم با مردم، کامل و اثرگذار نخواهد بود. همین ضرورت، سد ارتباط با بدنه مردمی را شکست و نیروهای تبیینی و تبیینگر و بدنه انقلابی را به میدان آورد.
این تجربه، ظرفیتهای مهمی ایجاد کرده که حفظ و تقویت آن ضروری است؛ از جمله:
🔺۱. ترمیم اعتماد و تقویت سرمایه اجتماعی: گفتوگوی چهرهبهچهره، سوءبرداشتها را کاهش میدهد و پیوندی عاطفیتر و مؤثرتر شکل میدهد.
🔺۲. اصلاح تصویرسازیهای نادرست رسانهای: حضور مستقیم میان مردم، بسیاری از برچسبها و روایتهای کاذب و کلیشهای را بیاثر کرد و تصویری واقعی از مردم و پیوند آنها با نظام و کشورشان ارائه کرد.
🔺۳. شناخت دقیقتر مسائل و مطالبات جامعه: ارتباط میدانی، امکان فهم واقعیتری از دغدغهها، نگرانیها، اولویتها و پرسشهای مردم به دست داد.
🔺 ۴. تبدیل تنش به گفتوگو: بسیاری از تقابلها که ریشه در سوء برداشتها و یا شناخت ناقص داشت، با ارتباط مستقیم، به تفاهم و تبادل نظر تبدیل شد.
🔺۵. تربیت نیروهای مؤثر و میدانی: استمرار این مسیر و تجربه، نسلی از نیروهای تبیینگر را تربیت میکند که علاوه بر فعالیت رسانهای، توانایی ارتباطگیری مؤثر و اقناع در میدان واقعی جامعه را نیز دارند.
🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🇮🇷 چرا پافشاری بر خطوط قرمز در تجمعات اهمیت دارد؟
✍ در شرایطی که مذاکرات به یکی از میدانهای اصلی تعیینکننده در معادلات قدرت تبدیل شده است، تبیین و پاسداری از خطوط قرمز نظام و رهبری و کشور اهمیتی مضاعف پیدا میکند. این خطوط صرفاً شعار سیاسی نیستند، بلکه چارچوبهای راهبردی برای صیانت از منافع ملی و جلوگیری از تحمیل مطالبات یکجانبه به کشور به شمار میروند. برخی از اهم دلایل پافشاری بر این خطوط قرمز در تجمعات عبارتاند از:
🔺۱. حفظ بازدارندگی راهبردی: عقبنشینی از خطوط قرمز، مؤلفههای قدرت ملی را تضعیف و موازنه بازدارندگی را به نفع دشمن تغییر میدهد.
🔺۲. جلوگیری از مطالبهافزایی دشمن:
تجربه مذاکرات گذشته نشان میدهد هر عقبنشینی، به طرح مطالبات جدید و دامنهدارتر و بیپایان دشمن منجر میشود.
🔺۳. صیانت از زیرساختهای قدرت ملی:
بسیاری از محورهای اعلامی به ظرفیتهای راهبردی کشور مربوطاند که واگذاری یا محدودسازی آنها بازسازیپذیر نیستند.
🔺۴. کاهش خطای محاسباتی دشمن:
ایستادگی روشن بر خطوط قرمز، پیام صریحی درباره اراده و توان کشور ارسال کرده و احتمال محاسبه غلط طرف آمریکایی را کاهش میدهد.
🔺۵. تقویت انسجام داخلی:
پایبندی به خطوط قرمز اعلامی، چارچوب مشترکی برای اجماع نخبگانی، اجتماعی و مردمی در مدیریت مذاکرات فراهم میکند. همه حول محورهای اعلامی متفق میشوند.
🔺۶. پرهیز از توافقهای ناپایدار:
توافقی که بر عبور از خطوط قرمز نظام استوار باشد، از پشتوانه داخلی و دوام راهبردی برخوردار نخواهد بود. باید به توافق پایدار با بالاترین همراهی مردمی دست یافت.
🔺۷. مدیریت تقارن تعهدات:
ایستادن بر اصول و خطوط قرمز، مانع شکلگیری تعهدات نامتوازن و یکطرفه همانند برجام در سازوکار توافق میشود.
