eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
29 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
تنها شانسی که داشته باشم اینه که سوال تکراری بده تا حفظی حل کنم
نکنه سه تا درس رو بیوفتم
۲۰ سال گذشته ها ولی ما هنوز زندگی کردن یاد نگرفتیم
طبق معمول اولش خوب بود ولی تداوم پیدا نکرد اگر تداوم پیدا میکرد شاید جواب میداد ولی حالا که تداوم پیدا نکرده قطعا جواب نمیده و کوییز رو گند خواهم زد
جدی وقتی میشینم پای درس احساس پوچی میکنم
من فکر کنم یک ساله می‌خوام برنامه ریزی کنم
من فقط زمانی که گوشی دستمه و هندزفری تو گوشمه آرامش دارم چون دوپامین ترشح میشه
دیگر نه صبح بوی امید می‌دهد نه شب، پناهی برای گریختن است. در کوچه‌های تکرار با کفش‌های فرسوده‌ی رویا قدم می‌زنم بی‌آنکه مقصدی بخواهد مرا. دست‌هایم به جای آغوش، سایه‌ها را در آغوش می‌کشند. و لبخند چیزی‌ست که در عکس‌های قدیمی جا مانده. زندگی مثل شعری‌ست که وزنش را گم کرده و قافیه‌اش با هر نفس، دورتر می‌شود.
هر کی از ننش قهر می‌کنه دوتا صندلی می‌زاره مناظره برگزار میکنه
من آهنگ خیلی گوش نمیدم ولی این یدونه عجیب به دلم نشست
شناختن درد آسان‌تر از درمانش است چون حلش معمولاً نه با فکر بلکه با تجربه‌ی احساسیِ متفاوت اتفاق می‌افتد؛