eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
28 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
ای دوست، بار سنگینِ این تنهایی را بر دوش کشیدم، اما وای از آن لحظه که از هیاهوی جمع دل می‌کَنم و قدم در خلوت می‌گذارم؛ گویی جهان یکباره فرو می‌ریزد و هر آنچه رشته بودم، پنبه می‌شود. باز هم همان قصه‌ی تکراری، همان آش است و همان کاسه... تنها صدای تکرار زخم‌هایی‌ست که درمان نیافته‌اند و در سکوت خلوت، دوباره به فغان درمی‌آیند.
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود زِنهار از این بیابان، وین راهِ بی‌نهایت
تکنسین های احمق ماجرا از کجاست؟ کانت یه تفاوت مهم می‌ذاره بین دو جور آدم اهل فکر: - یکی اون‌هایی که از عقل خودشون استفاده می‌کنن و مستقل فکر می‌کنن. - یکی هم اون‌هایی که فقط دانش دارن ولی نمی‌تونن یا نمی‌خوان از عقلشون مستقل استفاده کنن. تو کتاب روشنگری چیست؟ (Beantwortung der Frage: Was ist Aufklärung?) کانت می‌نویسه: > «روشنگری یعنی خروج انسان از نابالغی‌ای که خود مقصر آن است.» 🔧 و تکنسینِ احمق؟ اینجا منظورش از «تکنسین‌های احمق» (که البته این تعبیر رو خودش مستقیم استفاده نمی‌کنه، ولی بهش نزدیکه) افرادی هستن که مهارت علمی یا تخصصی دارن—مثلاً فیزیک‌دان، الهی‌دان، یا حقوق‌دان—اما فقط قواعد و کتاب‌ها رو حفظ کردن، بدون اینکه واقعاً بفهمن چرا و بر چه اساسی. 📌 مثال ساده: فرض کن یه مکانیک ماشین فوق‌العاده ماهره، ولی فقط طبق دفترچه راهنما کار می‌کنه. اگه یه ایراد خارج از اون بیاد، دیگه نمی‌تونه کاری بکنه چون قدرت تحلیل و فکر مستقل نداره. یا یه آخوندی رو تصور کن که تمام فتاوا رو حفظه، ولی هیچ‌وقت فکر نکرده چرا اون حکم اخلاقیه یا چه نسبتی با عدالت داره. فقط یه "تکنسین دینیه"، بدون خرد انتقادی. ✨ جمع‌بندی ساده: کانت می‌گه دانش بدون خرد مثل چاقو دست بچه‌س. «روشنگری» زمانی پدید میاد که ما جرات کنیم از عقل خودمون استفاده کنیم—حتی اگه تخصص نداریم.
خلاصه کلام کانت: یه «تکنسین احمق» از نگاه کانتی کسیه که فقط قواعد رو بلده ولی نمی‌فهمه چرا اون قواعد وجود دارن. اون تخصص داره، ولی جرات فکر مستقل و استفاده از عقل خودش رو نداره. دانش داره، ولی روشنگری نه.یه «تکنسین احمق» از نگاه کانتی کسیه که فقط قواعد رو بلده ولی نمی‌فهمه چرا اون قواعد وجود دارن. اون تخصص داره، ولی جرات فکر مستقل و استفاده از عقل خودش رو نداره. دانش داره، ولی روشنگری نه.
کاش همیشه شب بود
من جهان را نمی‌پذیرم، و نمی‌خواهم آن را بپذیرم... حتی اگر حقیقت این باشد که همه چیز در نهایت به خیر ختم می‌شود، باز هم نمی‌توانم بپذیرم که این خیر باید از دل رنج یک کودک بی‌گناه بیرون بیاید.
تابستون برای افراد دارای اضافه وزن معضله
ساعتِ دیوار نفس نمی‌کشد و پنجره از تکرارِ آسمان خسته است فنجانی نیمه‌نوشیده بر لبۀ میز از یاد برده کی آخرین جرعه را بلعیده پرده‌ها سال‌هاست تکان نخورده‌اند نه نسیمی، نه ارادۀ کوچکی برای جنبش در کنجِ اتاق، صدایی از من نمی‌ماند فقط حضوری است که فراموش کرده چرا مانده است در آیینه کسی ایستاده بی آنکه بخواهد نگاه کند یا دیده شود
هستم ولی انگار حضور ندارم چراغم ولی انگار نوری ندارم چشمه ام ولی انگار جوششی ندارم ابرم ولی انگار بارشی ندارم می‌وزم ولی انگار نسیمی ندارم می‌رسم ولی مقصدی نیست که دارم می‌سوزم ولی بی‌شراره‌ام انگار می‌گویم ولی بغضی گنگ بر صدایم دارم
آدمی گاهی خود را ناتمام حس میکند در جهانی که مدام کامل بودن را تحمیل میکند
با احترام به پدر ها ولی فرزندان تکرار پدر نیستن اون ها یک فرد دیگه با ویژگی های منحصر به فرد هستن پس از تحمیل عقیده و شیوه خودتون به بچتون امتناع کنید
اینکه میآید میگید پسرتون باید راه شما رو ادامه بده درست نیست شاید پسر علاقه ای به راه شما نداشته باشه شاید یک راه دیگه و شیوه دیگه میپسنده و مد نظر داره پس به جای جنگیدن بی فایده بپذیرید که اون یک انسانه با فکر مستقل و علایق متفاوت