eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
26 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
ما مدرسه مون هم همینجوری بود ابتدای دبیرستان بابای معلم ریاضی مرد انتهای سال هم مادر معلم اقتصاد
سایه‌ای می‌لرزد بی‌نام و بی‌صدا از انتهای کوچه‌ای فراموش‌شده می‌آید، و من نه گریزی دارم نه پناهی، جز چشم‌هایی که باور نمی‌کنند و تپشی که به راه افتاده بی‌اجازه. در سکوت، دیوارها لب باز می‌کنند نه از مهربانی، که از وحشتی بی‌چهره که در شکاف آجرها زندگی می‌کند
خیلی ها ادا و اصولی فاز وردار شدن که به شدت مزخرف و منزجر کنندست
شبا واقعا استرس آور شده
دومین شبی که از خواب میپرم
بر پدرتون لعنت
ای غم، چه کرده‌ای که هر شبم را چون شمع، خاموش می‌کنی نه اشکی مانده، نه آهی در جان تنهایی‌ات چون خاری‌ست در پَرِ خیال که هر کهن‌درختی را نیز بی‌برگ می‌سازد ای غم، چه رازی در چشمانم یافتی که سرزمین دلم را بی‌اذن آباد کردی؟ باغ دلم ویران است، بی‌صدای پرنده‌ای و تو ای ساکن بی‌مهربانی، هنوز مهمانی نمی‌روی ای غم، بمان اگر دلت همین است اما به شرط آن‌که بدانی: این دل، دیگر طاقت ندارد نه خواب شب، نه طلوع صبح تو همه چیز را خاکستری کرده‌ای، بی‌تفاوت و سرد
روز ۶ ساعت خوابیدم فکر نمیکنم دیگه من خوابم‌ ببره
خیلی نکته جالب تاریخی یک نفر اشاره کرد اونم مربوط به گذر از قاجار به پهلویه
فکر کن یک مجلسی تشکیل میدن و انقراض یک سلسله رو اعلام میکنن و آغاز یک رژیم دیگه رو هم اعلام میکنن بدون دعوا و خونریزی و جنگ و به صورت ملایم و مدنی
جایی تو دنیا من ندیدم شما اگر دیدین بگین که آنقدر نرم و مدنی تغییر حکومت اتفاق بیفته احتمالا در تاریخ این اتفاق تکه
آنقدر با هوش مصنوعی راجب ادبیات و فلسفه صحبت کردم دیگه سوال میپرسم ادبی و سنگین جواب میده