eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
23 دنبال‌کننده
31 عکس
22 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://abzarek.ir/service-p/msg/2448322
مشاهده در ایتا
دانلود
من فکر کنم یک ساله می‌خوام برنامه ریزی کنم
من فقط زمانی که گوشی دستمه و هندزفری تو گوشمه آرامش دارم چون دوپامین ترشح میشه
دیگر نه صبح بوی امید می‌دهد نه شب، پناهی برای گریختن است. در کوچه‌های تکرار با کفش‌های فرسوده‌ی رویا قدم می‌زنم بی‌آنکه مقصدی بخواهد مرا. دست‌هایم به جای آغوش، سایه‌ها را در آغوش می‌کشند. و لبخند چیزی‌ست که در عکس‌های قدیمی جا مانده. زندگی مثل شعری‌ست که وزنش را گم کرده و قافیه‌اش با هر نفس، دورتر می‌شود.
هر کی از ننش قهر می‌کنه دوتا صندلی می‌زاره مناظره برگزار میکنه
من آهنگ خیلی گوش نمیدم ولی این یدونه عجیب به دلم نشست
شناختن درد آسان‌تر از درمانش است چون حلش معمولاً نه با فکر بلکه با تجربه‌ی احساسیِ متفاوت اتفاق می‌افتد؛
عجب روز سختی بود
هوا هم مشخص نیست گرمه یا سرد
جدی صحبت کردن برام سخته یه بار استاد سوال کرد خودم نفهمیدم چی جواب دادم بهش
یه جور استرس میگیرم و تپش قلب میگیرم انگار می‌خوام موشک هوا کنم
چقدر زندگی مزخرفه