گرایشهای سلبی او درباره اقتصاد خصوصی، علاوه بر تاثیرپذیری از مکتب سوسیالیسم، متأثر از مکتب تفکیک و اندیشههای دوست صمیمیاش محمدرضا حکیمی خراسانی عنوان شده است.[۳۷] همان طور که دکتر علی شریعتی در تاریخ آذر ماه ۱۳۵۵ش. در مشهد نامهای خطاب به محمدرضا حکیمی به عنوان وصیت شرعی نوشت و مسئولیت تجدید نظر در آثارش را به طور کامل به او سپرد و به تعبیر خودش خواستار غلطگیری معنوی و لفظی و چاپی شد.[۳۸] [یادداشت ۱] ولی حکیمی از آنجا که نوشتن کتاب الحیاة را لازمتر میدانست و نیز به دلیل کثرت آثار شریعتی و همچنین این که اشکالات آثار شریعتی را بنیادین نمیدانست، اقدام مهمی در این زمینه نکرد.[۳۹]
رویکردها و نظرات
شریعتی، در آثار و سخنان خود، رویکردها و آرای مختلفی داشته است؛ با این حال، عبدالحسین خسروپناه، دغدغه اصلی شریعتی را ابهامزدایی از معرفت دینی و کتاب و سنت دانسته است.[۴۰] عبدالکریم سروش از روشنفکران دینی شیعه شریعتی را بهدنبال اسلامی میداند که خواهان حرکت است. بنابر اظهارات سروش، شریعتی دو بار به فکر خودکشی افتاد و هر دوبار مثنوی مولانا او را نجات داد و به او امید داد.[۴۱]
اسلامشناسی و اسلام ایدئولوژیک
علی شریعتی در سالهای ۱۳۴۵- ۱۳۴۶ش، درسهایی با عنوان اسلامشناسی را در دانشگاه مشهد ارائه میکرد که بیشتر به زندگی پیامبر اسلام و برخی از اصحاب وی میپرداخت.[۴۲] او در سالهای ۱۳۵۰-۱۳۵۱ش هم سلسلهسخنرانیهایی با عنوان اسلامشناسی در حسینیه ارشاد تهران داشت که در آن، دیدگاههای محوری خود درباره اسلام را تبیین کرد.[۴۳]
اسلام در نظر شریعتی، نه فقط وجوه فرهنگی آن و نه مجموعه علوم اسلامی از قبیل کلام، فقه و فلسفه است،[۴۴] بلکه به باور او، رسالت اصلی دین، آزادی، برابری، نجات تودهها و عزتبخشیدن به مستضعفان است.[۴۵] به نظر شریعتی، «مهمترین رویداد و درخشانترین موقعیتی» که در روزگار او به دست آمده، تبدیل اسلام از فرهنگ به ایدئولوژی بوده است.[۴۶] شریعتی، بازگشت به اسلام به عنوان یک ایدئولوژی را آرزوی خود دانسته و خود را در جستجوی آن دانسته[۴۷] و اسلام ایدئولوژیک را تجدید تولد روحی و یک رنسانس فکری معرفی کرده، نه بازگشت به گذشته.[۴۸]
ایدئولوژی، از نظر شریعتی، بینش، آگاهی ویژه و عقیدهای است که جهت اجتماعی، شکل زندگی و وضع ایدهآل فرد، جامعه و حیات بشری را تفسیر میکند[۴۹] و راه طی کردن فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب را نشان میدهد.[۵۰]
به باور برخی محققان، ایدئولوژیک کردن دین، یکی از مهمترین دستاوردهای علی شریعتی بوده که نقش مهمی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشته و بسیاری از احزاب و گروههای سیاسی، حتی پس از پیروزی انقلاب هم تحت تاثیر اندیشههای او بودهاند.[۵۱]
پروتستانتیسم اسلامی
به باور شریعتی، روشنفکر باید به ایجاد یک پروتستانتیسم اسلامی بپردازد تا بتواند فورانی از اندیشه و حرکت تازه به جامعه ببخشد. او به پروتستانتیسم مسیحی اشاره میکرد که به گفته او، اروپای قرون وسطی را منفجر کرد و همه عواملی کهاندیشه و سرنوشت جامعه را به نام دین متوقف کرده بود، از میان برداشت.[۵۲] شریعتی منتقد برداشتی از اسلام بود که به گفته او، «به ما تحرک نمیبخشد، بلکه به ما سکوت و سکون و قناعت میدهد و همه امیدها را به بعد از مرگ موکول میکند.»[۵۳]
