eitaa logo
درنگ‌ها
2.8هزار دنبال‌کننده
50 عکس
15 ویدیو
2 فایل
✍️ درنگ‌ها؛ مکث‌های روشمند برای فهم، تحلیل و بازاندیشی در حوزه‌های مختلف. کمی عمیق‌تر
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 خطای راهبردی جداسازی آمریکا و اسرائیل در قبال ایران ✍ در تحلیل پرونده ایران، یکی از خطاهای رایج، جدا دیدن آمریکا و اسرائیل در سطح راهبردی است؛ خطایی که می‌تواند به برآورد نادرست از منطق تصمیم‌سازی طرف مقابل منجر شود. پرسش این است: آیا اختلاف‌های ظاهری میان آمریکا و اسرائیل در قبال ایران، واقعاً نشانه دوگانگی راهبردی است؟ در پاسخ باید گفت: 🔺۱. آمریکا و اسرائیل ممکن است در برخی مقاطع از نظر تاکتیکی، زمان‌بندی یا اولویت‌های اجرایی اختلاف داشته باشند؛ اما در سطح راهبرد کلان، در قبال ایران بر یک چارچوب مشترک حرکت می‌کنند: براندازی، مهار، فشار حداکثری، محدودسازی و نابودسازی ظرفیت‌های منطقه‌ای و جلوگیری از تقویت بازدارندگی ایران. 🔺۲. جدا کردن آمریکا از اسرائیل در تحلیل پرونده ایران، یک خطای راهبردی است؛ زیرا به‌جای دیدن «ائتلاف منافع»، نوعی «دوگانگی ساختگی» را مفروض می‌گیرد و تحلیل‌گر را در دچار انحراف در تخمین واقعیت میدان و برآورد برنامه‌های حریف می‌کند. در نتیجه، اولویت‌بندی اقدامات، زمان‌بندی واکنش‌ها و طراحی پاسخ نیز دچار خطا می‌شود. 🔺۳. این خطا زمانی جدی‌تر می‌شود که وزن هم‌افزایی آمریکا و اسرائیل دست‌کم گرفته شود؛ در حالی‌که این دو، در حوزه‌های اطلاعاتی، دیپلماتیک، امنیتی و فشار اقتصادی، در یک منظومه کاملاً هماهنگ و هم‌افزا علیه ایران عمل می‌کنند.بنابراین، هر ارزیابی عملی باید این هم‌افزایی را به‌عنوان یک متغیر ثابت در نظر بگیرد 🔺۴. در نتیجه، اختلاف‌های جزئی آمریکا و اسرائیل ممکن است به‌اشتباه به‌عنوان شکاف راهبردی تفسیر شوند و این امر، تشخیص الگوی واقعی تصمیم‌سازی و تقسیم کار میان دو طرف را دشوار می‌کند. 🔺۵. از منظر امنیت ملی و بازدارندگی، چنین تفکیکی به خطای محاسباتی می‌انجامد؛ زیرا سیاست‌گذاری باید بر پایه «هم‌جهتی راهبردی» این دو بازیگر عنود تنظیم شود، نه بر اساس تفاوت‌های ظاهری، سطحی و تاکتیکی. در سطح اجرایی، این یعنی هر کنش سیاسی، رسانه‌ای یا دیپلماتیک باید با فرض هماهنگی پنهان یا آشکار میان آن‌ها طراحی شود. 🔺۶. بنابراین، اشکال اصلی نگاه‌هایی از جنس ظریف و روحانی در سال‌های گذشته این بود که اختلاف‌های لفظی یا تاکتیکی آمریکا و اسرائیل را به‌اشتباه به‌عنوان تفاوت راهبردی فهم می‌کردند؛ حال آن‌که در موضوع ایران، اصل ثابت، اشتراک منافع، مقابله تمام عیار و استمرار فشار حداکثری علیه ایران در قالب‌های متنوع بوده است. 🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🔴 چرا تنگه هرمز باتلاق آمریکایی‌هاست؟ ✍ فارغ از سناریوهای آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز _ از مذاکره و محاصره تا حملات محدود و حتی نهایتا با فرض اشغال مقطعی اگر بتواند _ یک واقعیت راهبردی مسجل است: تنگه هرمز برای آمریکا نه یک معبر امن، که «باتلاقی فرسایشی» است. دلایل این شکست راهبردی در چهار محور خلاصه می‌شود: 🔺۱. بن‌بست برتری کلاسیک در جنگ نامتقارن جغرافیای فشرده هرمز، مزیت‌های سنتی آمریکا (ناوهای بزرگ و پشتیبانی هوایی و موشکی) را خنثی می‌کند. اینجا اقیانوس باز نیست؛ محیطی است که تهدیدهای نامتقارن (موشک، پهپاد، قایق تندرو و جنگ الکترونیک) می‌توانند بدون درگیری مستقیم، هزینه حضور نظامی آمریکا را به‌شدت افزایش دهند که داده است. 