eitaa logo
درنگ‌ها
3.3هزار دنبال‌کننده
53 عکس
17 ویدیو
2 فایل
✍️ درنگ‌ها؛ مکث‌های روشمند برای فهم، تحلیل و بازاندیشی در حوزه‌های مختلف. کمی عمیق‌تر
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 پیام پنهان ترامپ: محاصره برای انفجار داخلی ✍ ترامپ در پایان توئیت آخرش گفته است: «من تلاش نمی‌کنم ایران را ... به پای میز مذاکره بکشانم. اصلاً برایم مهم نیست که آن‌ها توافقی امضا کنند که برای خودشان هم ارزشی ندارد. ... مردم ایران چه زمانی به پا خواهند خاست و خواهند جنگید؟» این متن نشان می‌دهد که حملات نظامی آمریکا، محاصره اقتصادی و فشار بر تنگه هرمز، برای وادار کردن ایران به مذاکره طراحی نشده‌اند؛ بلکه بخشی از راهبرد آمریکا برای فرسایش داخلی، شکستن تاب‌آوری و زمینه‌سازی شورش داخلی می‌باشند. هدف آن است که فشار خارجی به بحران اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی تبدیل شود و سپس جامعه در برابر حاکمیت قرار گیرد. به همین دلیل، جمله پایانی درباره اینکه «مردم ایران چه زمانی به پا خواهند خاست و خواهند جنگید؟» اهمیت محوری دارد. این جمله عملاً از مردم ایران می‌خواهد نقش نیروی مکمل فشار خارجی را ایفا کنند. در این چارچوب، توافق واقعی هدف اصلی نیست؛ هدف، ایجاد وضعیتی است که در آن کشور از درون بی‌ثبات و جامعه دچار شکاف شود. حمله و تحریم نقش فشار اولیه را دارند و شورش داخلی قرار است نتیجه نهایی آن باشد. هم‌زمان، ادعای «کنترل تقریباً کامل بر تنگه هرمز» و «فروپاشی اقتصاد ایران» بخشی از جنگ روانی است؛ یعنی القای محاصره، ناتوانی و اجتناب‌ناپذیر بودن شکست. بنابراین پاسخ راهبردی باید علاوه بر مقابله با فشار خارجی، بر حفظ انسجام اجتماعی، مدیریت روایت، کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی و جلوگیری از تبدیل نارضایتی‌های واقعی به ابزار بی‌ثبات‌سازی خارجی متمرکز شود. 🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🔴 ✍ تکرار مداوم این گزاره که «اگر آمریکا به تفاهم‌نامه بازگردد، ما نیز بازمی‌گردیم» _ حتی اگر به هر دلیلی این فرضیه را بپذیریم که متن تفاهم‌نامه به‌طور کامل به زیان آمریکا بوده است _ دشمن را به این محاسبه رسانده که برای او کم‌هزینه یا حتی بی‌هزینه خواهد بود. زیرا زیان‌بار بودن متن تفاهم‌نامه برای آمریکا، لزوماً به معنای پرهزینه بودن بازگشت به آن نیست. آمریکا می‌تواند پس از تحمل فشار محدود، بهره‌گیری از فرصت‌های جنگ فرسایشی، خرید زمان، کاهش فشارهای بین‌المللی یا بازسازی مشروعیت، دوباره به همان چارچوب بازگردد؛ بدون آنکه هزینه‌ای متناسب با تجاوز و اقدامات خصمانه خود پرداخت کرده باشد. این وضعیت، در ادبیات راهبردی، به شکل‌گیری «کژمحاسبه راهبردی» منجر می‌شود؛ یعنی دشمن تصور می‌کند می‌تواند رفتار پرخطر خود را ادامه دهد، بی‌آنکه با پیامد متناسبی روبه‌رو شود. ازاین‌رو، بازگشت به تفاهم‌نامه نباید همچون امتیازی آماده و مستقل از تحولات میدانی عرضه شود، در غیر این صورت، این پیام منتقل می‌شود که آمریکا می‌تواند با تکیه بر جنگ فرسایشی، اهداف خود را پیش ببرد و در نهایت، بدون تحمل هزینه‌ای جدی، به همان توافقی بازگردد که پیش‌تر از آن خارج شده است. این برداشت باید با بازتعریف روشن هزینه‌های تجاوز و بی‌اعتبار کردن محاسبه «جنگ فرسایشیِ کم‌هزینه» اصلاح شود. 🇮🇷https://eitaa.com/derangha
🔴 ✍ حمله موشکی بزرگ‌ترین ارتش دنیا به یک جشن عروسی در سیریک، بعد از جنایت حمله به مدرسه در میناب، یک «اتفاق» و «خطای محاسباتی» نیست؛ یک قاعده و الگوی ثابت رفتاری آمریکایی _ اسراییلی است: هدف‌گیری مستقیم زندگی روزمره و امنیت روانی مردم برای تحمیل ارعاب عمومی. دشمن وقتی در میدان زمین‌گیر می‌شود، حمله به مردم بی‌گناه را استراتژی می‌کند. 🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🔴 ✳️ دوگانگی مکمل در (دولت – مردم) ✍ یکی از اهداف بنیادین آمریکا در راهبرد مهار و تحمیل اراده، «شکستن تاب‌آوری ملی» است. سازه‌ای مرکب و متقابل که از دو رکن ناگسستنی «تاب‌آوری مردم» و «تاب‌آوری دولت» تشکیل