eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
25 دنبال‌کننده
28 عکس
23 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
ما که از زندگی مشروط شدیم اینم روش
از تک‌تک لحظات متنفرم، از تک‌تک کارهایی که می‌کنم، از هر صبحی که چشم باز می‌کنم و با یه حس سنگین شروع می‌شه. انگار هر ثانیه یه شکنجه‌ست، یه تکرار بی‌رحم از چیزی که هیچ‌وقت نخواستم تجربه‌ش کنم. هر قدمی که برمی‌دارم، هر حرفی که می‌زنم، همه‌ش بی‌معناست، بی‌روح، انگار فقط دارم نفس می‌کشم چون مجبورم، نه چون می‌خوام. هیچ‌چیز واقعی نیست، حتی خودم. یه نسخه‌ی خسته‌م، یه سایه‌ی بی‌رمق از چیزی که شاید یه روزی بودم. این دل‌زدگی، این خستگی، مثل یه مه غلیظ دورم پیچیده، نمی‌ذاره ببینم، نمی‌ذاره حس کنم، نمی‌ذاره زندگی کنم. فقط می‌خوام یه لحظه، یه لحظه کوتاه، همه‌چیز متوقف بشه، سکوت بشه، و من بتونم بدون فشار، بدون اجبار، فقط باشم... فقط باشم.
از صبح دارم میخونم و فردا باید برم
دوباره اون مسائل رو باید مواجه بشم باهاش
دوباره اون حس ناامیدی و سرخوردگی که موقع برگشتن میومد سراغم قراره بیاد
نمیتونم امیدوار باشم
متنفرم از تهران
ایتا اگه مثل تلگرام قابلیت واکنش دادن به پیام ها رو بزاره خیلی جالب میشه
شک‌گرایی روش‌مند و جملهٔ معروف: می‌اندیشم، پس هستم» (Cogito, ergo sum) --- 📍 دکارت کی بود؟ رنه دکارت فیلسوف، ریاضی‌دان و دانشمند فرانسوی قرن هفدهم بود. او را «پدر فلسفهٔ مدرن» می‌نامند، چون روش تفکرش نقطهٔ عطفی در تاریخ فلسفه بود. دکارت می‌خواست فلسفه را مثل ریاضی دقیق و منظم کند، و برای این کار از شک کردن شروع کرد. --- 🔍 اصل ماجرا: شک‌گرایی روش‌مند یعنی چی؟ دکارت گفت: > «برای رسیدن به حقیقت، باید در همه چیز شک کنیم.» اما نه از روی بدبینی یا ترس، بلکه به‌عنوان یک ابزار. او می‌خواست ببیند آیا چیزی هست که نتوان در آن شک کرد؟ برای همین شروع کرد به شک کردن در همه چیز: - 👁️ آیا حواس من قابل اعتمادند؟ نه، چون گاهی خطا می‌کنند. - 💤 آیا ممکن است در خواب باشم و فکر کنم بیدارم؟ بله. - 👻 آیا ممکن است یک موجود فریب‌کار (مثلاً شیطان) ذهن من را گول بزند؟ شاید. پس حتی در واقعیت جهان هم می‌توان شک کرد. --- 💡 اما یک چیز هست که نمی‌توان در آن شک کرد: دکارت گفت: > «اگر دارم شک می‌کنم، یعنی دارم فکر می‌کنم. > اگر دارم فکر می‌کنم، یعنی وجود دارم.» و این شد جملهٔ معروفش: «می‌اندیشم، پس هستم» (Cogito, ergo sum) این جمله یعنی: حتی اگر همه چیز دروغ باشد، منِ شک‌کننده وجود دارم. چون شک کردن خودش نوعی اندیشیدن است، و اندیشیدن نشانهٔ وجود است.
🧱 این جمله چه اهمیتی دارد؟ دکارت با این جمله، یک نقطهٔ شروع محکم برای فلسفه‌اش ساخت. مثل یک سنگ‌بنای مطمئن. از اینجا به بعد، او تلاش کرد جهان را دوباره بسازد: 1. من وجود دارم چون می‌اندیشم. 2. خدا وجود دارد، چون تصور کمال نمی‌تواند از منِ ناقص آمده باشد. 3. جهان بیرونی وجود دارد، چون خدا فریب‌کار نیست. او با منطق و استدلال، از شک به یقین رسید. --- 🧠 تأثیرات این ایده: - در فلسفه: آغاز فلسفهٔ مدرن و تمرکز بر ذهن و آگاهی. - در روان‌شناسی: توجه به خودآگاهی و تجربهٔ درونی. - در علم: تأکید بر روش و نظم در تفکر علمی. - در ادبیات و هنر: تأثیر بر مفهوم «من» و فردیت. --- 🎯 جمع‌بندی ساده: دکارت گفت: «بیایید همه چیز را زیر سؤال ببریم، تا ببینیم چه چیزی واقعاً قابل اعتماد است.» و تنها چیزی که نتوانست در آن شک کند، خودِ شک کردن بود. پس نتیجه گرفت: «من هستم، چون می‌اندیشم.»
نظامی گنجوی وضعیت زندگی در ایران رو در یک بیت خلاصه کرده: هر دم از این باغ بری می‌رسد نغزتر از نغز‌تری می‌رسد
فکر کنم دوباره باید برم طبقه بالا آهنگ غمگین گوش بدم و فکر و خیال کنم اینطوری نمیشه