🔺۲. بحران «تداوم کنترل» چالش اصلی آمریکا «اعمال قدرت» نیست، بلکه حفظ آن است. شاید با آتش سنگین بتوان مسیری را چند ساعت یا چند روز باز نگه داشت، اما تأمین امنیت دائمی در برابر تهدیدات واقعی ایران، عملاً غیرممکن است. در این شرایط، هر ناو و پایگاه پشتیبانی به هدفی بالقوه تبدیل شده و منابع و تمرکز آمریکا را تدریجاً می‌بلعد. 🔺۳. تبدیل مزیت نظامی به ضد خود (پیوند با اقتصاد جهانی) تنگه هرمز شریان حیاتی اقتصاد جهانی است. هر ناامنی در اینجا، بازار انرژی و قیمت نفت را ملتهب می‌کند. واشنگتن حتی در صورت پیروزی تاکتیکی، در سطح راهبردی شکست‌خورده است؛ چراکه تنش‌زایی، هزینه‌های اقتصادی حضور آمریکا را برای خود و متحدانش سنگین کرده و مزیت نظامی را به ابزاری برای فشار سیاسی و اقتصادی علیه خودش بدل می‌کند. ۴. نبرد ادراک و زوال بازدارندگی هرمز میدان «سنجش اراده» است. ناتوانی آمریکا در ایجاد امنیت کم‌هزینه، این پیام را مخابره می‌کند که قدرت برتر جهانی در برابر محیط‌های پیچیده، آسیب‌پذیر است. همین برداشت ادراکی، موقعیت آمریکا را بشدت تضعیف می‌کند. نتیجه‌گیری: باتلاق هرمز فراتر از درگیری نظامی است؛ وضعیتی مرکب از فرسایش عملیاتی، آسیب‌پذیری لجستیکی و تخریب اعتبار بازدارندگی. تنگه هرمز نه سکوی اعمال قدرت، بلکه صحنه‌ای است که می‌تواند ابرقدرت را در دلِ برتریِ ظاهری‌اش زمین‌گیر کند. ایران تاکنون با اقتدار این مزیت راهبردی خود را حفظ کرده است. 🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🔴 خوانشی راهبردی از پیام رهبر معظم انقلاب به حزب‌الله ✍ رهبری معظم انقلاب در بخشی از پاسخ به نامه دبیرکل و رزمندگان حزب‌الله نوشتند: «جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خطّ‌مشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را به‌عنوان شرط اوّل تفاهم‌نامه‌ی پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است.» در تحلیل راهبردی این فراز، چند نکته کلیدی نهفته است: 🔺۱. شرط‌گذاری پیشینی و قاعده‌مند: پایان درگیری نه بر مبنای توازن لحظه‌ای قدرت، بلکه بر اساس یک چارچوب «الزام‌آور امنیتی» تعریف شده است؛ این رویکرد راه را بر آتش‌بس‌های مبهم و قابل‌سوءاستفاده توسط دشمن می‌بندد. 🔺۲. نفی ترتیبات امنیتی تحمیلی: تعبیر «رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز»، هر نوع مشروعیت‌بخشی به اشغال محدود، ایجاد منطقه حائل در جنوب لبنان، یا حضور نظامی موقت رژیم صهیونیستی را صراحتاً رد می‌کند. 🔺۳. صیانت از ژئوپلیتیک لبنان: گره زدن پایان جنگ به «حفظ تمامیت ارضی»، فراتر از توقف آتش است؛ این موضع مانع از هرگونه تغییر در مرزهای میدانی، تجزیه نرم، یا ایجاد نظم امنیتی جدید در لبنان به سود رژیم اشغالگر می‌شود. 🔺 ۴. دیپلماسی قطعی ایران: تاکید مجدد یر قرار دادن حفظ حاکمیت لبنان در بند اول تفاهم‌نامه با آمریکا، نشان‌دهنده «دیپلماسی قطعی» ایران است. این یعنی تهران امنیت لبنان را هم‌تراز با امنیت ملی خود تعریف کرده و هیچ توافقی که ناقض حاکمیت لبنان و جنوب، اشغالگری یا جنگ و یا ادامه حملات رژیم به لبنان باشد را به رسمیت نمی‌شناسد. 🇮🇷https://eitaa.com/derangha
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 گاهی شهید شدن آسون‌تر از زنده‌ موندنه 🇮🇷https://eitaa.com/derangha