eitaa logo
دانلود
10 . تیر
هر سری ماچا میخورم باورم نمیشه انقدر دوستش دارم ، واقعا عجیبه😂
هدایت شده از باد و آبی
11 . تیر
Diary
آقای نجار ؛ به نظر مهربون میومد دلم میخواست بابابزرگم باشه ولی یه مدت غیبش زد . درست موقعی برگشت که من بزرگ شده بودم و واژه " بابابزرگ" بشدت برام بیگانه بود . یعنی میشه یه روز برم پیشش بگم : سلام میشه من پیشتون کار کنم؟
ذهن فانتزی سازم میتونه از هر چیزی یک تصویر زیبا و دوست داشتنی بسازه . میتونم به بد ترین اتفاق دنیا که ازش میترسم فکر کنم و بعد چند دقیقه دلم بخواد به اون بدبختی بیافتم .