eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
29 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
قرار بود از سه شنبه درس بخونم
فقط فردا مونده
علاج پیچ و تاب حرص،نتوان یافت ور نه به جوش آورده فکرِ حاجتِ ما بحر و کان ها را
در منفعل ترین حالت ممکن هستم
یه مگس کارایی اش از من بیشتره
دروغه اگر بگم هیچ امیدی در ته دلم وجود نداره
چرا هر چقدر هم انکار کنم بازم یه روزنه ای وجود داره
ولی آیا اتصالی با واقعیت داره یا نه؟ این مسئله است
خسته‌ام از تکرارِ صبح‌هایی که بوی هیچ می‌دهند چشم‌هایم هر روز پنجره‌ای را نگاه می‌کنند که به دیوار باز می‌شود در فنجانِ قهوه نه بیداری‌ست نه خواب فقط ته‌نشینِ روزهایی که نمی‌دانم چرا شروع شدند می‌خندم گاهی برای اینکه گریه نکنم و سکوت تنها صدایی‌ست که با من حرف می‌زند در ازدحامِ آدم‌ها گم شده‌ام بی‌آنکه کسی دنبالِ گمشده‌ای باشد و شب مثل پتویی‌ست که فقط سردی‌اش را حس می‌کنم نه آغوشش را
همه چیز به هم ریخته