eitaa logo
یادداشت‌های مجید محبوبی
103 دنبال‌کننده
85 عکس
39 ویدیو
1 فایل
تماس با من👇 @majidmahboobi
مشاهده در ایتا
دانلود
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی کتاب نوشته ترجمه‌ی: *لطفاً به مترجم کتاب دقت کنید. من به جز آقای استپانیان ترجمه‌ی کس دیگری را توصیه نمی‌کنم.
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیه مهم آخر ماه رجب ••••۰۰۰۰✾•🌿🌺🌿•✾۰۰۰۰•••• 📢 کانال طلاب آذربایجان شرقی ╭━━━━⊰◇⊱━━━━━━━━━━╮     @newsTollabehAzerbaijani ╰━━━━⊰◇⊱━━━━━━━━━━╯
هدایت شده از ماه شعبان
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 فیض سرشار 📌 ماه شعبان سراسر رحمت و رضوان الهی است؛ زمانِ تصفیه‌ حساب دل، دعا، نماز و آماده‌شدن برای ورود به ماه کار و تلاش؛ رمضان 🌱 ❇️ ماه شعبان منه از دست قدح . . . 🌙 حلول ماه مبارک شعبان✨ 📚 دیدار 📅 تاریخ: ۱۳۹۶/۰۲/۲۴ 🌐 esra.ir 🆔 @a_javadiamoli_esra
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ مزدوران پهلوی-موساد در ۲ روز ۱۰۰ هزار جلد کتاب آتش زدند.
نمی‌دانم چه سالی بود، اما سال‌ها پیش وقتی حالی بود و شور و شعفی، شب‌هنگام دست به قلم بردم و این شعر را به یاد شهید عزیزی سرودم. آن ایام تصمیم جدی داشتم که شاعرانگی درونم را از نو زنده کنم و نانوشته‌های داستانی و ناداستانی‌ام را در قالب‌های شعری روی کاغذ بیاورم. چند قطعه از شعرهایم آن ایام در مجلات معتبر کشور چاپ شد و من چقدر به خودم می‌بالیدم که شاعر شده‌ام!! اما هرچه بیشتر و سریع‌تر جلو می‌رفتم، امیدم به شاعر شدن کمتر می‌شد، چرا که وقتی با شعرهای حیرت‌انگیز دیگر شعرا مواجه می‌شدم، تازه می‌فهمیدم که آه چقدر فاصله است بین شعرهای من و شعر اهل فن! همین بود که دیگر شعر نگفتم و هروقت هم گفتم برای خودم و دل خودم گفتم که از قضا این بار وقتی به اساتیدم خواندم، با تحسین بی‌تعارفشان مواجه شدم و دوباره وسوسه شدم که شولای شاعری به دوش افکنم و عصای درویشی به دست گیرم و قدم در جاده‌های نرفته شعر بگذارم. امروز به گمانم همان شهید عزیز به سراغ من و شعرم آمد و دستم را گرفت تا احساس تنهایی و غریبی نکنم و دوباره برای شعرهای یتیمم پدری کنم. ممنونم از دوستان جشنواره شعر و داستان دفاع مقدس آذربایجان شرقی و دوست شاعر و برادربزرگ‌ عزیزم استاد سیدغفار هاشمی که بخشی از حافظه‌ی کودکی و نوجوانی من در ولایتمان هستند و یادگار روزهایی که لباس‌های رزمندگی‌شان حسرت تنم بود و شکوه لبخندهایشان ذوق و اشتیاق دلم برای بسیجی و رزمنده شدن و چرا پنهان کنم، حتی شهید شدن! مجید محبوبی