پروتستانتیسم اسلامی [یادداشت ۲]در نظر شریعتی، اصلاح مذهب از طریق مبارزه با خرافات، جمود و تعصبهای کور است و نفی مطلق آن دسته از مفاهیم اسلامی و دینی که در توجیه نظام طبقاتی و استبدادی کاربرد دارند؛ به عبارت دیگر، بازگرداندن دین به سرچشمه اصلی و ایجاد نهضت و تحول فکری، اجتماعی و علمی، بر اساس قرآن و سنت.[۵۴]در دیدگاه شریعتی، پروتستانتیسم اسلامی به معنای حذف دین از عرصه اجتماع نبود؛ بلکه به نظر او برای رسیدن به اسلامِ ایدئولوژیک، باید در اسلام شناسی انزواگرا تجدید نظر شود...شریعتی در چگونکی این رویکرد گاه دچار خطاهایی گشته از جمله این که در برخی از نگاشتههای خود، معرفت دینی را در سطح علوم تجربی محض تنزل میدهد.پروتستانتیسم شریعتی نقطه مقابل نظریه آخوندزاده[یادداشت ۳] بود. مراد آخوندزاده از پروتستانتیسم، حذف ابعاد آسمانی و الهی دین و نفی شریعت و منشأ الهی حق، و قراردادن اعتبارات و قراردادهای بشری در مرکز حق است: «پروتستانتیسم، عبارت از مذهبی است که حقوق الله و تکالیف عبادالله، جمیعاً در آن ساقط بوده، فقط حقوق الناس باقی بماند».[۵۵]
احمد نقیبزاده، استاد دانشگاه تهران، معتقد است شریعتی میخواست مارتین لوتر۱۴۸۳-۱۵۴۶م.[یادداشت ۴] ایران باشد تا نوعی مذهب پروتستان ایجاد کند و همانطور که لوتر در مقابل کلیسا ایستاد، او نیز میخواست در مقابل روحانیت بایستد. نقیبزاده معتقد است شریعتی در این راه شکست خورد.[۵۶]
روشنفکری
علی شریعتی، در سخنرانیها و آثار خود، روشنفکران را انسانهای
آگاه و متعهد خوانده و بارها بر رسالت آنان تاکید کرده و وظایف متعددی برای آنها برشمرده است:
ارتباط مستقیم با جامعه: به گفته شریعتی، روشنفکر نباید تنها بر نظریات و فرضیات علمی متکی باشد، بلکه باید جامعه خود را مستقیم بشناسد، با تاریخ آن آشنا باشد و با اجتماع مردم در تماس مستقیم باشد.[۵۷]
آگاهی از جامعه، مذهب و فرهنگ اسلامی: به باور شریعتی، روشنفکر باید مواد و مصالح کارش را از جامعه و زمانه خود کسب کند و مخالفت روشنفکر با مذهب را موجب دور ماندن جامعه از آگاهی تلقی میکند.[۵۸] شریعتی با اتکا به آیه چهارم سوره ابراهیم،[۵۹] معتقد است کسی که بیداری و هدایت مردم را تعهد کرده، باید با زبان آنان سخن بگوید.[۶۰] او برای روشنفکران، نقش هدایت و رهبری قائل است و تاکید میکند که آشنایی با زبان مردم، یعنی آشنایی با فرهنگ، حساسیتها، رنجها، آرزوها و جوّ فکری و اجتماعی؛ نه فقط ارادت ورزیدن به مردم و تعیین تکلیف برای آنها.[۶۱]
احیای دین اسلام: از نظر شریعتی، روشنفکر باید اسلام را مکتبی بداند که انسان و فرد و جامعه را احیا میکند و رسالت رهبری آینده بشریت را به عهده دارد.[۶۲] روشنفکر وظیفه دارد در جامعهای که دچار جمود و انحطاط شده، به جامعه آگاهی بدهد و آن را بیدار کند.[۶۳]
بازگشت به خویشتن: شریعتی، حیاتیترین رسالت روشنفکران کشورهای اسلامی را بازگشت به خویشتن و بازیافتن شخصیت خویش میدانست. به باور او، برای بازگشت به خویشتن، باید به قرآن، سیره پیامبر(ص) و اصحاب، و شخصیت امام علی(ع) و سخنان او، تاریخ اسلام و فرهنگ غنی آن رجوع کرد.[۶۴]