🔺۸. حفظ اهرمهای چانهزنی:
خطوط قرمز در واقع بخشی از سرمایه مذاکراتی کشورند که به بدنه اجتماعی و قدرت ملی پیوند خوردهاند لذا عبور از آنها قدرت چانهزنی طرف ایرانی را فرسایش میدهد.
🔺۹. تجربه تاریخی برجام:
بدعهدیهای مکرر طرف آمریکایی نشان داده که اتکای صرف به تعهدات سیاسی بدون حفظ مؤلفههای قدرت همانند هستهای و موشکی، ریسک راهبردی بالایی دارد و نهتنها بازدارنده نخواهد بود بلکه دشمن را گستاختر خواهد کرد.
🔺۱۰. پایداری منافع بلندمدت:
تمرکز بر خطوط قرمز، مذاکرات را از منطق امتیازدهی کوتاهمدت به سمت تأمین منافع پایدار ملی هدایت میکند.
🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🔴 #مهم/ قیمت انرژی بجای تعرفهها، محرک تورم در آمریکا شد
🔹 نیویورک تایمز گزارش داد، در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شاخص قیمت مصرفکننده به بالاترین سطح خود از دو سال گذشته رسیده است. یعنی از ۲.۴ درصد به ۳.۸ درصد تبدیل شده است.
با این حساب موتور محرک تورم در آمریکا دیگر جنگ تعرفهای نیست، نبرد بر سر انرژی با ایران است.
✍ #تحلیل:
🔺 ۱. اگر شوک انرژی جای تعرفهها را بهعنوان محرک تورم بگیرد، فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره محتاطتر میشود؛ یعنی فشار همزمان بر رشد اقتصادی، بازار سهام و هزینه استقراض آمریکا افزایش مییابد.
🔺۲. افزایش قیمت انرژی نیز میتواند با رشد هزینه تولید و حملونقل، کاهش قدرت خرید خانوارها و افت مصرف داخلی، خطر «رکود تورمی» را برای اقتصاد آمریکا جدیتر کند؛ وضعیتی پرهزینه و دشوار برای دولت و بانک مرکزی آمریکا.
🔺۳. بخش مهمی از این شوک انرژی در آمریکا به وضعیت #تنگه_هرمز برمیگردد. چون حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت از این مسیر عبور میکند، هرگونه تهدید یا اختلال در آن فوراً قیمت نفت، گاز و هزینه حملونقل را بالا میبرد. نتیجهاش برای آمریکا افزایش تورم، رشد هزینه سوخت و فشار بیشتر بر مصرفکننده و صنایع است؛ حتی اگر خودِ آمریکا مستقیماً نفت کمتری از خلیج فارس وارد کند. اهمیت و تاثیر راهبردی تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی و آمریکا بهمرور بیشتر نمایان میشود.
🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🔴 امارات و بازی در زمین اسرائیل
✍ دفتر نتانیاهو اعلام کرد که او در میانه جنگ با ایران به ابوظبی سفر کرده است. امارات این خبر را تکذیب کرد.
اسرائیلیها اطلاعات پروازی را منتشر کردند.
این خبر که توسط اسرائیلیها منتشر شد بیش از یک خبر دیپلماتیک است و ابعاد راهبردی منطقهای مهمی دارد و بهنظر میرسد چند هدف را دنبال میکنند:
🔺۱. افزایش هزینه سیاسی برای امارات
انتشار خبر سفر، حتی با وجود تکذیب رسمی، میتواند هزینه سیاسی قابل توجهی برای امارات در افکار عمومی عربی و اسلامی ایجاد کند. در فضای حساس ناشی از جنگ، طرح چنین ارتباطی ابوظبی را در معرض فشار رسانهای و سیاسی قرار میدهد.
🔺۲. محدود کردن امکان فاصلهگیری امارات و بستن راه بازگشت
در حالی که کشورهایی مانند قطر و عمان تلاش کردهاند خود را از فضای جنگ دور نگه دارند و حتی نشانههایی کوچکی از فاصلهگذاری محتاطانه سعودیها نیز دیده میشود، برجستهسازی ارتباط با امارات میتواند تلاشی برای کاهش امکان عقبنشینی یا فاصلهگیری تاکتیکی این کشور از اسرائیل باشد.
🔺۳. نمایش تداوم ائتلافسازی منطقهای
این اقدام همچنین حامل این پیام است که اسرائیل، حتی در شرایط جنگی، همچنان در حال حفظ و تثبیت روابط و ائتلافهای خود در میان برخی کشورهای عربی است.
