eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
25 دنبال‌کننده
28 عکس
23 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
ببین چه وضعیتی بود سر جلسه که مراقب اومد گفت داری به چی فکر می‌کنی چرا چیزی نمینویسی؟سوال داری بپرس
۱۱ تا ۱ الان هم ۱۷ تا ۱۹ برق نیست
بعد توقع می‌ره که ما شاد و پرشور زیست کنیم
همه چی بر علیه شادیه بعد ما باید شاد باشیم اینم جزو عجایب روزگاره
جمله«تو جوونی» گاهی اوقات یعنی انکار اینکه جوان هم داره رنج می‌کشه داره اضطراب تحمل می‌کنه و غمگینه نمیتونه یک سری نیاز هاش رو برطرف کنه و با وجود این باید پرشور و حرارت و خستگی ناپذیر باشه
نه خیر؛جوان هم حق داره ناراحت باشه حق داره خسته باشه و عصبی باشه
امتحانمون رو هم خراب کردیم افتادیم این درس رو
کاش میشد همش خوابید
از دیدن رنگ صبح متنفرم
عجالتا من هم دستم به کار نمی رود روز ها را به طور احمقانه ای به شب می آورم و شب هم احمقانه تر از روز میگذرد.
دیگر نه صدایی برای فریاد مانده نه دلی برای ادامه دادن تمام واژه‌ها در گلویم پوسیده‌اند مثل پرچم‌هایی که هیچ بادی نمی‌لرزاندشان جنگیدم با دست‌هایی که هیچ سلاحی نداشتند با قلبی که هر بار شکست و باز خودش را جمع کرد بی‌صدا اما حالا در این سکوتِ سنگین فهمیده‌ام بعضی نبردها فقط برای باختن ساخته شده‌اند راه‌ها به دیوار رسیده‌اند و دیوارها به من نگاه می‌کنند بی‌رحم بی‌تفاوت بی‌پایان من دیگر نمی‌خواهم بجنگم نه برای معنا نه برای نجات نه حتی برای خودم فقط می‌خواهم در این تاریکی بی‌صدا فراموش شوم
سر و صدا سمه برای من فقط سکوت