eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
30 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
تا تاریکی هست، بود و نبود نور مشکلی رو حل نمیکنه
به قول یارو: نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری
دیگه نمی‌دونم چطوری باید بگم دنیا جای خوبی نیست
آنقدر گفتم دیگه خسته کننده شده
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
تا تاریکی هست، بود و نبود نور مشکلی رو حل نمیکنه
تا زمانی که بدبختی و گرفتاری هست بودن خوبی و زیبایی ارزشی نداره
ریاضی کم زجر داد ما رو حالا آمار هم اضافه شد
یک شوک دیگه مثل شوک های شروع ترم بهم وارد شد
حالم خرابه بد
به شدت ناراحتم معدل ترم یک داغون ترم دو هم داغون و ترم سه هم سنگین تر و سخت تر از قبل و هنوز با دانشگاه جور نشدم گیر کردم نه میتونم ادامه بدم نه میتونم رها کنم
دیگه حوصله پرداختن به فلسفه رو در این کانال ندارم محتوای دیگه ای هم مدنظر ندارم
اوضاع خیلی ریسکیو و نامعلومه
می‌ترسم از شروع کردن، از مواجهه با اولین مشکل، از شکست خوردن، از مورد سؤال واقع شدن. چون هر شروعی انگار دعوتی‌ست به دیده شدن، به قضاوت شدن، به برهنه شدن در برابر نگاهی که شاید نه مهربان باشد، نه منصف. چون اولین مشکل همیشه شبیه هیولایی‌ست که منتظر است تا ثابت کند من هنوز آماده نیستم، هنوز ناقصم، هنوز زیادی ترسیده‌ام. چون شکست، حتی اگر کوچک باشد، صدای آشنای آن زمزمه‌ی درونی را بلند می‌کند: «دیدی گفتم نمی‌تونی؟» و سؤال شدن، یعنی باید دفاع کنم از چیزی که شاید خودم هم هنوز مطمئن نیستم بهش. یعنی باید بایستم، در حالی که پاهایم می‌لرزند، و بگویم: «این منم، با همه‌ی تردیدهایم.»