eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
24 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا ابطال‌پذیری انقلابی بود؟ تا قبل از پوپر، بسیاری از فیلسوفان علم مثل هیوم و راسل معتقد بودند که علم از طریق استقرا پیش می‌رود؛ یعنی از مشاهده‌های مکرر به یک قانون کلی می‌رسیم. مثلاً اگر هزار بار ببینیم که خورشید صبح طلوع می‌کند، نتیجه می‌گیریم که «خورشید همیشه طلوع می‌کند». اما پوپر گفت: این روش مشکل دارد. چون هیچ‌وقت نمی‌توانیم مطمئن باشیم که دفعهٔ بعد هم همین اتفاق می‌افتد. شاید روزی خورشید طلوع نکند. پس علم نباید بر اساس تأییدهای مکرر باشد، بلکه باید بر اساس آزمایش‌هایی باشد که احتمال رد کردن نظریه را دارند. او علم را مثل یک بازی فکری دید: - ما فرضیه‌ای می‌سازیم (مثلاً «آب در ۱۰۰ درجه می‌جوشد») - بعد سعی می‌کنیم آن را در شرایط مختلف آزمایش کنیم - اگر در یک آزمایش خاص، آب در ۱۰۰ درجه نجوشید، باید نظریه را اصلاح کنیم یا کنار بگذاریم این نگاه باعث شد علم پویا و قابل اصلاح باشد، نه یک مجموعه از حقایق قطعی. --- نقد مهم: آیا ابطال‌پذیری همیشه کار می‌کند؟ نه دقیقاً. این نظریه با وجود قدرتش، چند نقد جدی دارد: 1. نظریه‌ها همیشه به تنهایی آزمایش نمی‌شوند وقتی یک نظریه رد می‌شود، ممکن است مشکل از ابزار آزمایش، فرض‌های جانبی یا حتی شرایط محیطی باشد نه لزوماخود نظریه. پس رد شدن یک پیش‌بینی، همیشه به معنای رد شدن کل نظریه نیست. 2. در علوم انسانی، ابطال‌پذیری سخت‌تر است مثلاً در روان‌شناسی یا جامعه‌شناسی، نظریه‌ها اغلب پیچیده‌اند و به عوامل زیادی بستگی دارند. نمی‌توان به راحتی یک آزمایش طراحی کرد که آن‌ها را رد کند. پس معیار پوپر برای «علمی بودن» ممکن است علوم انسانی را ناعادلانه کنار بگذارد. 3. تاریخ علم نشان می‌دهد که نظریه‌های غیرابطال‌پذیر هم مؤثر بوده‌اند مثلاً نظریه‌های نیوتن یا حتی نسبیت انیشتین، در ابتدا با داده‌هایی که کاملاً آن‌ها را تأیید نمی‌کردند، پذیرفته شدند. دانشمندان گاهی به نظریه‌هایی پایبند می‌مانند، حتی وقتی شواهدی علیه آن‌ها هست، چون به کل چارچوب نظری اعتماد دارند. 4. ابطال‌پذیری، علم را بیش از حد خشک و منطقی می‌بیند. علم در واقع ترکیبی از خلاقیت، شهود، تجربه، و حتی فرهنگ است. پوپر این جنبه‌ها را کمتر در نظر گرفت.
باز هم همون حال مزخرف چند روز خوب بودم
ولی باز برگشتیم سر خونه اول
اگر از نوشته های امثال هدایت و کافکا و شوپنهاور و که در سبک های اگزیستانسیالیستی و نهیلیستی و ارائه تصویر تاریک از انسان و زندگی مشهورن خوشتون نمیاد میتونید نخونید و انتقاد هم کنید اما بی دلیل نیاید برچسب بزنید به آثار اینها صرفا چون حس خوبی بهتون نمی‌دن به یاد داشته باشید اینها تحت تأثیر فشار ها و رنج های زندگی دیدشون نسبت به جهان منفی شده بوده و آنچه که از زندگی می‌دیند و میچشیدن رو بیان کردن و خیلی ها با این افراد احساس همزاد پنداری میکنن که مطالعه میکنن آثارشون رو
پس فاز انگیزشی و مثبت گرایی ور ندارید و از سفسطه گری پرهیز کنید که اصلا جذاب و خوب نیست
آخرین امتحان هم پس فردا میدم و تموم میشه الان دارم به این فکر میکنم که ۵ روز فرصت رو دوباره نخوندم و رسیدم به دو روز آخر الان بخونم یا فردا؟بعد اگر کلا نخونم امتحان رو میفتم یا نه؟اگر بخونم ۳۰ نمره حداکثر میتونم بگیرم یا نه؟
چرا هر روز حجم نفهم ها و احمق ها بیشتر میشه؟
امشب باید تا یک بیدار بمونم انتخاب واحد کنم
دانشگاه هر روز یک داستان جدید داره
حتی اگر سوالای امتحان و بدن به من بگن همینا میاد بخون حال ندارم همشو بخونم
حال و حوصله دیدن،شنیدن،خواندن،گفتن و .... هیچی رو ندارم
در تاریکیِ بی‌انتها دست‌هایم را بالا بردم نه برای دعا نه برای نجات فقط برای این‌که دیگر پایین آوردن‌شان دلیلی نداشت. پاهایم در گلِ خاطراتی پوسیده فرورفته بودند و هر تقلا فقط بیشتر غرقم می‌کرد. هیچ صدایی نبود جز خش‌خشِ امیدی که خودش را می‌خورد. نه کسی آمد نه کسی رفت و من ماندم با باری که دیگر نه می‌خواستم نه می‌توانستم حملش کنم. تسلیم شدم نه چون ضعیف بودم بلکه چون فهمیدم هیچ‌کس منتظرِ پیروزیِ من نبود.