هدایت شده از Seved Messages⁵.
من بهاری رو که وقته خوابش بهم ریخته،دیگه اونقدر به روتین پوستش و زندگیش و رژیمش اهمیت نمیده،شبا تا پنج صبح بیداره و ساعتها اورثینک میکنه و مینویسه،صبحا دیر بیدار میشه و تا چند ساعت بعدش تو تختش میمونه و اول صب بزور یه تیکه پيتزای سرد شوده ی شب قبلو به عنوان صبحانه میخوره و بیش از حد سرش تو گوشیه و بی ذوق و شوق میره سره تمرین رو دوسش ندارم:(
آدمها گاهی حتی با وجودِ دوست داشته شدن و دوست داشتن، فقط میخوان خستگیها و غصههاشون رو برای مدتی کنار بذارن. میدونم الان خستهای و غمگینی. میدونم این دوست داشتن هیچ معجزهای نمیسازه؛ میدونم که دلت زندگیِ جالبتر و پُر رنگتری رو میخواد. اما بمون. باشه؟ بمون و فرداها رو ببین. هیچکس نمیدونه فردا چه شکلیه، چه رنگیه. بمون و احساس کن؛ شاید فردای تو همونی بود که توی خوابهات میبینی و عمیقاً دوستش داری.
واقعیت اینه که هیچکس از مسیری که داره طی میکنه مطمئن نیست!
همه فقط دارن توی ابهام قدم برمیدارن؛
دلیلی نداره فکر کنی از بقیه عقبی.