شیعهشناسی
علی شریعتی، تشیع را حقیقت نخستین اسلام میداند[۶۵] و معتقد است تشیع علی(ع)، بر دو پایه امامت و عدالت استوار است.[۶۶] مذهب شیعه در نظر شریعتی، یک حزب کامل است که علاوه بر جهانبینی، جهتگیریهای سیاسی و اقتصادی دارد[۶۷] و دارای پشتوانه ۲۵۰ ساله مبارزه امامان شیعه است.[۶۸] به باور او، تا ظهور دولت صفویه، تشیع رویکردی ضد ظلم داشته و عالمان، مجاهدان، واعظان، شاعران و مداحان شیعه، با تکیه بر اسلام اهل بیت، از آن پاسداری کردهاند.[۶۹] شریعتی معتقد است با ظهور صفویه، تشیع سرخ (انقلابی) به تشیع سیاه تبدیل شد و مذهب شهادت، تبدیل به مذهب عزا شد.[۷۰]
شریعتی، عزاداری و سوگواری در مذهب شیعه را یک سنت مترقی و انقلابی در عصر اختناق حاکمان ظالم توصیف میکند و آن را پرورشدهنده ایمان میداند.[۷۱] با این حال از برخی تاثیرپذیریهای عزاداری شیعیان از مسیحیت، انتقاد میکند[۷۲] و به دنبال خرافهزدایی از دین است.[۷۳] او همچنین محدود کردن دایره امر به معروف و نهی از منکر را به مسائل فردی، مورد انتقاد قرار میدهد.[۷۴]
وصیت کرده بود در ایران پشت تالار حسینیه ارشاد دفن شود. اما به دلیل شرایط ایران در آن زمان این امر میسر نشد و نهایتا بدن وی مومیایی گشته و در تابوتی در مقبرهای در زینبیه قرار داده شد تا بعدها به ایران منتقل شود.[۱۹] شریعتی در ۵ تیر ۱۳۵۶ش، با حضور امام موسی صدر و نزدیکانش در نزدیکی حرم حضرت زینب(س) دفن شد.[۲۰]
استادان، چهرهها و جریانهای تاثیرگذار
شریعتی از چهرهها و جریانهای متعددی تاثیر گرفته است.[۲۱] چنانکه خود او نوشته، تمام عمر فکری و اعتقادیاش، «همه در ایمان به مکتب علی و عشق به خاندان عزیز پیغمبر و تعهد در برابر نهضت آزادکننده و عدالتخواه تشیع انقلابی» گذشته است.[۲۲] همچنین گفته است که نهتنها حوادث بعد از رحلت پیامبر(ص)، بلکه اساسا مسیر تحولات تاریخ بشری را با بینش شیعی مینگرد و «فاطمه را واسطة العقد سلسله نبوت و امامت، دو مرحله اساسی در تقدیر تاریخی اندیشه نجات و نهضت عدالتطلبی» میشمارد.[۲۳]
شریعتی همچنین خود را در سالهای ابتدایی دهه سی شمسی، دستخوش افکار موریس مترلینگ، آرتور شوپنهاور، فرانتس کافکا و صادق هدایت دانسته و تصریح کرده که آشنایی با افکار آنان، او را «از آشیانه گرم و مأنوس و پریقین آرامبخش مذهب موروثه و دنیای معصومانه نوجوانی به سوی تندبادهای سهمناک و طوفانهای وحشی اقیانوسهای بیکرانه افکار سردرگم و خشن فلسفههای پس از دو جنگ جهانی اروپا» برده است.[۲۴] او علاوه بر آنکه خود را تحت تعلیم علمای بزرگ اسلامی دانسته، از شاگردی جامعهشناسانی مانند گورویچ و آرون، و همچنین اسلامشناسانی مانند لویی ماسینیون، ژاک برگ، برانشویک و هنری ماسه، سخن گفته است.[۲۵] علاوه بر همه این موارد، تحلیلگران، شریعتی را تحت تاثیر جریانهای فکری زمانه دانسته و برخی موارد را ذکر کردهاند. از جمله:
کانون نشر حقایق دینی
