خردادماه که میشود، بیشتر یاد این قصه میافتم. بیآنکه فارسی بلد باشیم این قصه تا عمق وجود ما نفوذ کرده بود. بعد از خواندن این درس روزها و شبها ذهن من درگیر ماجرای این قصه میشد و با خودم میگفتم: «گرگ اگر گاو عموحسن بیچاره را میخورد چی؟»
بعد غصهی مریم را میخوردم که طفلک چقدر ترسیده بوده است!
امسال ۴۱ سال از آن روزها گذشته است؛ اما غصهها و دلواپسیهای من همچنان تکرار میشود.
مجید محبوبی/ خرداد۱۴۰۳
روضهی مکتوب
روضهی اول (نذر خود حضرت عشق)
تو کیستی که گریه پیش پای تو بیاختیار، احساس در حضور تو مبهوت و دل در هوای تو سرگردان است؟
تو کیستی که نوحه در ماتم تو بیپایان و مرثیه در اندوه تو ناتمام است؟
ای روضهی دلچسب!
ای چکامهی شیرین!
ای شعر بیبدیل!
ای حماسهی بینظیر!
به وسعت شعر عربی تو را دوست دارم.
به لطافت منظومههای ترکی تو را میپرستم.
ای شکوه دوبیتیها و چارپارههای فارسی!
ای نمک شعرهای عجم و عرب!
چگونه این عاشقانه را تمام کنم؟
یکی از آثاری که در دوران اسارت در زندان های رژیم جعلی صهیونیستی به رشته تحریر درآمده رمان «خار و میخک» نوشته یحیی سنوار رهبر سیاسی جنبش حماس است که از زمان ۲۲ سال اسارت بین سال های از سال ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۱ و با یادگیری زبان عبری این رمان را نوشته است.
سنوار علاوه بر نوشتن این رمان، ۵ کتاب از زبانهای عبری و انگلیسی را ترجمه کرده است و یکی از پرکارترین زندانیان سیاسی جهان در این زمینه محسوب میشود.
نویسنده در مقدمه کتاب خود مینویسد: «عنصر تخیلی در این اثر صرفاً تبدیل آن به یک رمان است… همه چیز. دیگری به همان اندازه واقعی است که من آن را زیسته یا شنیدهام و راویانش آن را در سرزمین عزیزمان فلسطین زندگی کرده و شنیدهاند.»
سنوار در این کتاب، به سادگی و فقر زندگی فلسطینیها به طور مفصل میپردازد و همچنین به بیمیلیِ ساکنان کرانه باختری درباره شرکت در مقاومت علیه اسرائیل هم اشاره کرده و از آنها گله میکند.
«خار و میخک» اخلاق مردی را نشان میدهد که نقشی محوری در شکلدهی گفتمان بازی کرده است. این رمان در طول سالهای حبس آشکار میشود و روان مردی که توسط دیوارها محصور شده بود را میکاود. خوانندگان نقش السنوار در رهبری فلسطین را در راهروهای ذهن او دنبال میکنند، احتمالاً جایی که بذر عملیات «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ کاشته شده است. این روایت گواه بر روحیه مردمی است که در سایه درگیریها زندگی میکنند و فداکاریهای شخصی را که در السنوار و همرزمانش وجود دارد، برجسته میسازد.
این رمان نه تنها یک اثر داستانی، بلکه گواهی عمیق بر روح پایدار غزه است. این رمان به عنوان یک فراخوان برای درک واقعیت فلسطین عمل میکند، روایتی که توسط کسی نوشته شده است که از سکوت خودداری کرده و مستقیماً با قلب جامعه جهانی صحبت میکند. کتاب السنوار روایتی از مقاومت، هویت عمیق فرهنگی و جستوجوی تسلیمناپذیر برای آزادی و عدالت است که در صدای اصیل شخصیتهایش منعکس میشود.
این رمان در ۳۰ فصل خود، انتخاب سخت برخی از آوارگان فلسطینی برای کار در اسرائیل را نیز به نمایش میگذارد. برخی آن را فرصتی برای بهبود شرایط زندگی خود و خانواده خود میدانستند، در حالی که برای برخی دیگر چیزی جز خیانت نبود.
در سرتاسر رمان، زندگی اهالی غزه با سادگی و فروتنی مشخص میشود؛ چه در لباس، چه در غذا و چه در عشق. «خار و میخک» همچنین پافشاری فلسطینیها برای اخذ مدارک دانشگاهی را حتی در سختترین شرایط زندگی نشان میدهد.
راوی به پرسشی مبرم پیرامون بیمیلی ساکنان کرانه باختری به شرکت در اقدامات مقاومتی تا زمان وقوع اولین انتفاضه در سال ۱۹۸۷ پاسخ میدهد. توضیح ارائه شده این است که اگر ارتشهای سه کشور عربی نتوانند اسرائیل را شکست دهند، چگونه آنها میتوانند؟ از این رو، ساکنان کرانه باختری سیاست «زندگی کن و اجازه بده زندگی کنند» را میپذیرند.
این رمان همچنین بر روی سایت آمازون در دسترس مردم جهان قرار داشت که با فشار سیاسی و لابی رژیم صهیونیستی از روی سایت حذف شد.
