eitaa logo
یادداشت‌های مجید محبوبی
103 دنبال‌کننده
85 عکس
39 ویدیو
1 فایل
تماس با من👇 @majidmahboobi
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 بازگشت خورشید کتاب بازگشت خورشید در قالب رمانی جذاب سال های قیام امام خمینی  رحمة الله علیه را از سال سال 1342 تا 12 بهمن 1357 که مصادف با ورود آن خورشید همیشه جاودان به کشور است با متنی ساده به تصویر می کشد. ▫️نویسنده: مجید محبوبی/فیروزه سادات امیرمالایی ▫️ناشر: بهار دلها ▫️ابعاد: 17*11.5 📖 تعداد صفحات: 86 ✅ مناسب برای سنین 📸تصاویر بیشتر از کتاب👇🏼 https://eitaa.com/tasavir2/3179 🔴 قیمت پشت جلد: 35.000 تومان 🔵 قیمت با تخفیف: 33.000 تومان ادمین ثبت سفارش۱: @clerk2 ادمین ثبت سفارش۲: @book_20 📚 کتاب سرای رضوان 👇 ➡️ @child_book 🛍 فروشگاه فرهنگی رضوان👇 ➡️ @rezvanshop2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من جمله‌نویسی صحیح فارسی را مدیون این مرد شریف هستم. شاید برای تمرین جمله‌نویسی، قریب به صد جمله‌ی فارسی را در کلاس دوم دبستان مشق دادند و من با زحمت بسیار آن‌ها را سطر به سطر نوشتم و آن سال جزو نفرات اول کلاس شدم و امروز بعد از ۴۲ سال به محضرشان رسیدم تا با اهدای یکی از کتاب‌هایم به ایشان، حاصل زحمات خودشان را ملاحظه بفرمایند. آقای محمدیان عزیز! بابت همه‌ی زحماتتان ممنونم. ترکه‌ها تنها درختانی هستند که باغبان‌های اندیشه آن‌ها را بر کف دستان شاگردانشان می‌کارند تا ده‌ها سال بعد میوه‌هایشان را بر سر آن‌ها به نظاره‌ بنشینند.
خرید و فروش کتاب‌های نایاب و کمیاب ادبی، تاریخی و مذهبی https://eitaa.com/ketabnayabkamyab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸اسم چیه؟ 8+ 🔹کی نوشته؟ 🔸ناشرش کیه؟ نشر 🔹داستانش در مورد چیه؟ ماهرخ میخواد خودش رو توی دل عمه خانم جا کنه تا نفرستنش پرورشگاه ولی با خرابکاریهاش عمه رو حرص میده و بالاخره... 🔸پینو، حالتو خوب میکنه🔸 ✴️ سفارش کتاب: @pinoadmin🧕 @pinopub 🇮🇷
هدایت شده از خرید و فروش کتاب‌های نایاب و کمیاب ادبی، تاریخی و مذهبی
🔸اسم چیه؟ 10+ 🔹کی نوشته؟ 🔸ناشرش کیه؟ نشر 🔹داستانش در مورد چیه؟ یه تیم از بچه های ماجراجو، میخوان مادربزرگشونو از خانه سالمندان بدزدن... 🔸پینو، حالتو خوب میکنه🔸 ✴️ سفارش کتاب: @pinoadmin🧕 @pinopub 🇮🇷
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹آذربایجان سر ایران است و این سخت‌ترین ماموریتی است که بر دوش من گذاشته شد
مالک رحمتی اهل یکی از محلات قدیمی و فقیرنشین مراغه بود. جوان دهه‌ی شصتی که در مسجد شریعت‌آباد مراغه رشد کرد و بعد از تحصیل در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به مسوولیت‌های مهمی رسید. شهادتت مبارک همشهری 😭😭😭