می‌شود. در تحلیل‌های متداول، کانون توجه عمدتاً بر تاب‌آوری اجتماعی و ظرفیت صبر و تحمل عمومی متمرکز است؛ حال آنکه تاب‌آوری صرفاً مفهومی ناظر بر مردم نیست. تقلیل این گزاره به آستانه تحمل جامعه، خطایی راهبردی در درک مهندسی فشار دشمن است. در این زمینه توجه به دو نکته حائز اهمیت است: 🔺 ۱. پیوستگی دو سطح تاب‌آوری ◾️ الف. تاب‌آوری دولت (کارآمدی، تصمیم‌گیری و پایداری ساختاری): ناظر بر سرعت بازیابی ساختارها، حفظ انسجام زنجیره مدیریت، تداوم بی‌وقفه خدمات پایه و پرهیز از فلج‌شدگی ادراکی و کارکردی در شرایط بحران است. دولت کم‌تحرک، پیش از مردم میدان را واگذار می‌کند. ◾️ب. تاب‌آوری مردم (سرمایه اجتماعی و انسجام هویتی): متکی بر اعتماد، معنابخشی به هزینه‌ها و افق امید جمعی است که مانع از تبدیل فشارهای بیرونی به گسست‌های درونی می‌شود. 🔺 ۲. چالش بازخورد منفی آسیب‌پذیری یا افت تاب‌آوری در ساختار حکمرانی، بلافاصله به شکل اختلال سیاستی، کاهش اعتماد و فرسایش روانی به جامعه سرریز می‌شود؛ در مقابل، افت تاب‌آوری اجتماعی نیز دامنه انتخاب‌ها و قدرت مانور راهبردی دولت را محدود می‌سازد. از این رو، استراتژی دشمن مبتنی بر فعال‌سازی همین «چرخه تشدید شکنندگی» است. 🇮🇷 https://eitaa.com/derangha
🔴 تحلیلی بر اهمیت تپه‌های علی الطاهر در لبنان ✍ در جغرافیای نظامی جنوب لبنان، تپه‌های علی‌الطاهر در شمال رودخانه لیتانی و مشرف به نبطیه، یک «چهار راه تاکتیکی و ژئواستراتژیک» است. این ارتفاعات، هم‌زمان دژ دفاعی عمق لبنان و دیدبان مسلط بر شمال سرزمین‌های اشغالی است؛ نقطه‌ای که تسلط بر آن، موازنه آتش میدانی و دست برتر مذاکراتی را برای هر یک از طرفین رقم می‌زند. چند نکته اهمیت این تپه‌ها را بخوبی نشان می‌دهد: 🔺 ۱. موقعیت و ویژگی‌های تپه‌های علی‌الطاهر مختصات و ارتفاع: خط‌الرأسی صخره‌ای با ارتفاع بین ۶۰۰ تا نزدیک به ۷۰۰ متر از سطح دریا در استان نبطیه (جنوب لبنان)، حدفاصل روستاهای کفر تبنیت، نبطیه الفوقا و کفر رمان. این ارتفاعات در فاصله حدود ۵ کیلومتری قلعه شقیف قرار دارند و همراه با قله‌های «دبشه» و «رأس الطاهره»، کمربند ارتفاعی حاکم بر دشت نبطیه و حوزه رود لیتانی تا زهرانی را تشکیل می‌دهند. این تپه‌ها تسلط کامل دید و آتش بر مرکز استان نبطیه، مسیرهای منتهی به اقلیم التفاح و جبل الریحان، و دید مستقیم متقابل به سمت شهرک «مطله» و منطقه «اصبع الجلیل» (انگشت الجلیل) در شمال فلسطین اشغالی است. 🔺 ۲. اهمیت راهبردی برای حزب‌الله لبنان ● خط دفاعی اصلی محافظ نبطیه و سد نفوذ زرهی به شمال لیتانی. ● بستر اجرای کمین‌های ضدزره و پرتاب پهپادهای عملیاتی کوتاه‌برد. ● مقر زیرزمینی فرماندهی حزب‌الله، زاغه‌های مهمات و شلیک راکت و موشک به مرزهای شمالی رژیم. ● حفظ قابلیت دیدبانی مستقیم بر تحرکات مرزی ارتش اسرائیل. ● خط قرمز تثبیت ارضی برای جلوگیری از احیای کمربند امنیتی اشغالی (پیش از ۲۰۰۰). 🔺۳. اهمیت راهبردی برای اسرائیل ● ایجاد منطقه حائل: پیشروی عمقی ۱۰–۱۵ کیلومتری برای حفاظت از شهرک‌های شمالی (مطله/الجلیل). ● اشراف آتش بر نبطیه: تسلط دید و تیر بر کفررمان و قطع خطوط لجستیک مقاومت به اقلیم التفاح. ● خنثی‌سازی تأسیسات زیرسطحی: الزام حضور زمینی برای انهدام شبکه تونلی غیرقابل‌حذف با حملات هوایی. ● اهرم چانه‌زنی: استفاده از تصرف ارتفاعات برای تحمیل شروط در توافقات سیاسی و امنیتی. 🔺 ▪️الف. تلاقی دو دکترین متضاد: علی‌الطاهر نقطه برخورد دکترین «دفاع متحرک و بازدارندگی موشکی» حزب‌الله با دکترین «کمربند امنیتی رو به جلو» اسرائیل است؛ حفظ آن بقای ساختار فرماندهی مقاومت در جنوب لیتانی را تضمین می‌کند و از دست رفتن آن، نبطیه را به عمق آتش دشمن تبدیل می‌سازد. ■ ب. معیار پیروزی در موازنه نهایی: کنترل این ارتفاعات تنها یک دستاورد اراضی نیست، بلکه تعیین‌کننده خطوط آتش‌بس پایدار و خط قرمز بازگشت به اشغالگری پیش از سال ۲۰۰۰ است؛ برای تل‌آویو ابزار تحمیل شروط خلع سلاح و برای حزب‌الله، اهرم تثبیت موازنه وحشت در جبهه شمالی است. 🇮🇷https://eitaa.com/derangha