روز میرفتم و شب ساعت ۹ یا ۸ میومدم خونه یک شام میخوردم و میرفتم طبقه بالای خونه آهنگ غمگین میزاشتم و فکر و خیال میکردم و بعدش میخوابیدم تا این فشار و اضطراب کم بشه
یک احساساتی هست،
یک چیز هایی هست که نمیشود به
دیگری گفت،آدم را مسخره
میکنند،هرکسی مطابق افکار خودش دیگری
را قضاوت میکند،
زبان آدمیزاد مانند خود او ناقص است.
#صادق_هدایت