🔺۴. قرار گرفتن امارات در موقعیت پیچیده
امارات اکنون در شرایطی قرار گرفته که از یک سو حفظ روابط راهبردی برای آن اهمیت دارد و از سوی دیگر با فشار افکار عمومی و هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگین ناشی از جنگ مواجه است؛ موضوعی که فضای مانور دیپلماتیک ابوظبی را محدودتر کرده است.
در مجموع امارات کاملا در زمین بازی اسرائیلیها قرار گرفته و باید به این کشور به عنوان بخشی از امتداد اسرائیل در منطقه نگاه کرد.
🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
✳️ #خوانش_تحلیلی
🔴 تحلیلی از آخرین وضعیت جنگ حزبالله و رژیم صهیونیستی ( ۱ )
✍ برای بسیاری از علاقهمندان و عاشقان حزب الله، این سوال شکل گرفته که چرا حزب الله علیرغم ضربات کاری به اسرائیل و مقاومت معجزه آسایی که تاکنون داشته، هنوز در شرایط سختی است و در عمل فعلا پیروز میدان نیست. البته این به معنای شکست نیست و انشاءالله معادله نهایی به نفع مقاومت رقم خواهد خورد.
در ارزیابی جنگ، باید میان دو سطح متفاوت تمایز گذاشت: دستاورد تاکتیکی و پیروزی راهبردی. حزبالله تاکنون در سطح تاکتیکی، با حملات عالی و نقطهزن پهپادی، موشکی، کمینها، جنگ فرسایشی و تحمیل هزینه به ارتش اشغالگر اسرائیل موفقیتهای بسیار خوب و بزرگی به دست آورده است؛ اما این موفقیتها لزوماً به معنای پیروزی در سطح راهبردی نیستند.
🔺۱. موفقیت تاکتیکی یعنی آسیبزدن؛ پیروزی راهبردی یعنی تغییر نتیجه جنگ
حزبالله در سطح تاکتیکی توانسته نشان دهد که ظرفیتهای کمنظیری برای موارد زیر دارد:
• نفوذ پهپادی یا موشکی به لایههای دفاعی اسرائیل؛
• هدفگیری پایگاهها، سامانههای رصدی یا تجمعات نظامی؛
• تحمیل هزینههای سنگین انسانی، روانی و اقتصادی؛
• حفظ بخش قابل توجهی از توان رزمی پس از حملات سنگین؛
• کشاندن اسرائیل به جنگ فرسایشی.
• حملات متعدد به شهرها و شهرکهای شمال سرزمینهای اشغالی
و موارد متعدد دیگر
اما اینها بیشتر ضربههای تاکتیکی هستند، نه الزاماً پیروزی راهبردی.
پیروزی راهبردی زمانی رخ میدهد که یک بازیگر بتواند اراده طرف مقابل را بشکند، هدف طرف مقابل را خنثی کند و هدف اصلی خود را محقق کند، یا موازنه سیاسی و میدانی را به سود خود تثبیت کند. در حداقلترین حالت، اجازه دستیابی دشمن به اهدافش را ندهد، همان کاری که در غزه و سپس جنگ رمضان رخ داد. اسرائیل و آمریکا علیرغم حملات گسترده به اهدافشان نرسیدند.
اگر اسرائیل با وجود دریافت ضربات، بتواند در جنوب لبنان پیشروی کند (که فعلا تاحدودی توانسته)، مناطق مرزی را از کارکرد سابق خود خارج سازد، جمعیت غیرنظامی را از نوار مرزی شهرها دور نگه دارد و حزبالله را از عمق عملیاتی نزدیک مرز عقب براند، در آن صورت اسرائیل از نظر راهبردی به بخشی از اهداف راهبردی خود نزدیک شده است؛ حتی اگر در میدان، ضربات تاکتیکی بخورد.
