از اینکه یاد گرفتم گریه و کنم و همزمان کارام رو بکنم خوشحالم.
دیگه نیازی نیست کارام رو تعطیل کنم برای گریه.
هدایت شده از کَمی قهوهِ لطفاً ؛
اینکه دوباره باید نگران نیمه ای از جونم اون سمت کشورم باشم اذیتم میکنه .
چقدر دلشوره و نگرانی بده.
برای هیچکی نمیخوام همچین چیزی رو، حتی برای دشمنم.
امیدوارم هیچکی تو دنیا نگران شخصدیگهای نباشه :)