وقتی انسان فقط یک تفکر رو مطالعه میکنه و از شنیدن صدای مخالفان پرهیز میکنه، گویی بهجای گفتوگو با جهان، با پژواک ذهن خودش حرف میزنه. چنین رویکردی نه فقط تفکر رو محدود میکنه، بلکه خطرناک میشه چون حقیقت، همیشه در انحصار یک صدا نیست.
اگر ما فقط نقد سرمایهداری رو بخونیم، بیآنکه حرف حامیانش رو بشنویم، چیزی که به دست میاریم یک تصویر ناقص و یکسویهست نه شناختی عمیق. همینطور اگر فقط نقدهای وارده بر کمونیسم رو ببینیم، بیآنکه بفهمیم چرا کسانی به آن ایمان دارن یا ازش دفاع میکنن، فهم ما سطحی باقی میمونه.
دلم میخواهد
بلند بلند
گریه کنم
نه به نجوا
نه پشت پلکهای خسته
گریه کنم
برای وضعیتی که نام ندارد
برای ترسهایی که شانه نمیدهند
و اضطرابهایی
که هر شب
زیر پوستم خیمه میزنند
گریه کنم
بیدلیل،
بیمجاز،
بیعذرخواهی
نه برای سبک شدن،
نه برای معجزهای که نمیآید
فقط برای اینکه
میدانم
فایدهای ندارد
و چیزی عوض نمیشود.
#شعر
در حال فکر کردن به اینکه چیکار کنیم؟پیش کی باشیم؟از کی فاصله بگیریم؟در جمع باشیم یا تنها؟چی انتخاب کنیم؟به چی باور داشته باشیم؟از چی خوشمون بیاد و از چی فرار کنیم؟