🔺۲. مسئله اصلی: کنترل زمین و تغییر محیط امنیتی جنوب لبنان
برای حزبالله، جنوب لبنان فقط یک جغرافیای دفاعی نیست؛ بلکه بخشی از عمق مذهبی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی آن است. اگر این منطقه بهصورت پایدار دچار وضعیتهای زیر شود، حزبالله در سطح راهبردی با مشکل روبهرو میشود:
• تخلیه طولانیمدت روستاهای مرزی؛
• نابودی زیرساختهای محلی و لجستیکی؛
• ایجاد منطقه حائل رسمی یا غیررسمی؛
• محدود شدن تحرک نیروها در نزدیکی مرز؛
• فشار سیاسی داخلی از سوی آوارگان و جوامع محلی؛
• کاهش قابلیت حزبالله برای تهدید مستقیم مناطق شمالی اسرائیل.
در چنین شرایطی، حتی اگر حزبالله هر روز عملیاتهای موفق انجام دهد، باز هم ممکن است ساختار راهبردی حضورش در جنوب آسیب ببیند.
🔺۳. جابهجایی جمعیت؛ فشار راهبردی فراتر از میدان نبرد
یکی از خطرناکترین پیامدهای جنگ برای حزبالله، نه صرفاً تلفات نظامی، بلکه جابهجایی گسترده جمعیت غیرنظامی و به ویژه شیعیان جنوب لبنان است. اگر این جابهجایی کوتاهمدت نباشد و به وضعیتی پایدار تبدیل شود، پیامدهای راهبردی آن بسیار سنگین خواهد بود.
چرا؟
چون حزبالله در جنوب لبنان فقط یک نیروی نظامی نیست؛ بخشی از قدرت آن از پیوند با جامعه محلی، شبکههای حمایتی، مسیرهای تدارکاتی و مشروعیت اجتماعی میآید. وقتی جمعیت مرزی جابهجا شود، این شبکهها آسیب میبینند. در نتیجه، حتی اگر توان موشکی یا پهپادی باقی بماند، محیط انسانی و اجتماعی لازم برای استمرار حضور میدانی تضعیف میشود.
از این منظر، اگر اسرائیل بتواند با فشار نظامی، جنوب را به منطقهای کمجمعیت، بیثبات یا غیرقابل سکونت تبدیل کند، و یا بافت جمعیتی آن را تغییر دهد (که دقیقا بدنبال آن است)، این یک دستاورد راهبردی برای اسرائیل محسوب میشود؛ زیرا هزینه حضور حزبالله را بالا میبرد و یا غیرممکن میکند، همچنین رابطه آن را با مهمترین پایگاه اجتماعیاش در جنوب از بین میبرد.
🔺۴. حزبالله در نبرد تاکتیکی کاملا موفق است
حزبالله در سطح تاکتیکی ابتکارهای بسیار عالی دارد؛ مثلاً حمله ابتکاری پهپادی، هدفگیری سامانههای رصدی، یا ضربه به نیروهای اسرائیلی. اما در سطح کلان، اگر دستور کار جنگ را اسرائیل تعیین کند یعنی محل، شدت، زمان و هدف عملیات، حزبالله در موقعیت سختتری قرار میگیرد.
به بیان دیگر:
اگر میدان کلی جنگ مطابق اهداف اسرائیل شکل بگیرد، پیروزی تاکتیکی به پیروزی راهبردی تبدیل نمیشود.
https://eitaa.com/derangha
🔴 تحلیلی از آخرین وضعیت جنگ حزبالله و رژیم صهیونیستی ( ۲ )
🔺۵. خطر فرسایش سرمایه سیاسی و اجتماعی در لبنان
حزبالله برخلاف یک ارتش کلاسیک، باید همزمان در چند جبهه بجنگد:
الف. جبهه نظامی علیه اسرائیل؛
ب. جبهه سیاسی داخلی لبنان؛
ج. جبهه اجتماعی در میان آوارگان و ساکنان جنوب؛
د. جبهه اقتصادی ناشی از ویرانی و هزینه جنگ؛
ه. جبهه دولت لبنان و بخصوص رئیس جمهور و نخست وزیر
اگر جنگ طولانی شود، حتی حفظ توان رزمی نیز کافی نیست. حزبالله باید بتواند توضیح دهد که هزینههای جنگ چه دستاوردی برای لبنان داشته است. اگر بخشهایی از جامعه لبنان احساس کنند که جنگ، جنوب را ویران کرده اما نتیجه راهبردی روشنی نداشته، فشار داخلی بر حزبالله افزایش مییابد.
این همان نقطهای است که موفقیت تاکتیکی میتواند به فرسایش راهبردی تبدیل شود.
