eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
25 دنبال‌کننده
28 عکس
23 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
نظامی گنجوی وضعیت زندگی در ایران رو در یک بیت خلاصه کرده: هر دم از این باغ بری می‌رسد نغزتر از نغز‌تری می‌رسد
فکر کنم دوباره باید برم طبقه بالا آهنگ غمگین گوش بدم و فکر و خیال کنم اینطوری نمیشه
چی کار میتونم بکنم؟غم هستی سنگینی می‌کنه تو سینه ام
هر چه می‌کنم نمی‌شود ساعت‌ها عقب می‌مانند، حتی زمان از من فرار می‌کند هر چه می‌کنم نمی‌شود در را باز می‌کنم، اتاق خالی‌تر از قبل است با خودم حرف می‌زنم، صدایم مرا نمی‌شناسد هر چه می‌کنم نمی‌شود کتاب‌ها پر از واژه‌اند، اما هیچ‌کدام نمی‌فهمندم قلمم می‌نویسد، ولی معنایش را خودش هم نمی‌داند هر چه می‌کنم نمی‌شود خورشید طلوع می‌کند، انگار فقط برای دیگران من در سایه‌ام، حتی سایه‌ام از من خسته است هر چه می‌کنم نمی‌شود در جمع می‌نشینم، تنهایی‌ام بلندتر از همه حرف می‌زند می‌خندند، و من نقش دیوار را بازی می‌کنم هر چه می‌کنم نمی‌شود جهان مثل یک بازی‌ست، که من قانونش را بلد نیستم هر حرکت، مرا به عقب‌تر می‌برد هر چه می‌کنم نمی‌شود و شاید، شاید قرار نیست بشود شاید بودنم، فقط برای دیدنِ نشدن‌هاست
حالم عجیب شده دیگه
شدت غیر قابل تحمل شدن زندگی بیشتر شده
برم سراغ مواد شاید جواب بود
چه میشد رک حرف ها رو میزدیم؟ مثلا در جواب مزاحمم بگی آره مزاحمی مثلا مستقیم به طرف بگی باهات حال نمیکنم سمت من نیا یه سلام بده و برو
تعجب نکنید وقتی یه موضوعی از زندگی کسی که فکر میکنید آدم بزرگی بوده میبینید
مثلا ابن سینا در کتاب قانون راجب خواص شراب صحبت می‌کنه و برای برخی امراض نوشیدن شراب رو تجویز میکنه
جوزجانی شاگرد ابن سینا یه روایتی در کتابش میاره که البته مورد بحث و مناقشه هست بعضی ها میگن منظور شراب به عنوان یک نوع نوشیدنی بوده
روایت جوزجانی از یک شب علمی ابن‌سینا: در بخشی از تکمله‌السیرة، جوزجانی نقل می‌کند: > «نماز عشا را خواندیم، شمع آوردند، و شیخ مرا فرمان داد که شراب بیاورم. من و برادرش را نشاند و گفت بنوشیم. سپس شروع کرد به پاسخ‌دادن به مسائل علمی، می‌نوشت و می‌نوشید تا نیمه‌شب…»