eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
35 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
هر جور به زندگی نگاه کنی غم انگیزه
در دل شب، جایی که واژه‌ها از نفس می‌افتند، رنج، بی‌نام و بی‌چهره کنارم می‌نشیند. نه نوری هست، نه وعده‌ای برای صبح، فقط صدای آهسته‌ی «چرا؟» که در استخوانم می‌پیچد. دستم را دراز می‌کنم نه برای نجات، بلکه برای لمس حقیقتی که شاید در همین درد پنهان شده باشد. من سقوط نمی‌کنم، من فرو می‌روم در عمقِ خودم، در جستجوی چیزی که از جنس معنا باشد نه از جنس تسلی. و اگر کسی بپرسد چه می‌کشم؟ خواهم گفت: رنجی که نمی‌خواهد فراموش شود، رنجی که می‌خواهد فهمیده شود.
ملی گرایی گاهی اوقات حالت جوگیری به خودش میگیره نمونه اش اون مجسمه سازی که ادعا می‌کنه میکل آنژ و داوینچی باید در برابر هنر من سر تعظیم فرود بیارن اما علتش رو نمیگه و دلیل و برهان نمیاره چون ایرانیه اونا باید در برابر تو تعظیم کنن
کاش یک مهر میزاشتین به جا ۲۹ شهریور
هیچ آمادگی ندارم تماما خسته ام
کاش همیشه یک مشغله فکری و عملی توی خانواده باشه تا من برم تو حاشیه و مورد سوال و نقد قرار نگیرم
ریاضی رو افتادم
الان وقت آهنگ غمگین گوش دادنه
از همان آغاز، گویی سهم من از این جهان، شکست بود.نه از جنس ناتوانی، بلکه از جنسی که تقدیر با نخ‌های تاریکش بافته بود.من نه در میانه‌ی راه، که در نقطه‌ی شروع، با زخم به دنیا آمدم زخمی که نامش را نگذاشتند، اما سنگینی‌اش را در جانم ریختند.هر گام، یادآور آن بود که این مسیر برای پیروزی من ساخته نشده.من بازنده نبودم چون جنگیدم و باختم؛بازنده بودم چون هر نبردی پیشاپیش از من گرفته شده بود.
بازم کاش نبودم
لحظه های پایان شب از همه چی سخت تر میگذره
از بودنم و نفس کشیدنم و هر کنشی که دارم که اشغال جای یک نفر دیگه است شرم دارم