🔺۶. پیروزی راهبردی فقط «ضربه زدن به دشمن» نیست
در ادبیات نظامی، نابود کردن تجهیزات، زدن پایگاهها یا کشتن نیروهای دشمن میتواند ارزشمند باشد، اما کافی نیست. پیروزی راهبردی زمانی حاصل میشود که یکی از این نتایج به دست آید:
• توقف اهداف اصلی دشمن؛
• حفظ زمین و جمعیت کلیدی؛
• تثبیت موازنه بازدارندگی؛
• جلوگیری از تغییر نظم امنیتی منطقه؛
• حفظ مشروعیت سیاسی و اجتماعی؛
• تحمیل پایان جنگ با شرایط مطلوب.
یعنی دقیقا اتفاقی که در جنگ رمضان برای ایران رخ داد. حال اگر حزبالله ضربات موثری بزند، اما نتواند مانع تغییر وضعیت جنوب لبنان شود، نمیتوان آن را پیروز راهبردی دانست.
🔺 #جمعبندی
حزبالله در جنگ فعلی میتواند در سطح تاکتیکی موفقیتهای چشمگیری داشته باشد: حملات پهپادی، ضربات موشکی، فرسایش نیروهای اسرائیلی و حفظ توان رزمی. اما این موفقیتها زمانی به پیروزی راهبردی تبدیل میشوند که بتوانند هدف اصلی اسرائیل را ناکام بگذارند یعنی تخلیه و تغییر بافت جمعیتی جنوب لبنان و دور کردن حزب الله از مرزهای جنوبی.
اگر نتیجه جنگ، عقبرفتن عملی حزبالله از مرز، تخلیه طولانیمدت جنوب، تضعیف پایگاه اجتماعی، ایجاد منطقه حائل و تغییر محیط امنیتی جنوب لبنان باشد، آنگاه حزبالله با وجود ضربات تاکتیکی، در موقعیت خطرناک راهبردی قرار خواهد گرفت.
بنابراین میتوان گفت:
حزبالله ممکن است در عملیاتهای تاکتیکی پیروزیهایی به دست آورد، اما اگر اسرائیل بتواند زمین، جمعیت و نظم امنیتی جنوب لبنان را به نفع خود تغییر دهد، برنده اصلی در سطح راهبردی خواهد بود. این معادلهای است که حزب الله - علی رغم تمام فشارهای داخلی و خارجی و حملات نظامی - در تلاش است تا آن را تغییر دهد و اجازه ندهد اسرائیل به آن دست یابد.
البته باید دقت کرد مقاومت و ایستادگی حزب الله در مقابل رژیم صیهونیستی – علی رغم شهادت سیدحسن نصرالله و فرماندهان بزرگ – تا این لحظه نه تنها افت و ضعفی نداشته بلکه شگفت آور است و برآنیم حزب الله قهرمان با تدبیر و مجاهدت شیخ نعیم قاسم و فرماندهان و رزمندگانش و حمایت همه جانبه ایران که تاکنون بوده از این مرحله بسیار سخت نیز با پیروزی خارج خواهد شد.
📚https://eitaa.com/derangha
✳️ #غدیر؛ تثبیت معیار
✍ #تثبیتِ_معیار یعنی قرار دادن یک شاخص روشن، معتبر و پایدار برای سنجش حقیقت، قدرت و مسیر و سرنوشت انسان و جامعه. در غدیر، پیامبر اکرم (ص) این معیار را در ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) تثبیت کرد؛ معیاری که هم بُعد معرفتی دارد، هم بعد انسانی، سیاسی، اجتماعی و هم تمدنی.
غدیر را میتوان در یک تعبیر خلاصه کرد: #تثبیتِ_معیار. پیامبر اکرم (ص) در غدیر، صرفاً جانشین معرفی نکرد؛ بلکه شاخصی ماندگار قرار داد تا پس از او، انسانیت، دین، قدرت و جامعه با آن سنجیده شوند.
برخی از اهم ابعاد این تثبیت معیار چنین است:
🔺۱. در معرفت دینی: علی(ع) معیار فهم درست قرآن و سنت است؛ تا دین گرفتار برداشتهای پراکنده و متعارض نشود.
