او ماه بود؛
گاهی کامل و پر نور،
گاهی زخمی و رنگ پریده.
اما این چیزی از ماه بودنش کم نمیکرد،
ماه برای آسمان، همیشه ماه است.🫧
به آیندگان بگویید زمانی که ماشه را کشیدند ما در مزرعه آرزوهای برباد رفته میان خوشه های سوخته یِ جوانی رویا می کاشتیم ،
ما همگی حیف بودیم.
میترسم وسط این همه تنها، تو تنهاترم کنی...
میدونم کنارم میمونی ولی این ترس منو اخر به مرگ میرسونه : )