سخنی نمیماند؛
گفتنی ها گفته شد،
دیدنی ها دیده شد،
شنیدنی ها شنیده شد،
اکنون دگر
ماندنی، ماندنی است،
رفتنی، رفتنی است.
نمیدونم کجای زندگیم در این حد بد بودم و بدی کردم به دیگران که هرچقدر تاوان میدم کافی نیست.🗿
چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا
دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا
بگذار بسوزم که در این سینهی دلگیر
جز سوختن و ساختنم مرحله ای نیست مرا