علی شریعتی در ۱۵ سالگی عضو کانون نشر حقایق اسلامی شد و از این طریق با فرهنگ اسلامی و شیعی آشنایی جدی پیدا کرد.[۲۶] کانون نشر حقایق اسلامی، در سال ۱۳۲۳ش توسط محمدتقی شریعتی، پدر علی شریعتی تاسیس شد و علاوه بر آموزش تفسیر و معارف قرآن و آموزههای دینی، آثار اجتماعی گستردهای داشت.[۲۷]
نهضت خداپرستان سوسیالیست
علی شریعتی در دوران دانشجویی در مشهد، به نهضت خداپرستان سوسیالیست پیوست و تا پیش از خروج از ایران برای تحصیل در فرانسه، عضو حزب مردم ایران بود که انشعابی از نهضت خداپرستان سوسیالیست محسوب میشود.[۲۸] معیارهای فکری او در این دوره، تحت تاثیر نهضت خداپرستان سوسیالیست و مخصوصا افکار محمد نَخشَب(فعال سیاسی مذهبی. درگذشت:۱۳۵۵ش) بوده است.[۲۹] شریعتی در همین دوره، کتاب ابوذر، نوشته عبدالحمید جودة السحار را به فارسی ترجمه کرده و در سال ۱۳۳۴ش با عنوان «ابوذر غفاری، خداپرست سوسیالیست»، به همراه اضافاتی منتشر کرد.[۳۰] عبدالکریم سروش از روشنفکران دینی شیعه، شریعتی را دارای تمایلات سوسیالیستی و چپی دانسته که بخشی از آن به دلیل نوع رشته تحصیلی، زندگی در فرانسه و عوامل دیگر بوده است. به اعتقاد سروش، شریعتی نوعی سوسیالیست نرم و مبارزه با سرمایهداری داشته که این نگاه او با گذشت زمان و پختهتر شدن او تعدیل گشته است.[۳۱]
بازسازی اندیشه دینی: سید جمال
یکی از جریانهای تاثیرگذار بر شریعتی، نهضت احیای دینی یا جریان بازسازی اندیشه دینی دانسته شده است که سید جمال الدین اسدآبادی، شیخ محمد عبده، سید قطب، و اقبال لاهوری، چهرههای شناختهشده آن هستند. شریعتی مانند این چهرهها، به دنبال بازگشت به قرآن، و دستیابی به تفسیری نو و متناسب با روزگار بود و اسلام انقلابی و اجتماعی را جایگزین اسلام متحجر میدانست.[۳۲] او در کتابی با عنوان «ما و اقبال»، شناختن سید جمال الدین اسدآبادی و اقبال لاهوری را «شناختن اسلام و شناختن مسلمانان و شناختن زمان حال و آینده» دانسته است.[۳۳]
گرایشهای فکری و فلسفی غربی
شریعتی در دوران دانشجویی در فرانسه در دهه ۱۳۴۰ شمسی، با اندیشههای ریمون آرون، ژاک برک، هانری کربن، فرانتز فانون، روژه گارودی، ژرژ گورویچ، لویی ماسینیون و ژان پل سارتر آشنا شد.[۳۴] برخی معتقدند اشارههای پراکنده شریعتی به اندیشمندانی مانند هگل، مارکس، هوسرل، یاسپرس، هایدگر و مارکوزه، نشانه تاثیرپذیری او از سنت فکری آلمانی و فرانسوی است.[۳۵] تاکید شریعتی بر تفاوت میان انسان و بشر، و همچنین استفاده از مفاهیمی مانند عصیانگری و انتخابگری، و سرانجام شاهد آوردن از سخنان سارتر، نیچه و هایدگر، نشانههایی بر گرایش او به مکتب اگزیستانسیالیسم دانسته شده است.[۳۶]
مکتب تفکیک
به باور برخی، مخالفت شریعتی با فلسفه یونانی و سینایی، و گاه تعابیر تند درباره برخی فلاسفه، و همچنین تمسک به برخی جملات بنیانگذاران مکتب تفکیک مانند شیخ محمود حلبی، میتواند نشاندهنده تاثیرپذیری او از مکتب تفکیک باشد. دیدگاههای اقتصادی شریعتی در دهه چهل شمسی و
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌻بسم الله الرحمن الرحیم 🌻
🍃🌺🍃
معطر و متبرک میکنیم
صبحمان را با صلوات
بر
🌺محمد و آل محمد🌺
به رسم شروع هر صبح
🟩✨السلام علیک یا مولانا
یاصاحب الزمان(عج)✨🟩
آقای خــــــــوبم
هر کجا که هستید..
