𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
تا تاریکی هست، بود و نبود نور مشکلی رو حل نمیکنه
تا زمانی که بدبختی و گرفتاری هست بودن خوبی و زیبایی ارزشی نداره
به شدت ناراحتم معدل ترم یک داغون ترم دو هم داغون و ترم سه هم سنگین تر و سخت تر از قبل و هنوز با دانشگاه جور نشدم گیر کردم نه میتونم ادامه بدم نه میتونم رها کنم
میترسم از شروع کردن، از مواجهه با اولین مشکل، از شکست خوردن، از مورد سؤال واقع شدن.
چون هر شروعی انگار دعوتیست به دیده شدن، به قضاوت شدن، به برهنه شدن در برابر نگاهی که شاید نه مهربان باشد، نه منصف.
چون اولین مشکل همیشه شبیه هیولاییست که منتظر است تا ثابت کند من هنوز آماده نیستم، هنوز ناقصم، هنوز زیادی ترسیدهام.
چون شکست، حتی اگر کوچک باشد، صدای آشنای آن زمزمهی درونی را بلند میکند: «دیدی گفتم نمیتونی؟»
و سؤال شدن، یعنی باید دفاع کنم از چیزی که شاید خودم هم هنوز مطمئن نیستم بهش. یعنی باید بایستم، در حالی که پاهایم میلرزند، و بگویم: «این منم، با همهی تردیدهایم.»
#AI
#Depression
جمع خوبه،تفریح جالبه،فیلم سرگرم کنندست،ورزش انرژی آوره اما زور هیچ کدوم به غمی که همیشه در سینه من هست نمیرسه