🔺۲. در مشروعیت حکمرانی: ولایت، معیار حقانیت قدرت است؛ یعنی حکومت باید بر علم، عدالت و شایستگی الهی و پیوند با امام معصوم (ع) استوار باشد.
🔺۳. در عدالت اجتماعی: سیره امام علی (ع) معیار عدالت بیتبعیض است؛ عدالتی که با منفعت، قبیله و مصلحت معامله نمیشود.
🔺۴. در تشخیص حق از باطل: امام علی (ع) میزان تمایز حقیقت از انحراف است؛ حق با او سنجیده میشود و انحراف در فاصله گرفتن از او آشکار میگردد.
🔺۵. در جهت تمدنی امت: غدیر معیار مسیر آینده جامعه اسلامی است؛ تا امت پس از پیامبر دچار بیقطبی، گسست و انحراف ساختاری نشود.
از همینجا معنای تأکید فراوان بر محبت امام علی (ع) روشن میشود. این محبت، صرفاً عاطفه شخصی نیست؛ سازوکاری تربیتی برای پیوند دادن دلها با معیار حق است. جامعهای که علی(ع) را آگاهانه دوست بدارد، نسبت خود را با عدالت، حقیقت و ولایت تنظیم میکند.
بنابراین، عظمت غدیر در این است که برای تاریخ اسلام «میزان» تعیین کرد:
غدیر یعنی حق، شاخص دارد؛ و آن شاخص، ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) است.
در ادامه همین منطق، پرسش مهم این است: چرا #ولایت_فقیه در جامعه دینی ادامه همان تثبیت معیار است؟
زیرا در عصر غیبت، جامعه دینی همچنان به معیار نیاز دارد؛ معیاری برای اینکه دین از صحنه اداره جامعه حذف نشود، قدرت از عدالت جدا نگردد و تصمیمهای کلان، بینسبت با شریعت و ارزشهای الهی شکل نگیرد.
ولایت فقیه از این جهت، استمرار اصل «ولایت» در سطح هدایت اجتماعی و حکمرانی دینی است و به معنای حفظ جهت، معیار و چارچوبی که غدیر تثبیت کرد.
این استمرار به ویژه در صیانت از دین جلوه میکند. ولایت فقیه معیار پاسداری از شریعت در عرصه عمومی است؛ تا دین فقط به مناسک فردی تقلیل نیابد.
پس اگر غدیر #تثبیت_معیار در حضور امام معصوم است، #ولایت_فقیه تلاش برای حفظ همان معیار در عصر غیبت است؛ یعنی پاسداری از این اصل که جامعه دینی بدون محور، بدون میزان و بدون نسبت روشن با ولایت، دچار گسست، آسیبپذیری و نهایتاً انحراف میشود.
🌴 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ
📚https://eitaa.com/derangha
🌴 پیام رهبر انقلاب: به ملت عزیز عرض میکنم دشمن خبیث حال مصاف در میدان دچار شکست شده و به خصوص بخاطر ضربه قاطع، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند و کید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته؛ یکی تاب آوری مردم و دیگری خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور؛ ابزار هر دو کاشت بذر تردید و بدگمنانی و اختلاف است.
#خواتش_تحلبلی
🔴 پروژه پنهان دشمن؛ اخلال در محاسبات مسئولان
✍ مقام معظم رهبری در پیام سالروز رحلت امام (ره) فرمودند:
دشمن خبیث کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است:
الف. تابآوری مردم
ب. ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور
در این نوشتار کوتاه ابعاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان تحلیل میشود.
در جنگ ترکیبی، یکی از نقطههای ثقل دشمن، اخلال در «دستگاه محاسباتی» مسئولان است؛ یعنی تغییر ادراک از واقعیت، دستکاری در برآورد هزینه _ فایده، و القای تصویری نادرست از موازنه قدرت. دشمن میکوشد با ابزارهایی چون:
▪️عملیات شناختی و تولید دادههای جهتدار
▪️بزرگنمایی تهدیدها و کوچکنمایی فرصتها
▪️ایجاد فشار روانی _ رسانهای
▪️تحریف اطلاعات و جنگ روایتها
▪️القای فوریتهای کاذب و دوگانهسازیهای ساختگی
▪️نفوذ در شبکههای مشورتی تصمیمساز
▪️بنبستنمایی
و ...
