دلم نظمی میخواد مثل نظم احتمالا تخیلیه اشتون هال اما فقط نظمشو؛ماهیت کار ها یه چیز دیگه باشه
ابتذال شر
ابتذال شر یعنی وقتی آدمی بدون فکر کردن یا پرسیدن سؤال اخلاقی، صرفاً دستوری را اجرا میکند و نتیجهٔ کارش را مسؤولانه بررسی نمیکند.
آرنت این عبارت را پس از شرکت در دادگاه آدولف آیشمن، از عوامل برجستهٔ نازیها، ابداع کرد. او انتظار داشت با هیولایی خشونتطلب روبهرو شود، اما آیشمن را مردی کاملاً عادی دید که فقط «وظیفهاش» را انجام میدهد.
ویژگیهای ابتذال شر
- اطاعت کورکورانه از دستورات بدون هیچ نقد یا تردید
- نبود حس مسؤولیت فردی در قبال پیامدهای عملی
- پذیرفته شدن کارهای نادرست وقتی بهصورت روتین در سیستم قرار بگیرند
- عادی شدن خشونت و بیعدالتی در بستر بوروکراسی
پیام اخلاقی آرنت
آرنت تأکید میکند که خطرناکترین نوع شر، آن است که در نبود تفکر و قضاوت اخلاقی تبدیل به امری عادی شود. هر فرد مسئول است که دربارهٔ دستورات و قواعد موجود، قاطعانه بیندیشد و اگر لازم است مقاومت کند.
خلاصه کلام
ابتذال شر زمانی رخ میدهد که افراد بدون اندیشه و احساس مسؤولیت، صرفاً از دستورات پیروی کنند و بدی بهطور روزمره نهادینه شود.
اهمیت ابتذال شر
مسئولیت اخلاقی در سطح فرد
- نشان میدهد حتی اجراکننده یک دستور نباید از قضاوت اخلاقی فردی سرباز زند.
- یادآور میشود که هرگونه شرّ عمیق صرفاً منشأی هیولایی ندارد؛ بلکه از غیرفعال ماندن وجدان و خاموشی پرسشگری برمیخیزد.
چارچوب نظری برای فهم توتالیتاریسم
- ابتذال شر ابزار تحلیلی کارآمدی در مطالعات رژیمهای سرکوبگر و سیستمهای بوروکراتیک ایجاد میکند.
- کمک میکند فرآیند «عادیشدن بیعدالتی» و «قلع و قمع اخلاق» در ساختارهای قدرت را درک کنیم.
بسترهای معاصر کاربرد
- در شرکتهای عظیم، اطاعت بیچونوچرا میتواند زمینهساز تصمیمگیریهای غیراخلاقی شود.
- در عصر دیجیتال، انتشار خبرهای کذب و حملات سایبری نمونههایی از «ابتذال شر» هستند که با غیرفعالی وجدان و بیاعتنایی به مخاطرات اخلاقی هویت مییابند.
#philosophy
از سحر متنفرم…
از هجوم بیپروا و خشنِ نور که بیاجازه به صورت میکوبد،
از فریادهایی که از دل هیچ برمیخیزند و در گوش فرو میروند
از زخمِ بیدار شدن، آن خیزِ اجباری از آغوش خواب
از جملههایی که هزار بار مردهاند و باز هم تکرار میشوند
از کارهایی که جسم را میبلعند بیآنکه روحم را بخوانند
از توقعهایی که مثل تار عنکبوت، بیدعوت به وجودم میچسبند
از دویدن… دویدن بیسرانجام، بیفریاد، بیپایان
و از خستگیای که حتی مرگ هم گویی در برابرش آرامتر است.
#Al
#Depression