باهزاران عشق سلام
🌺🍁🌺
┏━🍃🌺🍂━┓
https://eitaa.com/df_shomal
┗━🍂🌺🍃━┛
2_144176761499482498.MP3
زمان:
حجم:
459.8K
🍃🌸🍃🌸🍃
اگر هر صبح آیه الکرسی
را بخوانی تا شب در امان خدا هستی
آیه الکرسی عظیم ترین آیه در قرآن است برای حفظ ایمان و مال و جان 🌼 هرروز آیه الکرسی بخوان.
🍃🌸🍃
✴️ در روايت آمده است هر كس آيت الكرسي را در وقت غروب آفتاب بخواند و سپس دعا کند، حاجتش برآورده گردد .
┏━🍃💠🍂━┓
https://eitaa.com/df_shomal
┗━🍂💠🍃━┛
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹امام حسین(ع)
◾️کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
❇️ مقتل خوارزمی ، ج ۱، ص ۲۳۹
🏴◾️🌹◾️🏴
https://eitaa.com/df_shomal
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪴 رهبرم، شهیدم، بدان که راهت خاموش نشده است؛ بلکه با خون پاکت، هموارتر و پرنورتر از همیشه شده است.
🏴🌹🌹🏴
https://eitaa.com/df_shomal
°•~💛
صلیاللهعلیکیااباعبدالله !🥀•°🍃
درمان درد من نبود غیر درد دوست
دردم دوا کنید که درمانم آرزوست
با سیل اشک تا که به دریای خون روم
شب تا به صبح، دیده گریانم آرزوست
🕌🚩🌴🕌🚩
● اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن
، ماه عزا وماتم اهل البیت صلواتالله علیهم اجمعین بر شماعزادارحضرت امام حسین علیه السلام و٧٢تن یاران باوفایش وهمچنین بر داغداران شهادت امام شهید وسایرشهدا تسلیت باد. 🌷
https://eitaa.com/df_shomal
♨️دکتر سید یاسر جبرائیلی از کربلای معلی نوشت:
«وِترِ موتور» یعنی یک تن؛ آخرین تن حق، در برابر تمامی باطل. یعنی امتی آنقدر عقب بنشیند، آنقدر مصلحت بسنجد، آنقدر تماشا کند، تا ولیّ خدا بی یاور بماند...
حضرت اباعبدالله (ع) شهید نشد تا ما به شفاعتش آسوده شویم؛ شهید شد تا هیچ شیعهای، از تنهایی امامش آسوده نباشد.
محرم، سوگ امام کشتهشده نیست؛ هشدار امام تنهاشده است. «هَلْ مِنْ ناصر» دعوت به یاری نبود؛ فریاد رسوایی امتی بود که امامش هنوز در میان آنان بود، اما دیگر کسی با او نمانده بود.
هرگاه امام حق در میان امت باشد و امت در کنار او نباشد؛ هرگاه همه باشند و او تنها بماند؛ هرگاه ولیّ خدا، دوباره وِترِ موتور شود، کربلا تکرار میشود...
کربلای معلی، چهارم محرم ۱۴۴۸
https://eitaa.com/df_shomal