نمیدونم،
حس خاصی نسبت به اون قسمت حیاط دارم.
از اون موقع که با اکیپ تو مدرسه یکی شدم، اونجا محل اجتماعمون بود.
همیشه اونجا جمع میشدیم، حتی بعد از امتحان ها، بعد از کلاس های جبرانی و پیشرفته، هرتایمی که مدرسه بودیم اونجا میشِستیم.
حتی وقتایی که تنهایی مدرسه بودم هم اونجا میشِستم :)
تنهایی حس عجیبی داره..
صداهاشون توی گوشم میپیچه..
حس میکنم باید توی اون قسمت سال ها گریه کنم. هر موقع میام مدرسه دقیقا همون قسمت میشینم.
انگار اون قسمت متعلق به منه.
سال دیگه که از این مدرسه برم یعنی کی اونجا میشینه؟ :)
اونم مثل منه؟ :)
اونم حس منو داره؟ :)
وقتی که مردم چی..
کی اونجا میشینه؟
اونم مثل منه؟
اصلا کسی میدونه اونجا متعلق به منه؟
میدونه روح من اونجا دفن شده؟
امیدوارم بدونه و از اون محل تموم استفاده رو ببره، چون دیگه مثل اون قسمت جایی نیست :))
هدایت شده از کَمی قهوهِ لطفاً ؛
بار زیادی از درس قراره بیاد روی دوشم و این موضوع باعث میشه قلبم به درد بیاد
تقدیمیداریمخفن
کانالتونداخلکانالهایآماربالاتبلیغرایگانمیشه...
۱-اینپیامُفورکنیدداخلکانالتون؛
۲-عضوکانالهای[مدعی]و[حرفدلی]و[ایـلـ⁰ـ¹ـ¹ـیا]و[تضاد]و[حرمان]و[قطار۱۲۸]باشید.
۳-اسکیرینعضویتداخلکانالهایبالاروبههمراتگتونبرامبفرستید.
ومنشعربهکانالتونتقدیممیکنم🦦
جذبداریدددد