به قول استاد محمود دولت‌آبادی: «ما نیز مردمی هستیم!» نمی‌دانم منظور استاد دولت‌آبادی از این عنوان که بر روی یکی از کتاب‌هایش خودنمایی می‌کند، دقیقاً چیست؛ اما جملۀ قشنگی است. ایرانی‌ها خاصند؛ خیلی خاص! خاص‌تر از هر خاصی. انگار کل این هشتاد نود میلیون ایرانی یک خانواده‌اند. آن هم چه خانواده‌ای! صمیمی و یک‌دل و همراه. شاید گفتنی‌ها در این باب خیلی زیاد باشد؛ اما من به این موضوع از این منظر نگاه می‌کنم که وقتی یک حادثۀ تلخ ملی در ایران روی می‌دهد، همه یک‌دل و همراه می‌شوند. واقعاً دیگر از آن گویندۀ شبکۀ خبر خارجی دشمن هیچ انتظاری نبود که در شهادت رئیس‌جمهور، دومین فرد سیاسی کشور بغض کند. او که مخالف اصل و اساس این حکومت بود، توقع این بود لااقل بی‌تفاوت باشد؛ اما آن ژن ایرانی نمی‌گذارد. من یاد خاطره‌ای افتادم. در زمان انتخاب ریاست جمهوری که منجر به انتخاب شهید عزیزمان آیت‌الله رئیسی شد، یکی از دوستان که طرفدار جناح مقابل بود، معترض بود و قصد نداشت در انتخابات شرکت نکند. ما طلاب دهه‌ی شصتی و هفتادی از همان سال‌ها رفیق و مثل برادر بودیم و هستیم. حالا هم حدوداً از ده سال پیش در یک گروه پیامرسانی جمع و دور هم هستیم. بنده به عنوان مدیر گروه و البته عضو کوچکتر این جمع گفتم: «بروید فلانی را بیاورید پای صندوق رأی! بهش بگید تو که همکار(قاضی بودند) آقای رئیسی هستی، باید بیایی پای صندوق و به آقای رئیسی رأی بدهی!» من توقع نداشتم. یک حرفی زده بودم و خیلی هم جدی نبود. اما همان روز وقتی گروه را باز کردم دیدم چند نفر از دوستان رفته و آن دوست عزیزمان را مجاب کرده و برده‌اند پای صندوق رأی و اتفاقاً ایشان به آقای رئیسی رأی داده بود. عکس‌ها و مدارک را هم در گروه گذاشته بودند تا برای من که در یک شهر دیگری بودم، ثابت شود. واقعاً خیلی جا خوردم. این فرد از وقتی تبلیعات برای انتخابات شروع شده بود، روی اعصاب ما بود و خیلی هم تند حرف می‌زد و از رئیس‌جمهور قبلی هم شدیداً حمایت می‌کرد. اما آن روز با این کارش از شادی و سروری که در گروه بود، در پوست خود نمی‌گنجیدم. ما چنین ملتی هستیم و به نظرم علت‌العلل این دوستی‌ها و صمیمیت‌ها «حب الحسین یجمعنا»ست. مگر می‌شود بین دوستداران و عاشقان حسین(ع) جدایی و دوری و کین و کدورت باشد؟ اول خرداد سال 1403 / مجید محبوبی
اوایل معاونت اولی شهید آیت‌الله رئیسی بر قوۀ قضاییه بود. یکی از دوستان قاضی که آن روزها در دورۀ کارآموزی قضاوت بود، ارتباط خانوادگی داشتیم. خیلی صمیمی بودیم. هر روز حداقل یک‌بار ارتباط تلفنی داشتیم. یک روز زنگ زده بودم و پرسیدم: «کجایی برادر؟» گفت: «در تهران هستم.» پرسیدم: «چه عجب؟» گفت: «با آقای رئیسی کاری داشتم.» فردا یا پس‌فردای آن روز وقتی از تهران برگشت، مفصل دربارۀ دیدار با آقای رئیسی حرف زدیم. من گفتم: «این سید خیلی دلنشین و دوست‌داشتنی است!» گفت: «اگر از نزدیک ببینی چه می‌گویی!» بعد شروع کرد به تعریف کردن از نوع برخورد و محبت و خاکی بودنش. می‌گفت: «آقای رئیسی امام جماعت یکی از مساجد تهران است و بدون محافظ و حاجب با مردم در ارتباطند و ما هم با ایشان در همان مسجد خودش قرار داشتیم.» من واقعاً از آن روزها یک حساب ویژه‌ای روی آیت‌الله شهید رئیسی باز کردم. با خودم می‌گفتم: «این سید نجیب بالاخره روزی بالا خواهد آمد و همۀ مردم او را خواهند شناخت و دوستش خواهند داشت. حیف که شناخته شده نیست.» سال‌ها گذشت و ایشان پله‌های پرواز به سوی خدمت به مردم و امتحان در پیشگاه حضرت حق را طی کردند و سرانجام در قامت یک خدوم محبوب، به دیدار حق شتافتند. روحش شاد. دوم خرداد سال 1403/ مجید محبوبی