هدایت شده از ☕️قـلـمــرو رمـــانـــ📚
📖 نیمکت کنار پنجره
✨ قسمت سی و پنجم | انتخاب
روز بعد، معلم گفت:
«برای جشن، هر کلاس باید یک برنامه آماده کنه.»
رها دستش رو بالا برد.
«میتونیم یه نمایش کوتاه اجرا کنیم.»
نیکی با ذوق گفت:
«آره!»
معلم لبخند زد.
«پس شما دو نفر مسئول هماهنگی میشین.»
رها به نیکی نگاه کرد.
بعد چشمش به ماهان افتاد که از دور به آنها نگاه میکرد.
سام آرام به ماهان گفت:
«فکر کنم امسال جشن جالبی داریم.»
ماهان لبخند زد.
«فکر کنم همینطوره.»
#پارت_سی_و_پنج
#نیمکت_کنار_پنجره