فرآیند تصمیمسازی را از عقلانیت راهبردی به واکنشهای هیجانی، شتابزده و کوتاهمدت سوق دهد. نتیجه این خطای محاسباتی، میتواند به شکل سیاستهای عجولانه، واگرایی در سطوح تصمیم، یا تعویق در تصمیمهای ضروری ظاهر شود؛ امری که هزینههای ملی را افزایش داده و ظرفیتهای کشور را فرسوده میسازد.
در چنین وضعیتی، هنگامی که ادراک از تهدید و فرصت دچار اعوجاج شود، اولویتبندی منابع، زمانبندی اقدام و انتخاب گزینهها نیز به انحراف کشیده میشود؛ و این همان هدف راهبردی دشمن است: تبدیل مزیتهای بالقوه کشور به فرصتهای سوخته.
در لایهای عمیقتر، یکی از زمینههای مهم اخلال محاسباتی، غفلت از «سنتهای الهی» در تحلیل تحولات تاریخی و اجتماعی است. اگر محاسبات راهبردی صرفاً بر دادههای مادی، شاخصهای ظاهری قدرت و برآوردهای کمی استوار شود، بخشی مهم از حقیقت میدان نادیده میماند؛ زیرا در منطق توحیدی، تحولات جوامع تنها تابع قدرت سخت، ثروت، رسانه و فناوری نیست، بلکه سنتهای الهی نیز در سرنوشت ملتها و جبههها نقش تعیینکننده دارند.
از این منظر، نادیده گرفتن سنتهایی چون:
▪️سنت نصرت الهی برای اهل ایمان، مقاومت و مجاهدت
▪️سنت ابتلاء و تمحیص برای پالایش صفوف و آشکار شدن ظرفیتهای واقعی
▪️سنت استدراج در مهلت یافتن ظاهری جبهه باطل پیش از سقوط
▪️سنت امداد الهی در لحظات دشوار و در بنبستهای ظاهری
▪️سنت تبدیل تهدید به فرصت در پرتو صبر، بصیرت و اقدام بهموقع
▪️سنت غلبه ارادههای مؤمنانه بر محاسبات صرفاً مادی و ظاهری
میتواند تصویر صحنه را ناقص و یکسویه کند. چنین غفلتی، قدرت دشمن را بزرگتر از واقع نشان میدهد، ظرفیتهای درونی جامعه را کوچک میکند، و روحیه اعتماد راهبردی را در سطوح تصمیمگیری تضعیف میسازد. در نتیجه، مسئولان ممکن است به جای تصمیمهای شجاعانه، دقیق و مبتنی بر واقعیت کامل میدان، به احتیاطهای افراطی، انفعال، تأخیر یا تصمیمهای نادرست سوق داده شوند.
لحاظ کردن سنتهای الهی در کنار محاسبات دقیق مادی، نفی عقلانیت نیست؛ بلکه تکمیل تحلیل راهبردی است. این نگاه، تصمیمگیران را از سادهانگاری و مرعوبشدن در برابر قدرت ظاهری دشمن حفظ میکند، تصویر متوازنتری از صحنه میسازد و مانع انحراف دستگاه محاسباتی کشور در برابر عملیات شناختی دشمن میشود.
📚https://eitaa.com/derangha
میخائیل میلشتاین در مقالهای در روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحرونوت نوشت:
... اما این دشمن [ایران]، با وجود ضربات سختی که در جبهههای مختلف دریافت میکند، همچنان توانایی شگفتانگیزی در مقاومت و ادامه فعالیت نشان میدهد، همانطور که حزبالله در هفتههای اخیر به نمایش گذاشته است.
✍ #نکته: تابآوری ایران صرفاً محصول توان نظامی نیست؛ بلکه حاصل همافزایی چهار ستونِ مردم، نظام سیاسی، ساختار دفاعی و رهبری راهبردی است. در این الگو، مردم پشتوانه اجتماعیِ مقاومتاند، ساختار دفاعی قدرت بازدارندگی و پاسخگویی را حفظ میکند، نظام سیاسی امکان تصمیمگیری و استمرار راهبرد را فراهم میسازد، و رهبری با جهتدهی کلان، مانع از تبدیل فشارهای خارجی به فروپاشی داخلی میشود. از همین رو، ضربه به یک بخش، الزاماً به ازکارافتادن کل منظومه منجر نمیشود.
📚https://eitaa.com/derangha