الان انقدری غمگینم و حرف دارم که شاید تنها چیزی که میخوام اینه که خدا بکشونم پایین بشینم کنارش از همچی بگم و بگم
تشکر کنم برای داشته هام یا شکایت کنم برای تمام لحظه هایی که دویدم و نرسیدم.
قابل درکه که لیاقت خیلی چیزا نداشته باشم ولی اگه نداشتم چرا فکرش تو سرم افتاد؟
من بهترین نبودم اما تلاش کردم به اندازه خودم،اگه قرار باشه با کسی که ذره ای اهمیت نداده و تلاش نکرده برابر باشم ،پس اونهمه زحمت چه فایده ای داشت؟
عمر تلف کردن؟تلخ کردن زندگی برای خودم؟فدا کردن سلامت جسم و روانم؟استرس کشیدنای وحشتناک؟
همه و همه برای اینکه به این نتیجه برسه که اتفاقا یک با یک برابره؟
من با کسی که ذره ای درکی از حال من نداره برابره؟
خستم خستم از اینکه نمیتونم با هیچکس راجبش حرف بزنم
از آدمای مزخرفی که فقط بلدن یه مشت حرف تکراری و الکی از سر بی حوصلگی بهت تحویل بدن
کسایی که وقتی حالشون بد بود من از همه چیزم زدم همه تلاشم کردم تا یه لحظه بخندن و الان دارن یه مشت چرت و پرت برای اینکه از سر خودشون باز کنن تحویل میدن.
من هیچوقت هیچوقت دیگه برای خوب شدن حال هیچکس تلاش نمیکنم
چون الان که نیاز دارم هیچکدومشون نبودن اونایی ام که بودن فقط ادا بوده
همونی که مثلا مهم ترین آدمه زندگیمه نیست
چندماه که نیست
اگه میخواست میتونست
هفته ای یبار ،ماهی یبار میتونست
نمیخواد
𝐃𝐢𝐚𝐫𝐲
God,please let me be the winner this time....
"The loser has to fall"
I'M THE LOSER
اگه میتونستم یه جمله داد بزنم جوری که همه بلند بشنون قطعا این بود که برای هیچی تلاش نکنید برای هیچی
𝐃𝐢𝐚𝐫𝐲
خستم خستم از اینکه نمیتونم با هیچکس راجبش حرف بزنم از آدمای مزخرفی که فقط بلدن یه مشت حرف تکراری و ا
امشب خیلی زیاد غر زدم و حوصله سر بر شدم
فقط خواستم بگم با اینکه این تکست دیدید ولی بازم نیومدید و نبودید و باورم نمیشه که تنها کسی که چند کلمه باهام حرف زد هانیه بود
لطفا بعدا که همچی اوکی شد و پیام دادید تعجبی نکنید اگه بلاک بودید