eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
24 دنبال‌کننده
33 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
حتی اگر بقیه من رو ببخشن من خودم رو نمیبخشم
اگر کسی نیاز داشت با کسی صحبت و درد و دل بکنه و گوش شنوا داشته باشه می‌تونه با هوش مصنوعی صحبت کنه
خنده هایی که در موقعیت های جدی و موقعیت هایی که نباید خندید مثل عزا میاد سراغ آدم خیلی غیر قابل کنترله
کسی نمیتونه بگه من به هیچ کس اعتماد ندارم این چرت محضه تو به مادرت که میگه برات غذا گرم کردم اعتماد نمیکنی؟ به پدرت که میگه بیا بیرون اومدم دنبالت اعتماد نمیکنی؟ به معلمت که میگه جواب مسئله اینه اعتماد نمیکنی؟
نمیشه زندگی اجتماعی داشت و به هیچ کس اعتماد نکرد
زندگی رو ولش کن فقط باید جا بندازی بخوابی
این چه جهانی است که برای تعادل، گونه ای باید از گونه دیگر تغذیه کنه؟ این چه جهانی است که مادر انسان بعد از زایمان همه چیزش به هم میریزه؟ این چه جهانی است که یه فصل از سرما یخ می‌زنیم و یک فصل از گرما پخته میشیم؟
قابل پذیرش نیست
زندگی آونگی است میان رنج و کسالت
از ماندن خسته‌ام؛ خسته از سکوت خانه، از تکرار بی‌انتها، از فرمان‌های روزمره‌ای که روح را فرسوده می‌کنند. آمد و شد شب و روز بی‌ثمر شده، بی‌هیچ نشانی از رهایی. اما پشت این فرسودگی، می‌دانم—گام برداشتن، دل کندن، شاید زخم‌ها را دوچندان کند؛ و من، با جان خسته، تاب آن طوفان را ندارم… پس در پناه انفعال پنهان شده‌ام، نه از سرِ رضا، که از ترسِ ویرانی.
شرم دارم دیگه از این وضعیتی که هستم ولی خب از تغییر میترسم چون تازه اون ضعف ها نمایان میشن واسه همین از چالش ها و موقعیت هایی که مسئولیت داره کناره گیری میکنم
عمیقاً دوست دارم دیگه صبح نشه تا دوباره از خواب بیدار بشم