eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
35 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌ترسم از شروع کردن، از مواجهه با اولین مشکل، از شکست خوردن، از مورد سؤال واقع شدن. چون هر شروعی انگار دعوتی‌ست به دیده شدن، به قضاوت شدن، به برهنه شدن در برابر نگاهی که شاید نه مهربان باشد، نه منصف. چون اولین مشکل همیشه شبیه هیولایی‌ست که منتظر است تا ثابت کند من هنوز آماده نیستم، هنوز ناقصم، هنوز زیادی ترسیده‌ام. چون شکست، حتی اگر کوچک باشد، صدای آشنای آن زمزمه‌ی درونی را بلند می‌کند: «دیدی گفتم نمی‌تونی؟» و سؤال شدن، یعنی باید دفاع کنم از چیزی که شاید خودم هم هنوز مطمئن نیستم بهش. یعنی باید بایستم، در حالی که پاهایم می‌لرزند، و بگویم: «این منم، با همه‌ی تردیدهایم.»
جمع خوبه،تفریح جالبه،فیلم سرگرم کنندست،ورزش انرژی آوره اما زور هیچ کدوم به غمی که همیشه در سینه من هست نمیرسه
گاهی انسان دلش میگیره اما برای ما گاهی دلمون نمیگیره
شنبه استرس زا و غمگین کننده و لعنتی دوباره رسید
هیچ جوره با پاییز کنار نمیام
گذشته ای که حالمان را گرفته است، آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم و حالی که حالمان را بهم میزند؛ چه زندگی خوبی.
حالا باید یه مدت از کسایی که معدلمو میپرسن دور بشم
بعضی ها رو میبینی از زندگی سیر میشی
چقدر همه چیز حوصله سر بر شده
در دل شب، خاموش و سرد، می‌سوزد شوقی بی‌خرد، نه از امید، نه از وصال، تنها تمنای انهدام، بی‌جدال. در آینه، چهره‌ام محو است، نه اشک، نه لبخند، نه مست، تنها صدایی درونم فریاد می‌زند: «کاش نبودم، کاش هیچ نبود.» نه از خشم، نه از درد، بلکه از فهمِ بی‌ثمرِ این گرد، که بودن، خود زخم است، و نبودن، شاید مرهمی نرم است
هنگامی که محبتی از سمت خانواده شامل حالم میشه بیشتر شرمسار میشم
شرحی از موقعیت بخوام بگم اینه: ریاضی رو نفهمیدم به خصوص مشتق و انتگرال و ماتریس و توابع چند متغیره خرد ۱ رو هم نفهمیدم و خرد ۲ ورداشتم حسابداری رو نفهمیدم و کلان ۱ ورداشتم آمار هم اضافه کردم و الان هم کاری نمیکنم