لازم به ذکر رمان «خار و میخک» توسط انتشارات کتابستان معرفت در دست ترجمه قرار گرفته و به زودی راهی بازار نشر خواهد شد.
https://www.iscanews.ir/news/1239818/حذف-کتاب-یحیی-سنوار-از-سایت-آمازون-رمانی-که-در-طول-۲۲-سال-اسارت
#شهیدیحیی_السنوار
هدایت شده از ذخیره واتساپی
با چفیه و جلیقه و قرآن شهید شد
یعنی که در میانهی میدان شهید شد
بیچاره آن کسی که به پیمان وفا نکرد
خوشبخت آنکه بر سر پیمان شهید شد
تسبیح و عطر، قمقمهی آب پس کجاست؟
حدست درست، با لب عطشان شهید شد
چند اسکناس، پول زیادی نمیشود
اما کسی نگفت که ارزان شهید شد
آن کس که هم کتاب دعا هم تفنگ را
با هم به جبهه برد، مسلمان شهید شد
بیعشق و بیحماسه و بیشوق و بیامید
بیجنگ و بیمبارزه نتوان شهید شد
من بی حسین ماندم و بَل هُم أضَل شدم
او عاقبت بخیر شد، انسان شهید شد
📝شعر از مهدی جهاندار
🌹اینجامعراجشهداست 👇
@tafahoseshohada
بعد از ۴۱ سال... بله دقیقاً بعد از ۴۱ سال معلم کلاس چهارم ابتداییام را پیدا کردم. ۴۱ سال پیش وقتی در شیرینکند معلم کلاس چهارم ابتداییمان به سیدجواد فحش داد و همه به او اعتراض کردیم، من به روستای خودمان برگشتم. تنها دانشآموز کلاس چهارم روستای خودمان بودم. فردای آن روز رفتم لطفآباد. باز آنجا بهتر بود. معلممان در آنجا آقای اسعدی بود. یعقوب اسعدی. گفت: مجید این همه راه را نیا. با آقای اصغری صحبت میکنم تو را در مدرسه روستای خودتان ثبتنام کند. انگار دنیا را به من دادند. فردای آن روز رفتم پیش آقای اصغری. آقای اصغری مرا پذیرفت و من شدم تنها شاگرد کلاس چهارم ابتداییشان که با اولها قاتیام کرد و من شدم مبصر آنها. یک سال با هم زندگی کردیم. پدری و پسری. برادر کوچکی و برادر بزرگی!... یعنی هر روز کتک و اوقات تلخی و دوباره آشتی!... چه مرگم بود درس نمیخوندم؟ نمیدونم!...
حالا بعد از ۴۱ سال بله بعد یک عمر طولانی چه دیداری شد! چه دیداری!
من و آقای اصغری دوباره بعد از ۴۱ سال کنار هم... هرچه من احساساتیتر، او بیتفاوتتر!! انگار نه انگار که دو روح بعد از ۴۱ سال به هم رسیدهاند!
بوی مسافران
مسافرها هر کدام بویی دارند.
نوجوان و جوانها بیشتر بوی سیگار و یا بوی پا میدهند.
خانمهای جوان بیشتر بوی ادکلن و بوی آرایش غلیظ و بوی بدحجابی میدهند.
پیرزنها بوی مادر و بوی مهربانی میدهند.
پیرمردها بوی پدر و گذشتههای دور میدهند...
اما کودکان مثل آب بیبو هستند.
گاهی نوزادی هم که بغل مادرش سوار میشود، بوی خدا میدهد.
امشب دقایقی بوی خدا را استشمام کردم و بغض کردم به یاد کودکان غزه و لبنان!
صهیونیستها چرا هر روز به سمت خدا شلیک میکنند؟
چرا از بوی خدا متنفرند؟
مجید محبوبی/ نویسنده سابق(راننده اسنپ فعلی)
هدایت شده از انتشارات به نشر
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#معرفی_کتاب ۲۱۲
سـخـتجــانی
✍️ مجید محبوبی
ادبیات دفاع مقدس- بزرگسال | سختجانی؛ خاطرات جانباز سرافراز اهل روستای ورجوی مراغه است که در خانواده ساده و صمیمی به دنیا آمد. پدرش برای اینکه به سربازی نرود او را با نام غیر از نام شناسنامهاش و محمدرضا صدا میکرد. غافل از اینکه اوضاع زمانه آنطور رقم میخورد که علاوه بر خودش تمام پسرانش به عنوان سرباز وطن راهی جبهه میشوند.
سالهای ۵۰ شمسی با بیان خاطرات کودکی و نوجوانی محمدرضا و اشاراتی به سبک زندگی مردمان آن سالها، تلاش قاطبه مردم برای اصلاح جامعه و دوری از فساد و ماجراهای اول انقلاب روایت شده است.
خاطرات تلخ و شیرین و ذکر مهمترین وقایع و حرکتهای انقلابی مردم مراغه تا پیروزی انقلاب اسلامی و حضور مشتاقانه و دلاورانه مجید(محمدرضا) سعادتیان از فرماندهان لشکر ۳۱ عاشورا و سایر جوانان دلیر ایران در هشت سال دفاع مقدس، بخشهای خواندنی کتاب را تشکیل داده است.
[۳۸۰صفحه
قطع رقعی
چاپ اول
قیمت پشت جلد ۱۸۰ هزار تومان]
📚ثبت سفارش و خرید
🌐www.behnashr.com
https://B2n.ir/a22190
📱 ۰۹۰۲۷۶۵۲۰۰۸
#سخت_جانی
#خاطرات_جنگ
#انتشارات_به_نشر
@behnashr