eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
33 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
روز ۶ ساعت خوابیدم فکر نمیکنم دیگه من خوابم‌ ببره
خیلی نکته جالب تاریخی یک نفر اشاره کرد اونم مربوط به گذر از قاجار به پهلویه
فکر کن یک مجلسی تشکیل میدن و انقراض یک سلسله رو اعلام میکنن و آغاز یک رژیم دیگه رو هم اعلام میکنن بدون دعوا و خونریزی و جنگ و به صورت ملایم و مدنی
جایی تو دنیا من ندیدم شما اگر دیدین بگین که آنقدر نرم و مدنی تغییر حکومت اتفاق بیفته احتمالا در تاریخ این اتفاق تکه
آنقدر با هوش مصنوعی راجب ادبیات و فلسفه صحبت کردم دیگه سوال میپرسم ادبی و سنگین جواب میده
دیگه زیادی فاز ورداشته
جهان‌سوزی‌ست در من، لیک در خلوت چو شبنم بسوزم بی‌خبر از خویش، چون شمع مزارم
به شدت از رقابت در هر عرصه ای بدم میاد
مزخرفی به نام رقابت که گاها دیوار می‌کشه بین آدم ها
هیچ وقت برای رقابت تلاش نمیکنم
ای دوست، بار سنگینِ این تنهایی را بر دوش کشیدم، اما وای از آن لحظه که از هیاهوی جمع دل می‌کَنم و قدم در خلوت می‌گذارم؛ گویی جهان یکباره فرو می‌ریزد و هر آنچه رشته بودم، پنبه می‌شود. باز هم همان قصه‌ی تکراری، همان آش است و همان کاسه... تنها صدای تکرار زخم‌هایی‌ست که درمان نیافته‌اند و در سکوت خلوت، دوباره به فغان درمی‌آیند.
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود زِنهار از این بیابان، وین راهِ بی‌نهایت