روز ِ۱۵۲ .
وقتی رابطه ای تموم میشه که تو واقعا میخواستی نگهش داری
بدجوری تو رو به هم میریزه .
اصلا به درک که رفتی و تنهام گذاشتی و ولم کردی
یه بار به این فک نکردی تا ابد قراره به این فک کنم بقیه چی داشتن من نداشتم ؟
امان از حس ناکافی بودن / *
ما هیچ وقت نتونستیم یه خداحافظی با شکوه داشته باشیم چون همیشه نا تمام میموند کار .
و من تا ابد تو حسرت اون خداحافظی با شکوه میمونم .
در پی ِیاری و من در پی ِتو میگردم
هر چی میگردم من اما به تو برمیگردم
خواستم دور شوم از تو و از هر چه تو است
هر چه رفتم باز دیدم به تو برمیگردم
_ دیکتاتور .
گشتم پی ِیاری و گرفتار تو گشتم
گشتم من ِگمگشته به دنبال تو گشتم
گشتم به پی ِچوب و چراغی و امیدی
مجنون شدم و در پی ِلیلای بگشتم
_ دیکتاتور .